eitaa logo
اسرار پر ابهام فکت
24.9هزار دنبال‌کننده
44.4هزار عکس
7.5هزار ویدیو
0 فایل
واقعیت های عجیب و هراس انگیز 😱😨 جهت رزرو تبلیغ محدود و گسترده @sadateshonam )
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
پیاده شدم یه جای قشنگی بود، با اینکه زمستون بود ولی هنوزم قشنگ بود پر از دار و درخت بود و کمی که پیاده روی کردیم رسیدیم به چشمه ای که میون سنگها سر در آورده بود، بی اختیار گفتم چه جای قشنگی !!!جهان همونطور که می نشست روی تخته سنگی که لب چشمه بود گفت مگه نه ؟! _اینجا رو از کجا پیدا کردی ؟ _جوینده یابنده اس !!! بشین نمیخوای آب بخوری ؟! _سرده !!! _ولی ارزش امتحان کردن داره.دست توی آب بردم و مشتی آب بیرون آوردم، لرز نشست به جونم سریع آب رو خوردم و گفتم یخ زدم !!! _ولی آبش واقعا سبک و خوشمزه اس !!! _اوهوم... فکر کن تابستون و بهار اینجا چی میشه !!! _اره باید ببینی خیلی قشنگه _یعنی تابستون دیدی ؟! _پس چی!!! من اینجا رو خیلی وقته کشف کردم _یه بار توی بهار باید بیایم.بعد یادم افتاد که جهان گفته بود کارها رو تموم میکنم و بر میگردم تهران!!! برای همیشه باناامیدی گفتم البته تو که میخوای برگردی تهران !!!بی مقدمه گفت ناراحتی ؟! _از چی ؟! _از اینکه میخوام برگردم تهران !!!نمیخواستم پیش جهان لو برم، اینکه دلم براش می لرزید چیزی نبود که من بتونم لو بدم ،برای همین گفتم نه ..یعنی به من ربطی نداره!!!از جا بلند شد روبروم ایستاد و گفت پس چرا چشمات رو میدزدی؟ _من؟ نه ! _نیره به من نگاه کن ،توی چشمام نگاه کن و بگو برات مهم نیست که برمیگردم تهران!!!سرم رو جهت مخالف چرخوندم و گفتم خوشت میاد آدم رو توی بن بست بذاری ؟ _وا چه بن بستی دختر؟! چرا نگاهم نمیکنی ؟!چشم انداختم توی چشمهاش و گفتم بیا اینم نگاه ،خوب شد ؟! _اره... حالا بگو برات مهم نیست برگردم تهران !!!تمام توانم رو جمع کردم و سعی کردم واقعی به نظر بیام و بر خلاف احساسات باطنیم گفتم برام مهم نیست بری تهران !!!اما جهان شروع کرد خندیدن و گفت اصلا بلد نیستی دروغ بگی دختر خاله!!! برات خیلی هم مهمه !!! _خودشیفته ...من میخوام برگردم ده بریم !!! _صبر کن ،کجا با این عجله؟! _اومدیم از اینجا لذت ببریم یا اعصاب من رو خرد کنی؟! _چرا اعصابت خرد بشه؟! میگی که برات مهم نیست پس دلیلی برای اعصاب خردی نیست ! _جهههااانننن.لبخندی زد و گفت بگو جانم !!!وا رفتم ....حس کردم دست و پاهام شل شد، این چه طرز جواب دادن بود، میدونستم صورتم سرخ میشه سعی کردم زیاد نشون ندم که از اون کلمه چه حسی گرفتم، شاید جهان به بقیه هم همین کلمه رو میگفت، خودم رو جمع و جور کردم و گفتم بهتره بریم !!! _بریم نه، فرار کنیم درسته ؟! _جهان لطفا ! _میریم عجله نکن، هنوز خیلی تا شب راهه بشین اینجا !!!تخته سنگی نشون داد و من نشستم روش، روبروم نشست و گفت روزی که اینجا رو پیدا کردم روز بدی بود ،حس و حال بدی داشتم از زمین و زمان شاکی بودم.... میدونی من تا قبل از اومدن به این ده زندگی اروم و بی دغدغه ای داشتم، نهایت حرص و جوش خوردنم مدرسه و درس و کتاب بود ،ولی از روزی که پا گذاشتم توی این ده زندگی به کل عوض شد !!! _نمی اومدی ! _نمیدونستم چی در انتظارمه...گاهی از عموم خبرهایی بهمون میرسید ،البته که مامان از عموم کینه داشت، همیشه هر موقع حرف از عمو میشد میگفت حقم رو خورده ....البته که دایی رو هم مقصر میدونست می‌گفت به خاطر نفع و منافع خودش نگذاشت من ادعای حقم رو بکنم..... تا اینکه دعوت شدیم برای عروسی محمد ،برای اولین بار توی تموم اون سالها مامان گفت بریم، باید با مظفر رو در رو بشیم ....حرف از زمینی بود که هم نصیر خان سهم داشت هم مظفر خان، مامان میگفت اون زمین سهم ما هم هست..... مدتی بود دنبال کار و سرمایه گذاری بودم و وقتی فهمیدم همچین زمینی با این موقعیت هست،تصمیم گرفتم اینجا سرمایه گذاری کنم ....ما اومدیم عروسی محمد و من برای اولین بار تو رو سر قنات دیدم !!!راستش قبل از جعفر از پشت درختها دیده بودم که داشتی توی حوضچه آب تنی میکردی !!! _تو ...تو یواشکی نگاه میکردی ؟!سرش رو زیر انداخت و سری به نشونه تایید تکون داد، گفتم ذاتا همه اتون بی حیایید!!!پوزخندی زد و چیزی نگفت !!! ادامه دارد
