eitaa logo
اسرار پر ابهام فکت
23.1هزار دنبال‌کننده
40.4هزار عکس
6.8هزار ویدیو
0 فایل
واقعیت های عجیب و هراس انگیز 😱😨 جهت رزرو تبلیغ محدود و گسترده @sadateshonam )
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام بهتره خودمو معرفی نکنم چون اگر کسی از این اتفاقات من در این کانال باشه برای من و خود طرف داستان پیش نیاد منو با اسم Mr.x بشناسید تمامی اسم های که در این اتفاق هستن اسم های مستعار هستن و از اسم های واقعی این افراد استفاده نشده. این اتفاق برای حدود 3 سال پیش هستش. باور کردن شما برای من اهمیتی نداره من فقط وقایع پیش اومده رو توضیح میدم. تابستون پارسال بود که من و رفیقام خیلی توی محله درمورد اشباح و اجنه صحبت میکردیم ، من هیچ احساس ترسی نداشتم و فقط گوش می‌کردم به حرفاشون چون خرافاتی بودن ، نمی‌تونستم درست ارتباط برقرار کنم باهاشون. هر کدوم داستانی درمورد جون جنگل کنار خونمون میگفتن که شبا میاد ولی کسی اون بیرون باشه دنبالش کنه و اونو بکشه ، همین چند ماه پیش بود که پسر اقای ربیعی توی ساختمون بغلی ما هستش بدن بیجونش توی این جنگل پیدا شد ، روز خاکسپاری وقتی پارچه رو زدن کنار و تونستیم صورت رو ببینیم از دور هم جای کبودی ها معلوم بودش ما فکر میکردیم که حتما از جایی پرت شده پایین ولی کبودی ها نشون سم اسب و رد چنگول های گرگ بودش وقتی پارچه رو کشیدن قبرستون شهر ما ساکت شد انگار به یک بار گریه ها تموم شد. ما به همراه خانواده به سمت خونه بر می‌گشتیم که من متوجه شدم که برادرم هنوز سوار ماشین نشده به سرعت برگشتم سر مزار و دیدم برادرم داره گریه میکنه و روی دستش کبودی مثل کبودی علیرضا هستش روی خاک تازه قبر هم جای سم اسب هستش انگار یکی عمدا داره این کارارو می‌کنه یا هشدار بوده یا برای ترسوندن. یک شب تابستون که بحثمون خیلی بالا گرفت درمورد مرگ علی‌رضا به خودمون گفتیم که باید بریم سمت این جنگل تا بگیم مرگ علی‌رضا توسط هیچ کدوم از عوامل غیر انسانی نبوده ، کاشکی هیچ وقت اون روز شب نمیشد. وقتی سیاهی آسمون به روشنایی روز زد ما هم زدیم بیرون هرکسی که می‌تونست وسیله ای با خودش می آورد که کارمون رو اسون تر کنن. مثلا چراغ قوه ، اب ، تفنگ شکاری ، دوربین و یک کبریت شاید فکر کنید با این وسایل داریم میریم شکار خرس یا چیز بزرگ تر ولی چیزایی که به چشم دیدیم بدتر از تصورات خودمون بود. ساعت از نیمه شب گذشته بود و ما داشتیم روز 40 ام علیرضا میرفتم داخل جنگل ، سنگینی زیادی حس می‌کردیم همش صدای قران خوندن با لحن ترسناکی رو می‌شنیدیم صدای جیغ و فریاد علیرضا که کمک میخواست رو ، همه ما می‌شنیدیم که چه صداهایی داره زمزمه میشه. جیغ علی‌رضا اشک همه مارو در آورده بود محمد مهدی همش اسلحه رو می‌چرخوند و نور مینداخت تا اینکه یهو میخکوب شد ، انگار یخ زده باشه ، هعی پرسیدیم چی شده چرا اینجوری می‌کنه ، تا جلوی پاشو دیدیم دریاچه ای از  خون که تا پایین درختی رفته ، بچه ها نظرشون اینه فرارکنیم و واقعا یکم عقب عقب اومدیم من اونجا تازه احساس ترس داشتم و به خودم می‌لرزیم. نگاهم افتاد به صفحه گوشیم چون همش روشن و خاموش میشد ، ساعت نزدیک 1.27 دقیقه شب بود و مادرم بیچاره 7 بار میس کال داره زنگ زدم گفتم اومدم ویلا یکی از دوستام و مسئله حل شد. امیررضا همش از اول راه گلگی میکرد یکی دست میزنه به پشتش و همش چیز تیز به کمرش فرو می‌ره و میاد بیرون حتی وقتی دست به کمرش میزدیم هم خیلی داغ بود و همش عرق میریخت لباسشو زدیم بالا دیدیم جای پنجول های گرگ و سوزن هست رو کمرش انگار یکی از روی عمد اینکارو کرده. هممون ترسیده بودیم مطمعن بودیم که 3 نفرمون تنها نیستیم یکی داره مارو تو کل راه تعقیب میکنه مخصوصا چیزی که انسان نباشه ، به راهمون ادامه دادیم و رسیدیم به رد پای اسب که میرسید به قبری نزدیکی روستا مخروبه /ماشاالله اباد/ روب قبرا اسم و تاریخ ها بود ولی بزور تونستیم بخونیم اولی ازماعیل سحابی متولد 1110 و فوت 1386 و دومی زلیل سحابی 1082 و فوت 1357 همه مونده بودیم چرا این قبر ها اینقدر بزرگن ، چرا این همه سن دارن. اصلا چرا تو جنگل ما دفن شدن. پشت سرمون صدای پا حس کردیم ، با داد یکی از بچه ها همه پراکنده شدیم من به سمت خونه ها دوییدم وقتی رسیدم اول شهرک دیدم برق ها رفته و منم دارم نفس نفس میزنم به بچه ها زنگ زدم خداروشکر حالشون خوب بود و داشتن با ترس میومدن سمت شهرک یکم نشستم تا این موضوعات فراموش کنم چشممو بستم چند ثانیه باز کردم علی‌رضا رو 20 متری خودم دیدم سر خم کرده و چشمای سفید داره بهم نگاه می‌کنه و کم کم قدم می‌زاره میاد جلو اول سنگ هایی سمتش زدم ولی زور اینو نداشتم بزنم بهش تا زخمی شه وقتی به 2 قدمی من رسید با دستش گلومو گرفت و محکم فشار داد چشمام سیاهی رفت وقتی بهوش اومدم توی بیمارستان بودم و گلوم کامل کبود بود ما دیگه مطمعن شده بودیم مرگ علی‌رضا یک قتل نبوده یک هشدار بوده. ☠️ 📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
