3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برگمان زنها را به خوبی میشناسد و این در تمام فیلمهایش عیان است. به نگاه اگنس دقت کنید که چگونه از تحسین به حسرت و در نهایت حسادت کشیده میشود.
این میزانسن بدون تردید ما را یاد مجسمهی پیهتا (Pieta) اثر میکل آنژ میاندازد. مریم مقدس برای مسیح مصلوب سوگواری میکند. آری اینگمار برگمان اینگونه در سینما از هنر بهره میگیرد.(سکانس مربوطه شرایط گذاشته شدن توی چنل رو نداشت.)
10.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پرداخت سینمایی دقیق برگمان از ابتدا تا انتهای اثر به گونهای است که این روند سیمای مسیحایی و مصائب اگنس کاملا ملموس و هدفمند است. نماهای اینسرت از تمثال های مسیحی، نماهایی از ساعت که مبین آخرین لحظات زندگی است، تنهایی و انزوای اگنس در کودکی و در زمان حال، روابط سرد سه خواهر خانواده با خود و دیگران و مصائب و رنج های اگنس مواجهه با سرطان همگی جزئیاتی هستند که اگر در داستان پرداخت نمیشدند، این آن مسیحایی کاملا سطحی، بیربط، تصنعی و خودنما به نظر میرسید.
برگمان جایی گفته بود که من اگر سینما را پیدا نمیکردم قطعا سر از بیمارستان روانی در میآوردم. وقتی از او پرسیده شده که خب حالا بعد از این همه فیلم ساختن چه چیزی را بدست آوردهاید گفت: "اجنه، شیاطین و ارواح حالا دیگه هر وقت دلشون بخواد نمیتونن بیان، فقط گاهی میآن."
اگر باید نانم را از دست بدهم
اگر باید پیراهن و بسترم را بفروشم
اگر باید سنگتراشی کنم
یا نان را از میان زبالهها بجویم
یا از گرسنگی بمیرم و تمام شوم
ای دشمن انسان،
سازش نمیکنم
و تا پایان میجنگم،
آخرین تکهی خاکم را هم بگیر
جوانانم را به زندانها بینداز
و کتابهایم را بسوزان،
به سگهایت در ظرفهای من غذا بده،
دام ترس و وحشت را بر سر بامهای دهکدهام بگستر،
ای دشمن انسان
سازش نمیکنم
و تا پایان میجنگم.
-سمیعالقاسم