eitaa logo
روز‌مرگی😇رمان(اشپزی)
119 دنبال‌کننده
476 عکس
1.4هزار ویدیو
0 فایل
روز‌مرگی،اشپزی،انگیزشی،سرگرمی،نقاشی،ایده،چیدمان💚
مشاهده در ایتا
دانلود
‌چیزی که مامانم بعد از باز کردن در اتاقم می‌بینه، در حالی که سه ساعت جیغ‌جیغ کردم که ساکت باشید می‌خوام درس بخونم💆🏻‍♀. 🎀https://eitaa.com/Erkoko
موج های سرنوشت🌊 ودو یک ساعت بعد عمو رحمان(ابدارچی) برام اسپرسو اورد و منم ازش تشکر کردم _ ببخشید دخترم میشه من امروز یکم زودتر برم اخه وقت دکتر دارم + اره اشکالی نداره اگه نیازی چیزی داشتین به من بگین(منظورم پول بود) که عمو رحمان تشکری کرد و رفت بعدشم اسپرسو مو خوردم عاشق بوی قهوه و اسپرسو بودم کلا یک ارامش خاصی بوش میداد و رفتم سمت کمد پرونده ها یه هو دیدم یک چیز مشکی براق داره اونجا رژه میره و یکم دقت کردم و دیدم بعلههه سوسکههه!!! اصلا شانسمو فقط تازه بالداره!!! واییی میخواستم جیغ بکشم و جیغای منم که بنفش! از بچگی از سوسک بدم میاد البته میترسم خب همه میترسن ولی الان چه غلطی بکنم من؟! وایی خدایا کمککک ولی گفتم الان ابروم میره و سریع دویدم اومدم از اتاق بیرون از زبان امیر... دیدم دریا نفس نفس زنان از اتاقش اومد بیرون و رنگش پریده بود +دریا خانم مشکلی پیش اومده؟ که هول شد و گفت _ عه... چیزه... عمو رحمان نیست؟ + نه همین نیم ساعت پیش رفتن گفت که مرخصی گرفتم اگه چیزی شده بگین من شاید بتونم کمکتون کنم وحلش کنم _ اخه... ارهـ.. ی.. ک.. یک مشکلی پیش اومده ادامه دارد...🍃 🪐 https://eitaa.com/Erkoko
عمیقا‌دلم‌میخواد‌برگردیم‌بہ‌دورانی‌که بدون‌هیچ‌دغدغہ‌ای‌ کنار‌تلویزیون‌می‌نشستیم‌و‌کارتون می‌دیدیم .🌛💘
884.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی معلم سر امتحان سوالو برای بغل دستیت توضیح میده: 🎀 https://eitaa.com/Erkoko 🎀
من همیشه اون لباس قرمزه بودم❤️‍🔥 • • • ⏰https://eitaa.com/Erkoko
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی روز امـتحان قهوه میخوری:❤️‍🩹 _ _ _ ☕️https://eitaa.com/Erkoko
موج های سرنوشت🌊 وسه و منم سوالی بهش نگا کردم استرس داشت و منم سریع رفتم یک لیوان اب براش اوردم و خورد و گفت _ یک...سوسک توی اتاقمه بعد من... حواسم.. پرت میشه نمیتونم تمرکز.. کنم. و منم فهمیدم که از سوسک خوشش نمیاد + اها که اینطور.. باشه من الان میام بیرونش میکنم _ نه... میشه بکشینش اخه.. شاید دوباره بیاد و منم لبخندی زدم و سعی کردم نخندم + باش الان میام و دریا دم در وایستاده بود، و منم رفتم گشتم و دیدم نیست +دریا خانم، اینجا سوسک نیستش _ مگه میشه اخه خودم دیدم حتما هس. و دیدم اروم داره میاد داخل اتاق و باهم داشتیم میگشتیم _ شما دمپایی ندارین ؟ + چرا داخل اشپزخونه هست الان میارم و دریا رفت و سریع با یک دمپایی بزرگ برگشت از کاراش خندم گرفته بود اما خودمو کنترل کردم ادامه دارد...🍃 🪐 https://eitaa.com/Erkoko