دافنه دوموریه تو رمان ربه کا میگه:
روزی با خود فكر می كردم اگر او را با غريبه ای ببينم، دنيا را به آتش می كشم!
اما، امروز حاضر نيستم كبريتی روشن كنم تا ببينم او كجاست و چه می كند..!
دچار افسردگی بود .
میدانی افسردگی یعنی چه؟
تابهحال کسوف دیدهای؟
خب، این هم مثل آن است :
ماه جلوی قلب میآید و
قلب دیگر نوری از خودش نمیپراکند ؛
روز روشن تبدیل به شب تاریک میشود . .