#سرگذشت
#برشی_از_یک_زندگی
#نیره
#قسمت_دویستوچهلوشش
هر چی بود اون قضیه هم مثل همه چی دیگه گذشت، روزی که صبح زود علی لباس پوشیده کتابهاش رو برداشت تا بره مدرسه خوشحال لقمه ای براش پیچیدم و دادم دستش و گفتم چه خوب که حالت خوبه !!!برگشت گفت هیچم خوب نیستم !!!نگاهم خشک شد به نگاه محمد محمد، از جا بلند شد و گفت على ما حرف زدیم نه ؟!اره حرف زدیم عمو عمو !!!!!علی به محمد گفته بود عمو!!! چشمهام رو بستم تا بلکه بتونم درکش کنم ، محمد،عصبی استکان رو توی نعلبکی روی میز زد و گفت على تمومش کن ،عمو چیه ؟! خب مگه عموم نیستید ؟! هرچیت که هستم جای ،باباتم تا چند روز پیش بابا میگفتی الانم باید بابابگی !!!اگه مجبورم، باشه !!!و از در زد بیرون.کلافه گفتم چی میشه الان؟!
....
محمد همونطور که لباسش رو میپوشید گفت هیچی چند روز ادا در میاره و بعد تموم میشه !!! ولی اونجوری نشد علی دیگه بچه سابق ،نبود اون راحتی که قبلا با محمد داشت از بین رفته بود و با من هم زیاد حرفی نمیزد ...هر روز بهش
میگفتم علی مرگ ،حقه برای همه پیش میاد ، چرا، همچین میکنی؟!! من چی بگم نه پدر به خودم دیدم نه مادر!!!محمد! برات از پدری کم نگذاشته که ؟! مگه من گفتم کم گذاشته !!!!پس چته ؟!
پهیچی دوست ندارم به عموم بگم بابا جرمه ؟! و این شده بود حکایت اون روزای ما ... خونه ما که بیشتر مواقع آرامش درش موج میزد اون روزا افتاده بود روی ریل اعصاب خرد کنی... مریم که خواه ناخواه متوجه اوضاع بود گاهی می اومد بالا و میگفت والا باید از قبل بهش میگفتید !!!نگفتیم دیگه.همینه که هر شب صدای دعواشون میاد!!!مریم درد خودم برام بسه لطفا نمک رو زخمم نپاش!!!یه روز که همون حرفا رو میزدیم
گفت حالا هم نمیدونه چی شده و براچی دعوا شده کی باعث شده باباش کشته.بشه بفهمه چی میشه...گفتم مریم.اگه.بفهمم این حرفارو جلو علی زدی به خداوندی خدا کاری میکنم مرغای اسمون به حالت گریه کنن.مریم در مقام دفاع از خودش براومد و گفت وا به من چه؟! انگار همه نمیدونن از ماها هم نشنوه از بقیه میشنوه !!! اگه شماها زبون به دهن بگیرید از کسی نمیشنوه.اینقدر درگیر اون مسئله و حال بد علی بودم که شاید یک ماهی میشد از مهناز خبری نداشتم و اونروز وقتی گوشی تلفن زنگ خورد و صدای مهناز توی گوشی ،پیچید یادم اومد چقدر وقته ازش بی خبر بودم...سلام علیکی کردیم و گفت کجایی دختر خبری ازت نیست ؟!
- چی بگم.چیزی شده ؟!قضیه رو براش گفتم تا ته گوش داد و گفت بگردم ،دورش چقدر برای بچه سخت بوده !!!خیلی هنوز به خودش نیومده !!
حق داره ... چطور به خودش بیاد؟ محمد چی اون باهاش راه میاد یا نه ؟!اره ولی خب اونم تا حدی ... یه جاهایی که علی دست از لجبازی برنمیداره ،اونم میزنه به سيم اخر... والا خسته شدم مهناز حق داری ،خب ولی باهاش مدارا کنید توی وضعیت سختیه !!!میدونم... تو چه خبر خوبی ؟! من ؟! ... بيخيال !!!چطور ؟!