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
841.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ته راهرو همچین چیزی ببینی... 😨 📛کپی فقط با لینک کانال مجاز هست ‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
👻 ✖️•• زمانی که بمیریم ذهن ما به زندگی خود ادامه میدهد، شبی که میمیرید وارد رویایی میشوید که تا ابد با آن هستید و در آن رویا میمانید،هرچه ببینید در آن زندگی خواهید کرد،حتی اگر وحشتناک ترین خواب خود را دیده باشید🧠🥀! •🎃👀 📛کپی فقط با لینک کانال مجاز هست ‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فکر کن نصف شب از خواب بپری و با این صحنه مواجه بشی😱 📛کپی فقط با لینک کانال مجاز هست ‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تواین موقعیت چیکار میکنین؟!👽🪬 join :∆ 📛کپی فقط با لینک کانال مجاز هست ‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
⟨اخرین عملیات⟩☣️⚠️ افرادشون به ترتیب مارو گرفتن و  چشم هامونو باز بستند حس بدی داشتم معلوم نبود آخر عاقبتمون کدوم جهنم دره ای ، دستمالی آغشته به مواد بیهوشی به بینیمون نزدیک کردند که در حد چند ثانیه بیهوش شدیم  ... بیدار شدم سرم فریاد میکشید از درد ولی خیلی زود به خودم اومدم صورت فردی و دیدم‌که چشم هاش باز مونده بود و به زمین افتاد بود خودمو به عقب پرت کردم اون مرده بود تمام اطرافم فنس کشیده شد بود و هزاران زامبی داشتن به فنس ها فشار میاوردن..بلند شدم به اطراف نگاه کردم همه جا پر بود از زامبی هایی که میخواستن به هر قیمتی که شده از فنس رد بشن و بهم حمله کنند دستام دستبند خورده بود یه زمین خیلی بزرگ و خاکی بود مجید و رضا حدود چندین متر اونور تر بهم بسته شده بودند بدون لحضه ای درنگ دویدم تا نجاتشون بدم ولی دست اونهارو محکم بهم بسته بودند زمانی که بهشون دست زدم تمام اطرافم شروع شد به سوراخ سوراخ شدن این تیراندازی یه هشدار بود مجید گفت: _سعی نکن مارو باز کنی شاید تورو فقط دستبند زده باشند ولی مارو محکم بستند به زودی این فنس ها میفته و زامبی ها به سمت ما میان و از راهی که اینا استفاده میکنند خارج میشن مارو طعمه کردند! با دست رضا رو تکون دادم ولی بیدار نمیشد هر چی صداش میکردم که بیدارشو گوش نمیداد مجید گفت: _بهش آرام بخش تزریق کردند هیچ راهی نیست اونا با تو کاری ندارند میتونی بری از قصد تورو ازاد گذاشتن که فرار کنی و این اتفاق و تعریف کنی گفتم:_ ن..نه.. من نمیتونم نمیتونم بدون شمااا اینکارا رو بلد نیستم باید باهم بریم..! همون موقعه بود که هیلیکوپتر های جنگی به آسمان فرمان دادند و..... نویسنده: Amir_Dark 📛کپی فقط با لینک کانال مجاز هست ‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
- جنگل "Aokigahara" سالانه حدود صد جسد در این مکان یافت می شود - این جنگل از نظر تعداد خودک...ــشی در آمار جهانی رتبه دوم را دارد مردم محلی معتقدند که شیاطین و ارواح در این جنگل زندگی می کنند آنها معتقدند ارواح ، افرادی را که به جنگل می آیند مجبور می کنند تا به زندگی خود پایان دهند join :∆ 📛کپی فقط با لینک کانال مجاز هست ‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
طبق افسانه‌ها در مصر باستان موجوداتی با ۳۶ فوت قد ، موجوداتی هیبریدی در دوران باستان بودند که اهرام را ساختند ، رنگ خون آنان به جای قرمز آبی بود ، و استخوان هایشان از عاج سختر بودند، پوست آنان از لایه هایی به سختی ناخن ساخته شده بود،  قدرت ماهیچه های آنان با هزاران انسان برابر بود.  از این موجوادت در کتاب مقدس به عنوان نفیلیم یاد شده است، و جزو موجودات افسانه‌ای ملل مختلف هستند.   ‹ 📛کپی فقط با لینک کانال مجاز هست ‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا