تأثیر تفکر تکاملی در علوم سیاسی را میتوان در نگاه افرادی که متأثر از کارل مارکس میباشند دنبال کرد. افرادی مانند کارل بکر که دهههای متمادی تفکر تکاملی را در علوم سیاسی بر اساس مبنای بقای برتر داروینی در جوامع مدرن ارائه کرد، تا زمانی که تبعات منطقی بحث خودش (قدرت حق میآورد) را مشاهده کرد. و آن زمانی بود که تجاوز وحشیانه وابستگان هیتلر را به اروپا دید. رک ( Brown, 1970)
. آرتور کیت در کتاب تکامل و اخلاق در مورد تفکر هیتلر و تأثیرپذیری وی از داروینیسم میگوید:
بهمنظور مشاهده معیارهای آثار تکاملی و اخلاق قبیلهای که بر امور یک کشور بزرگ و مدرن با شدت اعمالشده باشد، باید آلمان سال 1942 را در نظر گرفت. هیتلر را مشاهده میکنیم که عمیقاً به این باور رسیده است که تکامل تنها مبنای واقعی برای سیاست ملی را تأمین میکند. روشهایی که هیتلر برای حراست از آینده نژاد و مردم خود اختیار نمود به چنان کشتاری منجر شد که اروپا را در خون غوطهور ساخت. شیوه او اگر با هر معیار اخلاقی سنجیده شود، بهشدت غیراخلاقی است؛ بااینوجود آلمان آن را توجیه میکند. شیوه هیتلر هماهنگی بااخلاق قبیلهای یا تکاملی است . آلمان به اخلاق قبیلهای یا تکاملی رجعت نمود و روشهای تکاملی را برای مردم جهان به نمایش گذارد. (Keith, 1949, p. 28)
تفکر نژادپرستانه و برتری نژاد سفید بر دیگر نژادها در خود عبارات داروین ریشه دارد. وی گذشته از اینکه جنگ بر مبنای انتخاب طبیعی را عامل توسعه تمدنها میداند، در تحلیل شکست ترکها در جنگ با حکومتهای اروپایی، برتری نژادی اروپاییان را دلیل پیروزی در جنگها بیان میکند. وی در نامهای که در سوم جولای 1881 برای یکی از دوستان خود نوشته است چنین میگوید:
میتوانم نشان دهم که جنگ بر مبنای انتخاب طبیعی عامل توسعه تمدن بوده است... بر همین اساس، نژادهای سفید اروپایی متمدنتر در تنازع برای بقا، ترکها را مغلوب نمودهاند. (Darwin, 2008, p. 263)
دینداری و تحقق ادیان را تکاملیها ناشی از تکامل بهوسیله انتخاب طبیعی میدانند و همانند بقیه ویژگیهای انسانی آن را بهوسیله تکامل طبیعی توجیه میکنند.
در کتاب سهجلدیای که تحت عنوان جایی که خدا و علم با همدیگر ملاقات میکنند- چگونه مغز و مطالعات تکاملی، فهم ما از دین را تغییر میدهند در جلد اول مقاله سوم بخشی تحت عنوان "مطالعات ژنتیکی و تأثیر آن بر رفتارهایی که عمیقاً به دینداری مرتبط است"، این بحث مطرح میشود؛ که دلایلی وجود دارد که دینداری هم یک سازگاری محیطی است و ثانیاً مطالعاتی وجود دارد که تأثیرات محیطی را بر روی ویژگی دینداری برای ما بهصورت واضحی به تصویر میکشد و از همه مهمتر، اینکه دینداری بااینکه پیچیدهترین و نیرومندترین نیرو در جان انسان است و بیتردید بخشی از طبیعت انسان است، بهشدت متقاعدکننده و پیچیده است و به همین دلیل پیچیدگی و متقاعدکنندگیاش، یک سازگاری تکاملی است. (McNamara, 2006, p. 31-2)
ایشان حتی پا را هم فراتر میگذارند و دینداری که بهحق میتوان گفت از ویژگیهای اختصاصی انسان در برابر حیوان است را به نحوی به ابعاد مادی و ویژگیهای مادی انسان تقلیل میدهند و آن را مانند باقی ویژگیهای انسان، ارثی و قابل به ارث رسیدن میدانند ایشان میگویند: «اگر دینداری تنها یک ویژگی مانند دیگر ویژگیها است، باید امری موروثی باشد.» (McNamara, 2006, p. 33)
4_5897785710034815184.pdf
حجم:
683.2K
تاملات اخلاقی تکاملی مایکل روس درباره ویروس کرونا
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عظمت جهان هستی...
نظم در حرکت سیاره زمین و زهره به دور خورشید 👌
@Evolve