eitaa logo
استذراء
34 دنبال‌کننده
94 عکس
80 ویدیو
0 فایل
خاکستریِ خاکستری. استذراء یعنی به سايۀ درخت شدن، پناه گرفتن به کسی یا چیزی.
مشاهده در ایتا
دانلود
استذراء
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این تلاش مک‌مورفی برای اتمام جر و بحث را مقایسه کنید با سکوت توأم با رضایت سرپرستار رچد. فیلم با ساده‌سازی شخصیت‌ها به دو قطب متضاد، ظرفیت تفسیر چندلایه را از بین می‌برد. رچد به‌مثابه "شیطان" حاضر می‌شود. در حالی که در زندگی واقعی، مرز میان ظلم و نظم یا مراقبت و کنترل، بسیار مبهم‌تر از چیزی است که فیلم به تصویر می‌کشد.
57.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جلسات گروه‌درمانی که ظاهراً برای کمک به بیماران طراحی شده‌اند، در واقع میدان اعمال قدرت پرستار رچد هستند. او با مهارت، از اعترافات بیماران علیه خودشان و یکدیگر استفاده می‌کند. در این سکانس‌ها، رچد با آرام‌ترین ابزار ممکن (کلمات) بیشترین سلطه را اعمال می‌کند. بیماران، به‌جای آن‌که قوی‌تر شوند بیشتر فرو می‌ریزند. مک‌مورفی در این جلسات شروع به زیر سؤال بردن اقتدار او می‌کند.
23.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در این سکانس، مک‌مورفی تلاش می‌کند مردان ساکت و مطیع را به حرکت درآورد و حس رقابت و انرژی را به آن‌ها بازگرداند. حتی وقتی نتیجه‌ای حاصل نمی‌شود، انرژی آزادشده نمادی از بازگشت «اراده» به این انسان‌های فراموش‌شده است. بازپس‌گیری احساسات انسانی در دل یک نظام بی‌روح.
11.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مک‌مورفی در به چالش کشیدن خودش برای بلند کردن شیء سنگین شکست می‌خورد، اما پیش از رفتن می‌گوید: «حداقل تلاشمو کردم.» این سکانس کوتاه ولی کلیدی، روح فلسفه‌ی اگزیستانسیالیستی فیلم را خلاصه می‌کند: تلاش برای عمل، حتی در دل شکست.
40.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بسیاری از بیماران، برخلاف تصور اولیه‌ی مک‌مورفی، با میل خود در این بیمارستان هستند. این لحظه‌ در فیلم، یکی از نقاط عطف است. آدم‌هایی که قربانی نظام هستند، در عین حال به آن پناه می‌برند چون بیرون از آن با دنیایی ناآشنا، خطرناک و آزاد مواجه می‌شوند. آزادی‌ای که برایشان ترسناک‌تر از نظم تحمیلی‌ست. آن‌ها ترجیح می‌دهند "آرامش در اسارت" را به "اضطراب در آزادی" بفروشند.
بیلی در طول داستان به عنوان ضعیف‌ترین فرد در بیمارستان روانی شناسانده می‌شوند، برای مثال در یک سکانس او دوبار از نشدن و نتوانستن حرف می‌زند.
استذراء
در این سکانس همه‌ انتظار آورده شدن نام مک‌مورفی را می‌کشند، چون از بیلی چیزی جز ضعف ندیده‌اند. شخصیت‌هایی مثل بیلی هنگام با برخورد با انتخاب و آزادی، نمی‌توانند فشار روانی آن را تحمل کنند. مک‌مورفی در نهایت و با عمل لوبوتومی، قربانی تلاشی می‌شود که برای گسستن زنجیرهای وابستگی دیگران آغاز کرده بود. بیلی هم در نهایت، زندگی در اسارت را به معنای حقیقی آن پیوند می‌زند.
هسکل وکسلر، فیلمبردار این فیلم در هیچ صحنه‌ای از نور و رنگ‌های جذاب و پر زرق و برق استفاده نمی‌کند. حتی لباس بیماران نیز سفیدِ سفید نیست. چرا؟ آیا نمی‌تواند؟ او برای فیلم‌های چه کسی از ویرجینیا وولف می‌ترسد و راه‌های افتخار اسکار بهترین فیلمبرداری را از آن خود کرد. پس حرف از نتوانستن نیست، بلکه از نخواستن است. انگار فورمن از او خواسته رنگ‌ها را به مرده‌ترین شکل ممکن استفاده کند تا فضایی سرد، دلگیر و یأس‌آلود شکل بگیرد.