eitaa logo
اسرار پر ابهام فکت
24هزار دنبال‌کننده
42.4هزار عکس
7هزار ویدیو
0 فایل
واقعیت های عجیب و هراس انگیز 😱😨 جهت رزرو تبلیغ محدود و گسترده @sadateshonam )
مشاهده در ایتا
دانلود
سیاهچاله ها ممکن است پنجره هایی برای ورود به زمان های دیگری ‌باشد هر بار که درون سیاهچاله سقوط کنیم، مجددا در بخش دیگری از جهان و در دوره دیگری در زمان بیرون می آییم. 🇯📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
"چه میشود اگر اختلال روانی چند شخصیتی، به دلیل وجود یک یا چند روح مختلف در بدن باشد؟" مبتلایان به این بیماری روانی اظهار داشتند که در بدن خود حضور فردی کاملا متفاوت از خود را حس میکنند. از این رو بعید نیست که تئوری بالا توضیحی برای این اختلال روانی عجیب باشد! 📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
کشتار وحشتناك و مرموز در هینترکایفك در سال 1922 شش فرد ساکن در یك مزرعه با یك گلدان کشته شدند چند روز پیش از حمله یك نفر از قربانیان بر انباشت برف‌ لبه‌ جنگل به سمت مزرعه یك ردپا دیده بود و به مردم محل گفته بود اما کوچك ترین اثر از برگشت ردپا در کل منطقه منتشر و مشاهده نشده بود ، شش ماه قبل از حادثه خدمتکار آن خانواده آنجا را ترك کرده‌ بود و ادعا میکرد خانه آنها سکنه ندارد ، جالب است بدانید که پرونده این قتل‌ ها تا به امروز حل نشده است 📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
نام فیلم : Circus kane ژانر : ترسناک ، دلهره اور ، اسلشر زمان فیلم : ۸۸ دقیقه کارگردان : Christopher Ray خلاصه داستان : یک صاحب سیرک گروهی از دوستان و ستارگان شبکه های اجتماعی را به منظور گرفتن جشن به خانه ی خود دعوت می کند. هر کس بتواند بدون ترسیدن مدت مشخصی را دوام بیاورد، 250 هزار دلار پول گیرش خواهد آمد. اما خطرات ممکن است واقعی تر از آن چیزی باشد که در ابتدا تصور می شد. ستارگان به زودی می فهمند که برای پول رقابت نمی کنند، بلکه برای زندگی خود نیز می بایست مبارزه کنند… 📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
‌ ‌‌‌ ‌ سلام موضوع ای که میخام‌بگم یکم طولانیه بنده بیست سالمه و به وجود جن زیاد باور ندارم ولی انکار هم نمیکنم من خوابم سبکه یک شب حالت جنینی خوابیده بودم و وسطای شب بیخود از خواب بیدار شدم و یه موجود کوچولو مشکی رنگ که مثل انسان بودو دیدم فقط چون تاریک بود حالت محو دیدمش خیلی بهم نزدیک بود تغریبا جلوی قفسه سینه منم خودمو زدم به خواب چون شنیدع بودم نباید بهشون بفهمونم که متوجه حضورشون شدم ولی دیر جنبیدم اون فهمیده بود و با یک سیلی محکم که بعید میدونم کار اون موجود کوچولو باشه رفتم تو شوک و گیج بودم تا به خودم اومدم بلند شدم و چراغ و روشن کردم و تو اتاق دنبالش میگشتم ولی نبود اعصابمم خورد شده بود بهش فحش دادم اقا این گذشت تا هفته ی قبلی بین شاخه و برگ درخت انگور و انجیرمون روی دیوار همین موجودو دیدم و نادیده اش گرفتم و رفتم تو اشپز خونه که تو حیاطه ظرفارو بشورم که یچیزی با سرعت از در اشپزخونه رفت تو حموم چون سیاه و کوچولو یود گفتم لابد همون موجوده و بیخیالش بودم چون شنیدم درخت انجیر موکل داره و گفتم شاید پری درخت باشه و کاری به من نداره دیشب که تو حیاط خوابیده بودم یکی با سنگ ریزه میزد به یخچالمون که تو حیاطه داشتم تو تاریکی نگاه میکردم ببینم شاید گربه ای رو سایه بودن بالای یخچاله و سنگ ریزه ها دارن از همونجا میریزن ولی چیزی نبود و سنگا از طرف درخت پرت میشدن سمت یخچال اینم بگم که شنیده بودم جنا اینجوری اعلام حضور میکنن چون سنگا ریز بودن و به طرف یخچال پرت میشدن نه خودم گذاشتم پای اینکه میخاد باهام دوست شه چون داشتم‌چت میکردم و حوصلشو نداشتم رفتم زیر پتو چند دقیقه ای گذشت و صدای سنگ پرتاب کردن قطع شده بود که صدای نفس کشیدن یکی میومد رو مبل تو‌حیاط خوابیده بودم و انگار نشسته بود رو تاج مبل بالای سرم😂 و منتظر بود متوجهش بشم ولی توجه ای بهش نکردم تا اینکه صدا قطع شد و دوباره از زیر پتو اومدم بیرون و دوباره صدای برخورد سنگ ریزه اومد یک نگاه به یخچال و سنگ‌ریزه ها کردم و یه نگاه بین شاخه ها ولی چیزی نبود اونای که راجب این چیزا اطلاع دارن میشه ازتون بپرسم باید چیکار کنم؟ باهاش دوست شم یا همینجوری نادیده بگیرمش؟ قطعا اگه میخاست اسیبی بزنه تا الان زده بود یا به خودم یا به جوجه هام که تو همون باغچه ان ☠️ 📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
