گروه اول. سربازی که پوتینهایش را به چوپان میبخشد و علیرغم سرکوفت شنیدن، برای بار دوم هم این کار را میکند.
گروه دوم. انسانهای حریص و بخیل. امیر که در مغازهاش همه کار میکند و مسافرش را به خاطر کرایه در وسط راه رها میکند. گروهبانی که نمیخواهد سیبش را با کربلایی شریک شود و در گیر و دار دو دوتا چهارتا گیر افتاده. کربلایی که حرص مالی که به برادرش رسیده را میخورد.