قولهات، ستارهها، آرزوهام، همه رو با هم سوزوندم. حالا فقط یه روحِ متلاشی مونده و یه شومینهٔ سرد.
محکوم به پیکار بی انتهایی شده ام که
سربازانی از جنس افکارم ، قسم خورده اند با قدرت هرچه تمام تر ، این صحنه ی نبردِ ذهنم را به خاک و خون بکشند و من به طرز رقت انگیزی تنها توانِ تقلا دارم تا به اعماقِ این تاریکی محض ، پرتویِ فروغی بتابانم دریغ از آنکه ره نجاتی وجود ندارد ...
#سقوط_بیفرود