از دهه ۱۸۵۰ تا اوایل دهه ۱۹۰۰، بیش از ۲ میلیون کودک یتیم با قطار از نیویورک به غرب میانه فرستاده شدند که به "قطارهای یتیم" معروف است. بسیاری از آنها مورد استثمار قرار گرفتند، در خانه‌های توهین‌آمیز قرار گرفتند یا برای نیروی کار ارزان استفاده شدند، که فصل تاریکی را در تاریخ آمریکا رقم زد! 📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
عجیب ترین نوع مرگ The Curse Of Odin یا نفرین اودین نام دارد ؛ در این نوع مرگ فرد به خواب میرود و مغزش فراموش میکند ریه ها را به تنفس وا دارد و فرد در اثر غفلت مغز میمیرد 📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
قتل غزاله شکور آرمان پسر نوجوانی بود که وقتی تنها 18 سال داشت به قتل دوستش غزاله متهم شد. خانواده غزاله دختر 19 ساله‌ خبر ناپدید شدن دخترشان را اعلام کردند اما خیلی زود مشخص شد او برای آخرین بار به خانه دوستش آرمان رفته است. غزاله شکور در تاریخ 12 اسفند 92 از خانه خارج و سپس ناپدید شد و هیچ اثری از او یافت نشد، پس از گزارش مفقودی ازسوی خانواده شکور، تحقیقات پلیس نشان داد که غزاله به قصد دیدار با آرمان عبدالعالی از خانه خارج و پس از آن ناپدید شده‌است. زمانی که غزاله قصد داشت به این رابطه پایان دهد بین او و آرمان دعوا و اختلاف رخ داد و همین امر موجب شد تا این درگیری به قتل غزاله توسط آرمان بینجامد. این پرونده 8 سال در جریان بود. آرمان متهم به قتل غزاله در بازجویی‌های اولیه اعتراف کرد که غزاله تصمیم به مهاجرت گرفته بود و به همین دلیل می خواست تا رابطه اش را با او تمام کند؛ درنتیجه این تصمیم درگیری بین آنها رخ می‌دهد که در پی آن با وارد شدن ضربه به سر غزاله او از هوش می‌رود. آرمان در بازجویی‌های اولیه معترف می‌شود که پس از هل دادن غزاله سر این دختر نوجوان دچار ضربه می‌شود، سپس آرمان با میله فلزی بارفیکس چندین بار به سر غزاله می‌زند و سپس جسد او را در کیسه پلاستیکی می پیچد و به سطل زباله می‌اندازد اما بعدا متهم به قتل یعنی آرمان عبدالعالی اعترافات خود را پس گرفت و سر خوردن غزاله را در راه‌پله و برخورد سرش به پله را دلیل وارد شدن ضربه بر سر او دانست و مدعی شد که پیکر غزاله را از ترس از خانه بیرون برده است. این پسر نوجوان در جلسه دادگاه تمام اعترافاتش را در بازجویی پس گرفت و مدعی شد آنچه در یک جلسه بازجویی گفته دروغ است و تحت فشار اینگونه اعتراف کرده است. او پس از این گفته ها هرگز اعترافات قبلی را تایید نکرد و همچنان اصرار داشت که غزاله خودش به زمین خورده است. این در حالی بود که قضات رسیدگی کننده به پرونده قتل اعلام کردند در دیوارهای خانه آرمان لکه های خون پیدا شده که متعلق به غزاله است بنابراین ادعای آرمان درباره اینکه غزاله در راه پله ساختمان به زمین افتاده است اشتباه و دروغ است. آرمان پس از ادعای خود مبنی بر اینکه غزاله خودش با پله ها برخورد کرد گفت که جسم غزاله را درون یک چمدان گذاشته و از ساختمان خارج کرده و کنار سطل زباله ای در نزدیکی پارک ملت رها کرده است. این صحبت های آرمان باعث شد تا تحقیقات گسترده ای به منظور پیدا کردن جسد غزاله آغاز شود اما هرگز این تحقیقات به نتیجه نرسید. فیلم دوربین مداربسته ساختمان محل زندگی آرمان هم نشان می داد که او با یک چمدان از خانه خارج می شود اما آیا واقعا در آن چمدان جسد غزاله بود؟ این سوال هرگز پاسخ داده نشد. 2 تن از قضاتی که رای به قصاص آرمان داده بودند پس از اینکه موارد ادعایی خانواده را درباره زنده بودن غزاله شکور دیدند ترجیح دادند تحقیقات بیشتری در این باره انجام شود. خانواده غزاله هم شرط کردند در صورتی که جسد دخترشان پیدا شود اعلام گذشت می کنند.