eitaa logo
اسرار پر ابهام فکت
25.1هزار دنبال‌کننده
44.7هزار عکس
7.6هزار ویدیو
0 فایل
واقعیت های عجیب و هراس انگیز 😱😨 جهت رزرو تبلیغ محدود و گسترده @sadateshonam )
مشاهده در ایتا
دانلود
📮 تجربه نشون داده که اگه از جمله ( قصدم توهین نیست ولی .. ) قبل از گفتن یه جمله استفاده کنین جمله شما صد برابر توهین امیز تر میشه 😂💔 ! + اصلا از این جمله استفاده نکنید ❌😐 ! 🌱| 💙 📛کپی فقط با لینک کانال مجاز هست ‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
پشمات مور مور میشه وقتی بدونی که...😱😱😱👇 ☁️📛کپی فقط با لینک کانال مجاز هست ‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
پشمات مور مور میشه وقتی بدونی که...😱😱😱👇 ☁️📛کپی فقط با لینک کانال مجاز هست ‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
پشمات مور مور میشه وقتی بدونی که...😱😱😱👇 ☁️📛کپی فقط با لینک کانال مجاز هست ‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
من نیره ام ....دختری که نه پدر و مادر به خودش دیده نه قوم و‌خویشی.... ازبچگیم چیز زیادی یادم نمیاد اینی هم که یادم میاد توی خونه حاج مظفر بودم ،چطوری سر از خونه حاج مظفر درآوردم یا اصلا از اول اونجا بودم یا نه رو‌نمیدونم‌!!!از وقتی خودم رو شناختم همه باهام بدرفتاری میکردن جز حلیمه!!! ...من یه دختر ۱۶ ساله بودم که..... ادامه دارد...
وا رفتم از چیزی که میترسیدم سرم اومده بود، بارها و بارها به این موقعیت فکر کرده بودم گاهی به محمد میگفتم کاش به علی میگفتیم !!!!ولی محمد میگفت باید موقعش برسه !!!و گویا حالا موقعش بود ... محمد ساکت بود و این سکوت نشون میداد توی بهش جواب دادن به مشکل ،خورده اون لحظه هزار تا فکر و خیال به ذهنم رسید و هزار تا پشیمونی که چرا زودتر قبل از اینکه خودش چیزی بفهمه نگفته بودم...سکوت محمد طولانی شد خواستم وارد اتاق بشم ولی پشیمون شدم صدای علی اومد که گفت خب چرا چیزی نمیگید؟ چرا اسم بابای من توی شناسنامه جعفر ولی اسم بابای احمد محمده؟ مگه تو بابای من نیستی ؟!صدای محمد اومد که گفت بشین حرف بزنیم !!!کمی که گذشت گفت ببین علی تو پسر منی و منم بابات !!!هیچی و هیچکس نمیتونه این رو عوض کنه خب ؟ تا حالا فرقی بین تو واحمد ،نبوده، از حالا به بعد هم نیست،فکر نکن نمیخواستم بهت بگم هم ،من هم مادرت بالاخره یه روزی این واقعیت رو بهت میگفتیم فقط منتظر بودیم زمان مناسبش برسه ولی خب تو حق داری باید قبل از اینکه تو متوجه بشی بهت میگفتیم !!! از اینکه میدیدم محمد اونقدر منطقی داره با علی صحبت میکنه خیالم راحت شد که، نمیذاره ضربه ای ،بخوره محمد ادامه داد ،درسته بابای تو از نظر اسم توی شناسنامه با اسم من فرق داره!!!علی گفت بابام کیه ؟!بابات ...بابات داداش من ... جعفر... تنها برادر من بود !!! _کجاست ؟!مرده سالهاست... قبل از اینکه تو به دنیا بیای !چرا ؟!اینو که پرسید ترسیده دستهام رو توی هم قفل کردم اگه محمد مثل همیشه که میگفت باعث مرگ جعفر منم این حرف رو به علی ،میزد اون بچه نابود میشد. سکوت محمد طولانی شده بود نتونستم طاقت بیارم علی نباید اون حرف رو از زبون محمد می شنید... نمیتونستم یه بچه 10 ساله رو توی اون موقعیت سخت قرار بدم اروم در اتاق رو باز کردم و گفتم میشه بیام ؟!