هدایت شده از تبلیغات دانستنی های طبی
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دشمن افتادگی پلکهات رو پیدا کردم😱
🎗با تکنیک نوروژن🎗
🔻20سال جوون تر میشی🔻
▪️مناسب برای افتادگی پلک،تیرگی و گودی زیرچشم،چین وچروک😊
🔻 کارما جوانسازی پوست برای رفع چین چروک و افتادگی صورت با روشهای طبیعی و بدون درده 🔻
نتیجه ها را ببینی شگفت زده میشی 😳
برای مشاوره عدد (۵) رو بفرست
راه ارتباطی 👇
@Moshaverr_posti خانم صبوری
09930899778
لینک کانال👇
https://eitaa.com/joinchat/3459384953C1b4f2d9915
#رمان
#نیره
من نیره ام ....دختری که نه پدر و مادر به خودش دیده نه قوم وخویشی.... ازبچگیم چیز زیادی یادم نمیاد اینی هم که یادم میاد توی خونه حاج مظفر بودم ،چطوری سر از خونه حاج مظفر درآوردم یا اصلا از اول اونجا بودم یا نه رونمیدونم!!!از وقتی خودم رو شناختم همه باهام بدرفتاری میکردن جز حلیمه!!!
...من یه دختر ۱۶ ساله بودم که.....
ادامه دارد...
#سرگذشت
#برشی_از_یک_زندگی
#نیره
#قسمت_صدونودونهم
نصیر خان کمی این پا و اون پا کرد و گفت:
_پیغوم دادی عقد کنون پسرته، اونم با خواهر زاده من ،دختری که پسرم خواستگارش بوده چرا باید زن دوم پسر تو بشه ولی عروس من نشه هان؟!حاجی که پیدا بود خون خونش رو میخوره گفت از خودش بپرس !!!
_باشه از خودش میپرسم.چرخید سمت من و گفت میدونی وقتی بشی زن محمد دیگه خبری از حق و حقوق جعفر نیست و چیزی دستت رو نمیگیره ؟!چرا؟! چون بالاخره دوباره عروس همین خونه ای ....می افته دست محمد و هیچ به هیچ !!!!هر چند راست میگفت ولی خب بین شاهین و محمد و حتی بین مظفر خان و نصیر خان من مظفر خان رو انتخاب میکردم، برای همین گفتم شاید دلیل شما هم برای خواستگاری از من با عنوان خواهر زاده اتون همین بوده نه ؟!اینکه سهم من از ارث مادرم رو ندید و بیفته دست شاهین، درسته؟!لبخندی روی لبهای حاجی نشست و نصیر خان گفت الحق که دختر شهلایی، زبونت نیش داره !!!
_حرف حق تلخه دایی جان و اینکه اینم بگم که توی دلم نمونه میدونم شاهین خان زن و بچه داشته یعنی اینکه همچین ازدواج اولش هم نیست.دیگه ظرفیتش تکمیل شده بود رو به شاهین گفت یالا بریم اومدنمون هم اشتباه بود .پدر و پسر از جا بلند شدن، حاجی گفت بشین نصیر ،چرا دلخور میشی ؟!
_دلخور ؟!هههه! نه !دلخور نشدم عزت زیاد ...سهم تو رو هم جدا میکنم نیره میفرستم بیای برا گرفتنش.شاید توقع تشکر داشت ولی حقم بود، برای همین گفتم منتظرم !!!اونها که رفتن حاجی رو به من گفت باریک الله خوب جوابش رو دادی !!!
_جواب دادم حاج بابا!!! ولی این به معنای این نیست که از حق جعفر میگذرم نه برای خودم، برای علی !!!هاجر خانم که تا اون لحظه ساکت بود گفت خیلی بی چشم و رویی!!!
_من ؟!حاجی گفت بسه...یکی به دو نکنید، تو فکرش هستم.میدونستم هیچ هم تو فکرش نیست، درسته آدم خوبی بود و همه جا هوای من رو داشت ولی خب پای پول و دارایی که وسط بود هم سعی میکرد از زیرش در بره، جعفر چیزهایی برای خودش داشت و قانونا به من و علی تعلق میگرفت ولی حاجی تا اون موقع حاضر نشده بود اونها رو به ما بده !!!حاجی که رفت ،هاجر خانم گفت عین ننه ات چشم سفید و بی چشم و رویی!!!