توقف اجرای حکم موجب شد که دوباره تحقیقات پیرامون پیدا شدن جسد غزاله آغاز شود. آرمان، متهم به قتلی که یک بار از قصاص جسته بود مجددا مدعی شد که از جسد غزاله خبری ندارد و قتلی هم ازسوی او به وقوع نپیوسته است. دادسرا دوباره پرونده را به دادگاه کیفری استان تهران فرستاد و آرمان در شعبه 5 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد؛ بنابراین حکم قصاص آرمان دوباره صادر و پرونده در دیوان عالی کشور تایید شد. پس از قتل غزاله تنها فرزند خانواده شکور و در جریان پرونده قصاص آرمان تلاش بسیار زیادی ازسوی برخی افراد سرشناس به منظور گذشت خانواده غزاله از حکم قصاص آرمان انجام شد اما والدین غزاله همچنان بر اجرای حکم و گرفتن حق قانونی خود اصرار داشتند. پدر و مادر غزاله که روی تصمیم خود درباره حکم قصاص آرمان عبدالعالی مصر بودند دلایل عدم رضایت خود را به بخشش آرمان اینگونه بیان کردند که هیچ پشیمانی از سوی آرمان و خانواده او در این مدت ندیدند و بنابراین خواستار اجرای حکم هستند. آنها امید داشتند که جسد دخترشان پیدا شود که با پنهان‌کاری آرمان هرگز این امیدشان محقق نشد. البته عده ای از نزدیکان خانواده دوطرف این پرونده جنایی یعنی شکور و عبدالعالی به طور رسمی و غیر مستقیم می گفتند که یکی از دلایل آنها برای عدم گذشت فشار اطرافیان خانواده شکور برای اجرای حکم است هرچند خانواده غزاله شکور این ادعا را رد کردند و می گفتند غزاله تنها دخترشان بوده و کمترین حق شان است که قبری برای دخترشان داشته باشند. با وجود تلاش های بسیار برای توقف اجرای حکم قصاص آرمان عبدالعالی سرانجام او در سحرگاه سوم آذر 1400 در زندان رجایی شهر اعدام شد. (گفته میشود که فیلم سینمایی (بی بدن) ازین پرونده ساخته شده است. و پدر و مادر غزاله از سازندگان فیلم شکایت کرده اند.)
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام این خاطره ای که تعریف میکنم مربوط به عید 1401هستش اون موقع من تازه بیست سالم شده بود از قبل اینو بگم که من زیاد خودم رو درگیر اتفاق های ماورایی و ‌جن و .. نکرده بودم و علاقه خاصی نداشتم بهشون اعتقادی هم به این داستان ها نداشتم تا اون شب طبق رسم و سنت همه عید جمع شده بودیم خونه پدربزرگ و ما خانواده پرجمعیتی هستیم تصمیم جمع این بود که خونه کوچیکه و جا نیست و نمیشه راحت خوابید پس بریم ویلا همه وسایل رو جمع کردن به سمت ویلا راه افتادن شب ساعت نه بود تقریباً رسیدیم ویلا وسایل رو گذاشتیم شام رو خوردیم و بزرگ تر ها و مسن تر ها بعضی هاشون خوابیدن و بعضی ها صحبت میکردن چندتا از بچه های فامیل داشتن درمورد جلسه احضار روح حرف میزدن و منم گوش میدادم یهو داییم پدرم اومد و گفت اگر بخواهید میتونم براتون انجام بدم منم کنجکاو شده بودم تصمیم گرفتم شرکت کنم خلاصه بگم یه تخته به اسم ویجی برد آوردن احضار رو انجام دادن و ظاهراً موفق بود و بعد وسایل رو جمع کردن و خوابیدیم نیمه شب بود حدود ساعت سه احساس کردم دستی مثل آتیش گلو و مچ دستم رو گرفته البته آتیش سرد نمی دونم چجوری براتون توصیفش کنم 😅خیلی ترسیده بودم می‌خواستم داد بزنم ولی نمی تونستم روی قفسه سینم سنگینی احساس میکردم که ناگهان یکی از دختر خاله ها جیغ کشید و بقیه رو بیدار کرد و منو تو اون حالت که خشکم زده بود و فقط ام و من میکردم دیدن دختر خاله خون دماغ شده بود و سر درد و حالت تهوع شدیدی داشت شب رو صبح کردیم و فردا همون جاهایی که حس میکردم دست ینفر هست کبود بود به کسی چیزی نگفتم در طول روز شاهد اتفاقات عجیب دیگری هم بودیم و متوجه شدیم که می‌تونه مرتبط با جلسه دیشب بوده باشه پدربزرگ من اون ویلا رو فروخت و کسایی که اون رو خریده بودن چند ماه بعد دوباره اونجا رو فروختن چون میگفتن احساس میکنن همش یکی تو خونه هست و وسایل جابجا میشه و اتفاق های عجیب میوفته ☠️ ⤥ 📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