علی که چیزی نگفت وارد شدم اخم هاش توی هم بود، محمد گفت بابات یعنی جعفر توی یک دعوا...نذاشتم ادامه بده و گفتم ببین علی بابات توی یه دعوا بین دوتا ده از بین رفت. على ناليد چرا چه دعوایی ؟!محمد دهن پر کرد چیزی بگه، نگذاشتم میترسیدم، بگه مقصر اون بوده ، برای همین گفتم بین دو تا طایفه همیشه درگیری هست بالاخره زندگیهای ارباب رعیتی همیشه این مشکلات رو داشته ،بابات آدم رعیت دوستی بود درگیری میشه و میون اون جمعیت متاسفانه جعفر از بین میره کی زده ؟!اونی که زده زندانه تو! نمیخواد به این چیزا فکر کنی ،خان بابا همون موقعها حساب اونها رو کف دستشون گذاشته !!!!علی نشست گوشه اتاق زانوهاش رو بغل کرد و گفت برید بیرون.محمد کنارش نشست و گفت على ... نمیخوام هیچی بشنوم.اشاره ای به محمد کردم و باهم رفتیم بیرون نفسم رو پر صدا بیرون دادم و گفتم هر بار مردم که نکنه حرفی بزنی و بگی مقصر تویی !!!! ولی باید میگفتم _محمد میفهمی چی میگی؟ چی میگفتی به این بچه ؟!میگفتی مقصرمرگ بابات من بودم ؟!مگه نبودم! والا! بلا هنوز عين روز اول عذاب وجدان دارم ! به قول حاج بابا تقدیر بود هر کسی ممکن بود توی اون دعوا اون بالا سرش بیاد ، قرعه به نام جعفر افتاد !!!!؟! اگه بفهمه چی از کجا ؟! چمیدونم اینهمه ،دشمن یکی براش بگه !!!!حاشا میکنیم ... فقط یه چیز رو یادت نره محمد علی هیچ وقت هیچ وقت نباید از زبون تو بشنوه که تو مقصری فهمیدی؟! نمیتونم بچه ام رواز دست بدم این بچه اگه اینو بفهمه نابود میشه !!!من رو هم نادیده میگیره میگه چرا اگه واقعا اینطور بود تو با کسی که شوهرت رو کشته ازدواج کردی؟محمد سری تکون داد و گفت چه بساطی شد !!! این بساط دیر یا زود پهن میشد تا حالا حواسش نبوده الان دیگه شش دانگ حواسش جمع شده !!!علی تا دو روز از اتاق بیرون نیومد مدرسه هم نرفت با مدرسه اش تماس گرفتم و گفتم حالش مساعدونیست نمیاد مدرسه.محمد هرشب نیم ساعتی میرفت توی اتاقش و باهاش حرف میزد.منم درحدی میدیدمش که برلش غذایی میبردم.چیزی نمیگقت دعوا نمیکرد فقط دیگه علی شوخ و شنگ قبل نبود و همین دل منو به درد میاورد.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هر چی بود اون قضیه هم مثل همه چی دیگه گذشت، روزی که صبح زود علی لباس پوشیده کتابهاش رو برداشت تا بره مدرسه خوشحال لقمه ای براش پیچیدم و دادم دستش و گفتم چه خوب که حالت خوبه !!!برگشت گفت هیچم خوب نیستم !!!نگاهم خشک شد به نگاه محمد محمد، از جا بلند شد و گفت على ما حرف زدیم نه ؟!اره حرف زدیم عمو عمو !!!!!علی به محمد گفته بود عمو!!! چشمهام رو بستم تا بلکه بتونم درکش کنم ، محمد،عصبی استکان رو توی نعلبکی روی میز زد و گفت على تمومش کن ،عمو چیه ؟! خب مگه عموم نیستید ؟! هرچیت که هستم جای ،باباتم تا چند روز پیش بابا میگفتی الانم باید بابابگی !!!اگه مجبورم، باشه !!!و از در زد بیرون.کلافه گفتم چی میشه الان؟! .... محمد همونطور که لباسش رو میپوشید گفت هیچی چند روز ادا در میاره و بعد تموم میشه !!! ولی اونجوری نشد علی دیگه بچه سابق ،نبود اون راحتی که قبلا با محمد داشت از بین رفته بود و با من هم زیاد حرفی نمیزد ...هر روز بهش میگفتم علی مرگ ،حقه برای همه پیش میاد ، چرا، همچین میکنی؟!! من چی بگم نه پدر به خودم دیدم نه مادر!!!محمد! برات از پدری کم نگذاشته که ؟! مگه من گفتم کم گذاشته !!!!