_هیچ خوشم نمیاد در مورد مادرم بد بگید !
_من به خوشامد تو کاری ندارم، واقعیت رو میگم.روزی که فرداش قرار بود عقد کنون من و محمد باشه ،مریم وسایلش رو جمع کرد و بچه هاش رو هم برداشت و رفت خونه معصومه خانم ،هر چی هاجر خانم عز و جز کرد که نره ،مریم راضی نشد و گفت ابن نونی بود که خود شما گذاشتی تو دامن من خاله، وگرنه محمد کجا حواسش به زن دوم بود؟! از بس تو گوشش خوندی آخرش این شد
_مگه من نیره رو میخواستم ؟!
_چه فرقی داره، نیره نباشه یکی دیگه مهم اینه شما شروعش کردی، خوبه خودت هم اول سه تا دختر آوردی، حاج بابا باید سرت هوو می آورد.... البته می آورد اگه مادرشوهری مثل خودت داشتی !!!
_مریم من رو ببین زبونت رو کوتاه کن
و مریم بی هیچ جوابی رفت ...محمد که خبر دار شد عصبانی خواست بره دنبالشون ولی هاجر خانم نگذاشت و گفت بذار چند روزی بره اروم میشه و برمیگرده ، توی عقد نباشه هم بهتره.شب که شد حاجی هم ناراحت از رفتن مریم گفت کاش نگذاشته بودی برن زن !!!
_حریفش نشدم، هزار تا حرف بارم کرد و رفت آخرش من سر این عروسها دق میکنم !حاجی همونطور که غذاش رو میخورد گفت هرچند دیر بود ولی صبح با جهان حرف زدم و دعوتش کردم !!!حس کردم سر تا پام خیس عرق شد ،خدا خدا میکردم رنگ صورتم نپریده باشه، محمد گفت حتما گفت دیر خبرش کردید !!!
_کاش اینو گفته بود ...والا حرفی زد که از اینکه تماس گرفتم پشیمون شدم
_چی شده ؟!
_مثلا خواستم حرمت نگه دارم دعوتشون کردم، اونوقت برادرزاده من زن عقد کرده و چند روز دیگه عروسیه و من خبر ندارم !!!
_واقعا ؟!چشمهام رو بستم تا اروم بگیرم ،پس عقد کرده بود و در تدارک عروسی بود ...به خودم خاک بر سری فرستادم و سعی کردم اروم باشم ،همه حواسشون به حاجی و حرفهاش بود و کسی به من توجهی نداشت، هاجر خانم گفت مثلا بزرگترش بودی حالا دعوت پیشکش نباید خبر میدادن؟!حاجی بر خلاف همیشه که مخالف حرفهای هاجر خانم بود اونشب تاییدش کرد و گفت منم از همین ناراحت شدم !
#سرگذشت
#برشی_از_یک_زندگی
#نیره
#قسمت_دویست
محمد گفت ناراحتی نداره ،چند وقتی جهان اینجا بود اونم منافعش رو تامین میکرد وگرنه برای نسبت فامیلی که نبود !
حاجی لقمه ای دهنش گذاشت و گفت حالا هرچی، بیخیال ما به کار خودمون برسیم اونها هم به کار خودشون !!!دیگه کسی حرفی نزد، ولی شام اونشب کوفت من شد، خیلی دلم میخواست جهان رو میدیدم و ازش میپرسیدم چرا ؟!مگه نه اینکه تا لحظه آخری که میخواست بره تهران حرفش این بود که مادرش رو راضی میکنه و برمیگرده؟! یعنی بازیم داده بود؟! یا اینکه فکرای دیگه ای در موردم کرده بود و خواسته بود اینجا سرگرم باشه و تمام!!! هر چی که بود حس خوبی نداشتم نه میتونستم قبول کنم که گولم زده، چون همه حرفهاش واقعی بود یا من اینطور حس میکردم ... نه میتونستم قبول کنم که مجبور به ازدواج شده !!!جهانی که من میشناختم همه رو مجبور میکرد مطابق با میلش پیش برن و کسی نمیتونست اون رو مجبور به انجام کاری کنه ...اونشب تا صبح نخوابیدم ،دم دمه های صبح بود از بس فکر و خیال کرده بودم سردرد داشت کورم میکرد، دست اخر به خودم نهیب زدم دست بردار نیره ،جهان برای خودش خوشه تو چرا عزا گرفتی؟! بچسب به زندگی که قراره شروع کنی !هرچند دلخوشی به زندگی که هنوز شروع نشده بود هم نداشتم ...هوا که روشن شد حلیمه اومد داخل اتاق و من رو که دید گفت خاک بر سرم چته؟!