🌍 شغل نیش خوری ! دانشمندانی که با پشه‌های مقابله میکنند و مشغول ساختن پادزهر برای نیش حشراتی چون مالاریا هستند خودشان را به عنوان طعمه به دام پشه‌ها می‌اندازند و از صدها پشه نیش میخورند ! این شغل درامدی بالغ برچندین هزاردلار درماه دارد. 💥📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌍 مارو یه نیشگون میگیرن دادمون در میاد ! بعد ببینید چتر نجاتو به کجاش وصل کرده روانی !!😰 💥📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
داستان در مورد یک کوهنورد است که می خواست از بلندترین کوه ها بالا برود او پس از سال ها آماده سازی ما جرا جویی خود را آغاز کرد ولی از آنجا که افتخار کار را فقط برای خود می خواست تصمیم گرفت تنها از کوه بالا برود شب بلندی های کوه را تماماً در بر گرفت و مرد هیچ چیزرا نمی دید همه چیز سیاه بود اصلاً دید نداشت و ابر روی ماه و ستاره ها را پوشانده بود همان طور که از کوه بالا می رفت چند قدم مانده بود به قله ی کوه پایش لیز خورد و در حالی که به سرعت سقوط می کرد از کوه پرت شد در حال سقوط فقط لکه های سیاهی را در مقابل چشمانش می دید و احساس وحشتناک مکیده شدن به وسیله ی قوه ی جاذبه او را در خود می گرفت هچنان سقوط می کرد اکنون فکر می کرد مرگ چه قدر به او نزدیک است ناگهان احساس کرد که طناب به دور کمرش محکم شد بدنش میان آسمان و زمین معلق بود و فقط طناب او را نگه داشته بود چاره ای نماند جز فریاد بزند (خدایا کمکم کن) ناگهان صدای پر طنینی که از آسمان شنیده می شد جواب داد از من چه می خواهی  _ ای خدا نجاتم ده! _ واقعاً باور داری که من میتوانم تو را نجات بدهم  _ البته که باور دارم _ اگر باور داری طنابی که به کمرت بسته است پاره کن یک لحظه سکوت مرد تصمیم گرفت با تمام نیرو به طناب بچسبد گروه نجات می گویند که روز بعد یک کوهنورد یخ زده را مرده پیدا کردند دست هایش محکم طناب را گرفته بود و او فقط یک متر از زمین فاصله داشت آیا حاضرید آن را رها کنید ☠️ ⤥📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
🌍 پیرزن 92 ساله ای که میگوید 82سال است که روزی یک کیلو ماسه میخورد و معتقد است این عادت غذاییش باعث طول عمر وی شده است پزشکان پس از معاینات کامل او را کاملا سالم تشخیص دادند!! 💥📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
🌍 غار بلور در مکزیک بزرگ‌ترین بلوری که تاکنون در این غار پیدا شده 11 متر درازا، چهار متر قطر و 55تن وزن دارد. هوای درون غار بسیار گرم است و دمای آن به 58 درجه سانتیگراد می‌رسد. 💥📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
🌍 اولين پله برقى گرد و مورب جهان که در بزرگترين مركز تجارى شانگهاى چين قرار دارد.این پله برقی نقش آسانسور را نیز دارد و درنوع خود عجیب است 📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
🌍 برخی از مردان ژاپنی از تراشیدن سر خود به عنوان راهی برای اعتراف به گناه استفاده می کنند. مردم عادی، سیاستمداران و ستاره های دنیای موسیقی نیز ممکن است دست به این کار بزنند. گاهی نیز زنان برای نشان دادن ندامت از انجام کاری خاص، موهای خود را کوتاه می‌کنند. 💥📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌍 اگه شما یک قسمت به اندازه سر سوزن از خورشید رو بر روی زمین قرار بدین، و در فاصله 150 کیلومتری ازش بایستید باز هم از شدت گرما خواهید مرد! 💥📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
جالبه بدونید در ایالات متحده، افرادی که  هنگام تماشای فیلم های ترسناک بر اثر سکته قلبی می میرند  بسیار بیشتر افرادی هستند که در هنگام چتربازی میمیرند .... 📛کپی بدون لینگ شرعا حرام است‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