پس چته ؟! پهیچی دوست ندارم به عموم بگم بابا جرمه ؟! و این شده بود حکایت اون روزای ما ... خونه ما که بیشتر مواقع آرامش درش موج میزد اون روزا افتاده بود روی ریل اعصاب خرد کنی... مریم که خواه ناخواه متوجه اوضاع بود گاهی می اومد بالا و میگفت والا باید از قبل بهش میگفتید !!!نگفتیم دیگه.همینه که هر شب صدای دعواشون میاد!!!مریم درد خودم برام بسه لطفا نمک رو زخمم نپاش!!!یه روز که همون حرفا رو میزدیم گفت حالا هم نمیدونه چی شده و براچی دعوا شده کی باعث شده باباش کشته.بشه بفهمه چی میشه...گفتم مریم.اگه.بفهمم این حرفارو جلو علی زدی به خداوندی خدا کاری میکنم مرغای اسمون به حالت گریه کنن.مریم در مقام دفاع از خودش براومد و گفت وا به من چه؟! انگار همه نمیدونن از ماها هم نشنوه از بقیه میشنوه !!! اگه شماها زبون به دهن بگیرید از کسی نمیشنوه.اینقدر درگیر اون مسئله و حال بد علی بودم که شاید یک ماهی میشد از مهناز خبری نداشتم و اونروز وقتی گوشی تلفن زنگ خورد و صدای مهناز توی گوشی ،پیچید یادم اومد چقدر وقته ازش بی خبر بودم...سلام علیکی کردیم و گفت کجایی دختر خبری ازت نیست ؟! - چی بگم.چیزی شده ؟!قضیه رو براش گفتم تا ته گوش داد و گفت بگردم ،دورش چقدر برای بچه سخت بوده !!!خیلی هنوز به خودش نیومده !! حق داره ... چطور به خودش بیاد؟ محمد چی اون باهاش راه میاد یا نه ؟!اره ولی خب اونم تا حدی ... یه جاهایی که علی دست از لجبازی برنمیداره ،اونم میزنه به سيم اخر... والا خسته شدم مهناز حق داری ،خب ولی باهاش مدارا کنید توی وضعیت سختیه !!!میدونم... تو چه خبر خوبی ؟! من ؟! ... بيخيال !!!چطور ؟! خودت مشکل داری دیگه مشکل من رو اضافه نکن !!!این چه حرفیه دختر ،چیزی شده ؟!مهناز انگار منتظر این حرف بود که، پشت تلفن زد زیر گریه و گفت حالم بده نیره خیلی بد !!!هیچوقت اینقدر سردرگم نبودم!!! درست حرف بزن ببینم چی شده؟ اصلا پاشو بیا اینجا !! نه نه الان نه بعدا، ميام برات تعریف میکنم مهناز خوبی؟!نگران من نباش توی همین هفته میام.باشه منتظرتم راستش نگران شدم چی شده بود که اون دختر یهو ترکید... هر چی بود مشکلات من اون گفتگوی تلفنی گم شد.... علی مواقعی که محمد میون خونه بود مجبور بود از اتاق بیرون بیاد و بقیه مواقع داخل اتاق بود بیرون هم که می اومد سعی میکرد کلا صداش نزنه که مجبور بشه بابابگه.اواخر سال تحصیلی بود یه شب بعد از شام علی گفت من امسال تابستون میرم ده پیش ننه هاجر !!! قاشق غذا رو که تا نیمه راه برده بودم پایین اوردم و گفتم این از کجا دراومد.میون حرفم پرید و روبه علی گفت امسال هم تو هم احمد باید بیاید کمکم از همبن جالا باید کارو کاسبی راه بندازیم. ادامه دارد
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌏 گچ‌بری‌های زیبای گنبد علویان دروه سلجوقیان         📛کپی فقط با لینک کانال مجاز هست ‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
🌍رنگ بسته‌های چیپس ژاپنی از بسته‌بودن تنگهٔ هرمز پرید 🔹شرکت Calbee ژاپن که تولیدکنندهٔ چیپس سیب‌زمینی و غلات است، اعلام کرد که به‌دلیل کاهش موجودی جوهرهای رنگی که پس‌از جنگ ایران ایجاد شده، بسته‌بندی محصولاتش را به سیاه و سفید تغییر داده است.         📛کپی فقط با لینک کانال مجاز هست ‼️ 「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