_هیچی
_پس چرا چشمات این شکلیه؟! عینهو مرده از گور در رفته !نگاهی به خودم توی آینه انداختم چشمهام قرمز شده بود و زیر چشمهام به سیاهی میزد گفتم دیشب نخوابیدم برای همینه!
_با این ریخت میخوای بشینی پای سفره عقد ؟!
_برو بابا انگار بقیه حال و روزشون بهتره !!! اسمش عقده وگرنه ....
_نیره ببین فکر و ذکرت رو از جهان بکش بیرون
_بیرونه
_بعید میدونم ،حال و روزت این رو نمیگه !!!
_حلیمه کوتاه بیا.جنب و جوش که توی عمارت شروع شد ،حلیمه هم رفت تا گوشه ای از کار رو بگیره ...بلقیس اومده بود برای آرایش صورت من دست به صورتم کشید و گفت چته دختر ؟!
_من؟! هیچی !
_چرا چیزیت که هست، اون بار با اینکه میدونستم بلایی سرت اومده این حال و روز رو نداشتی !
_تازه خوشحال هم بودم نه ؟!سری تکون داد و گفت اره خوشحال هم بودی !
_چون خودم میخواستم اون کار انجام بشه ،در واقع انگار موفق شده بودم
_الان نمیخواستی؟!
_نمیدونم بیشتر به خاطر علی ...
_محمد مردتر از جعفر خدابیامرزه...خوبیت نداره پشت مرده حرف زدن ولی خودت میشناختیش دیگه
_محمد هم یکی لنگه مردای دیگه! داره سر زنش هوو میاره
_شنیدم مریم گذاشته رفته ؟!
_حق داره والا
_هوو به هوو حق بده !!!این فقط از نیره بر میاد ،در هر حال امروز عقد کنونه،بهتره این سگرمه هات رو باز کنی !!!بلقیس سر و صورت رو مرتب کرد، لباس کرم رنگی که خریده بودم رو پوشیدم و وقتی حلیمه خبر آورد که عاقد اومده !!!همراه بلقیس از اتاق بیرون رفتم ،خبری از سفره عقد نبود ،محمد با لباسهای تر و تمیز بالای هال کنار حاجی نشسته بود و عاقد هم کنارش بود، هاجر خانم انگار عزادار باشه با اخم هایی درهم نشسته بود و دو تا از دخترهاش کنارش بودن ،من رو که دید ازم رو گرفت و چیزی زیر لب گفت که نشنیدم... حاجی کنار خودش جایی باز کرد و گفت بیا اینجا.کنار محمد نشستم و عاقد چیزهایی خوند و من فقط بله رو دادم و تموم...هیچ شباهتی به عقد کنون نداشت انگار فقط باید در محضر کسی اون موافقت رو اعلام میکردیم و محرم میشدم.... نزدیک ظهر بود که مهمونها از راه رسیدن حاجی فقط با دعوت کردن مهمونها میخواست اعلام کنه که عروسش ازدواج کرده !!!تا غروب مهمونها بودن و بعد همه برگشتن ،نصیر خان با اینکه دعوت بود نیومده بود، هر چند برام مهم نبود ولی میتونستم بفهمم از زور دلش نیومده.... شب که شد انگار نه انگار اتفاقی افتاده عمارت خلوت بود و فقط خودمون بودیم ،خیلی عادی سر سفره شام نشستیم و بعد هاجر خانم علی رو بغل کرد و گفت پیش من میمونه !!!میدونستم منظورش چیه و همین باعث خجالتم شد ...حاجی هم بلند شد و رفت ....محمد کنارم نشسته بود احساس معذب بودن داشتم چیزی که با حضور جعفر اصلا احساس نمیکردم
ادامه دارد
قدیمی ترین قفل جهان توسط قفل ساز انگلیسی «جان ویلکس» در سال 1680 ساخته شده است. این قفل برنجی و فولادی زیبا، اکنون در مجموعه موزه ویکتوریا و آلبرت در لندن نگهداری میشود
📛کپی فقط با لینک کانال مجاز هست ‼️
#فکت
#عجایب
「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱🎃 💢➖
تعدادی فسیل لاک پشت های غولپیکر ماقبل تاریخ به نام Glytodons با قدمت 10 هزار ساله توسط یک کشاورز آرژانتینی در حین حفاری در باغ خانهاش پیدا شد.
لاکپشت های گلیپتودون می توانند به 3 متر اندازه و 1.5 تن وزن برسند ، و به عنوان لاک پشت های غول پیکر عصر حجر شناخته می شود
📛کپی فقط با لینک کانال مجاز هست ‼️
#فکت
#عجایب
「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
چند تا فکت از زحل🪐
زحل ششمین سیاره منظومه شمسیه که به حلقههای زیباش معروفه، اما جالبه بدونید که این سیاره ۸۲ قمر داره که بیشترین تعداد قمر برای یک سیاره در منظومه شمسیه. زحل تنها ۹۵ برابر زمین جرم داره و هر روزش تقریبا ۱۰ ساعت و ۳۹ دقیقه است!
🪐
📛کپی فقط با لینک کانال مجاز هست ‼️
#فکت
#عجایب
「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
اسرار پر ابهام فکت
🌋| آتشفشانها |×| Volcanoes 🔬|پست بعدی|🔬
🌋| آتشفشانها |×| Volcanoes
🔬| آتشفشانها شکافهایی در پوسته زمین هستند که از طریق آنها مواد مذاب، گازها و خاکستر به سطح زمین راه پیدا میکنند. این پدیدههای طبیعی نتیجه مستقیم فعالیتهای درونی زمین و حرکت صفحات تکتونیکی هستند. مواد مذابی که درون زمین قرار دارند، ماگما نامیده میشوند و وقتی به سطح میرسند، به عنوان گدازه شناخته میشوند. آتشفشانها میتوانند به صورتهای مختلفی ظاهر شوند، از گنبدهای کوچک تا کوههای عظیمی که هزاران متر ارتفاع دارند.
🔬| ساختار داخلی یک آتشفشان شامل مخزن ماگما در عمق زمین، دهانه اصلی در قله و لولههای جانبی برای خروج مواد است. وقتی فشار گازهای محبوس در ماگما افزایش مییابد، این مواد با سرعتی بسیار زیاد به بیرون پرتاب میشوند. نوع فوران بستگی به ویسکوزیته (غلظت) ماگما و میزان گازهای محبوس دارد. ماگمای غلیظ و چسبنده باعث فورانهای انفجاری و مخرب میشود، در حالی که ماگمای رقیقتر منجر به جاری شدن آرام گدازهها میگردد.
🔬| انواع مختلفی از آتشفشانها وجود دارد که بر اساس شکل و نوع فوران طبقهبندی میشوند. آتشفشانهای مخروطی معمولاً دارای شیب تند و فورانهای انفجاری هستند. آتشفشانهای سپری شکل، شیب ملایمتری دارند و از گدازههای رقیق تشکیل شدهاند. آتشفشانهای ترکیبی یا استراتوولکانوها، لایهلایهای از خاکستر و گدازه هستند و اغلب بسیار بلند و خطرناک میباشند. هر کدام از این انواع، الگوی خاصی از فعالیت و تأثیرات محیطی دارند.
🔬| مواد پرتاب شده از آتشفشانها شامل گدازه، خاکستر، سنگهای آتشفشانی (پوکه)، گازهای سمی و بخار آب است. خاکستر آتشفشانی میتواند برای ساعتها یا حتی روزها در جو باقی بماند و بر ترافیک هوایی، کشاورزی و سلامت انسانها تأثیر بگذارد. گازهای آتشفشانی مانند دیاکسید گوگرد و دیاکسید کربن میتوانند باعث بارانهای اسیدی و تغییرات اقلیمی موقت شوند. گدازههای جاری شده نیز مسیر خود را با نابودی هر چیزی در راه خود هموار میکنند.
🔬| فعالیت آتشفشانها تنها جنبه مخرب ندارد؛ این پدیدهها نقش مهمی در شکلگیری زمینهای جدید و غنیسازی خاکها دارند. خاکسترهای آتشفشانی پس از مدتی به خاک بسیار حاصلخیزی تبدیل میشوند که برای کشاورزی ایدهآل هستند. جزایر جدیدی مانند هاوایی و جزایر آتشفشانی ژاپن و اندونزی مستقیماً از فعالیتهای آتشفشانی به وجود آمدهاند. همچنین، انرژی زمینگرمایی که از گرمای درونی زمین ناشی میشود، در مناطق آتشفشانی قابل استفاده برای تولید برق و گرمایش است.
🔬| آتشفشانها در نقاط خاصی از زمین متمرکز هستند که به نواحی فعال آتشفشانی معروفاند. کمربند آتش اقیانوس آرام، طولانیترین و فعالترین کمربند آتشفشانی جهان است که بیش از ۷۵ درصد از آتشفشانهای فعال زمین را در خود جای داده است. این منطقه شامل کشورهایی مانند ژاپن، اندونزی، فیلیپین، چین، روسیه، آمریکا، کانادا، مکزیک، گواتمالا، کاستاریکا، پاناما، کلمبیا، اکوادور، پرو، شیلی و نیوزیلند میشود.
🔬| پیشبینی فورانهای آتشفشانی یکی از چالشهای بزرگ علم زمینشناسی است. دانشمندان با استفاده از ابزارهای مختلف مانند لرزهنگارها، سنسورهای گاز، دوربینهای حرارتی و اندازهگیری تغییرات شکل زمین، نشانههای اولیه فوران را رصد میکنند. افزایش لرزههای کوچک، تغییر در ترکیب گازها و تورم سطح زمین از مهمترین شاخصهای هشدار دهنده هستند. با این حال، پیشبینی دقیق زمان و شدت فوران همچنان دشوار است.
🔬| تاریخچه زمین پر از رویدادهای آتشفشانی بزرگ بوده است که تأثیرات عمیقی بر محیط زیست و تمدنهای انسانی داشتهاند. فوران کوه وزووی در سال ۷۹ میلادی شهرهای پمپئی و هرکولانوم را زیر خاکستر دفن کرد. فوران کوه تامبورا در سال ۱۸۱۵ باعث ایجاد «سال بدون تابستان» و قحطی گسترده در سراسر جهان شد. فوران کوه سانت هلن در سال ۱۹۸۰ در ایالات متحده، کوه را به شدت تغییر شکل داد و منطقه وسیعی را ویران کرد.
🔬| مطالعه آتشفشانها به درک بهتر ساختار داخلی زمین و فرآیندهای زمینشناسی کمک میکند. دانشمندان با بررسی سنگهای آتشفشانی و ساختار دهانهها، اطلاعات ارزشمندی درباره تاریخچه زمین و تکامل سیاره به دست میآورند. این پژوهشها همچنین به توسعه روشهای بهتر برای مدیریت ریسک و کاهش خسارات ناشی از فورانهای آینده کمک میکند.
🔬| آتشفشانها نمادی از قدرت ویرانگر و سازنده طبیعت هستند. آنها همزمان میتوانند زندگی را نابود کنند و زمینهای جدیدی برای زندگی فراهم آورند. درک و احترام به این پدیدههای طبیعی، برای زندگی ایمن و پایدار در کنار آنها ضروری است.
📛کپی فقط با لینک کانال مجاز هست ‼️
#فکت
#عجایب
「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