خودت مشکل داری دیگه مشکل من رو اضافه نکن !!!این چه حرفیه دختر ،چیزی شده ؟!مهناز انگار منتظر این حرف بود که، پشت تلفن زد زیر گریه و گفت حالم بده نیره خیلی بد !!!هیچوقت اینقدر سردرگم نبودم!!! درست حرف بزن ببینم چی شده؟ اصلا پاشو بیا اینجا !! نه نه الان نه بعدا، ميام برات تعریف میکنم
مهناز خوبی؟!نگران من نباش توی همین هفته میام.باشه منتظرتم راستش نگران شدم چی شده بود که اون دختر یهو ترکید... هر چی بود مشکلات من اون گفتگوی تلفنی گم شد.... علی مواقعی که محمد میون خونه بود مجبور بود از اتاق بیرون بیاد و بقیه مواقع داخل اتاق بود بیرون هم که می اومد سعی میکرد کلا صداش نزنه که مجبور بشه بابابگه.اواخر سال تحصیلی بود یه شب بعد از شام علی گفت من امسال تابستون میرم ده پیش ننه هاجر !!! قاشق غذا رو که تا نیمه راه برده بودم پایین اوردم و گفتم این از کجا دراومد.میون حرفم پرید و روبه علی گفت امسال هم تو هم احمد باید بیاید کمکم از همبن جالا باید کارو کاسبی راه بندازیم.
ادامه دارد
🌍رنگ بستههای چیپس ژاپنی از بستهبودن تنگهٔ هرمز پرید
🔹شرکت Calbee ژاپن که تولیدکنندهٔ چیپس سیبزمینی و غلات است، اعلام کرد که بهدلیل کاهش موجودی جوهرهای رنگی که پساز جنگ ایران ایجاد شده، بستهبندی محصولاتش را به سیاه و سفید تغییر داده است.
📛کپی فقط با لینک کانال مجاز هست ‼️
#فکت
#عجایب
「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
436.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨ جام اسرارآمیز کلماکره؛ نام پادشاهی که تاریخ او را فراموش کرده بود
در میان هزاران شیء ارزشمند کشفشده از غار شگفتانگیز کلماکره در لرستان، این جام نقرهای یکی از رازآلودترین آثار تاریخ ایران به شمار میرود. اثری که نهتنها بهخاطر زیبایی خیرهکننده و مهارت کمنظیر سازندگانش اهمیت دارد، بلکه به دلیل نوشتهای که بر بدنه آن حک شده، نگاه پژوهشگران را به بخشی ناشناخته از تاریخ ایلام جلب کرده است.
غار کلماکره در شهرستان پلدختر لرستان، محل کشف یکی از بزرگترین گنجینههای باستانی جهان است؛ گنجینهای که بسیاری آن را ششمین گنجینه بزرگ کشفشده دنیا میدانند. با این حال، با وجود دهها سال پژوهش، کلماکره هنوز رازهای ناگفته بسیاری را در دل خود پنهان کرده است.
بر روی این جام، نام پادشاهی ثبت شده که پیش از کشف کلماکره، هیچ باستانشناس یا ایلامشناسی از وجود او و دودمانش آگاهی نداشت. این کتیبه از «آمپیریش، پسر دابالا، شاه ساماتوره» یاد میکند؛ نامی که ناگهان از دل تاریکی تاریخ بیرون آمد و پرسشهای فراوانی را درباره حکومتی ناشناخته مطرح کرد.
اما «ساماتوره» کجا بوده است؟ قلمرو این پادشاهی چه وسعتی داشته؟ چرا هیچ منبع شناختهشدهای پیش از کشف این جام از آن نام نبرده است؟ آیا با یکی از واپسین حکومتهای محلی ایلامی روبهرو هستیم یا با دودمانی که صفحات تاریخ هرگز فرصت ثبت کامل آن را نیافتهاند؟
.
.
📛کپی فقط با لینک کانال مجاز هست ‼️
#فکت
#عجایب
「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
#تنها ترین زن جهان !
آگافیا لیکووا 76 ساله ساکن جنگلهای سیبری قادر به زندگی به صورت تنهایی کیلومترها دورتر از سایر ابنا بشر است. خانواده وی سال 1936 از دست استالین فرار کرده و به این منطقه پناه آورده و وی در اینجا به دنیا آمد
نزدیکترین شهر با وی 150مایل فاصله دارد و اولگ دریپاسکا، میلیاردر و مالک آلومینیوم سازی روسیه برای وی خانهای ساخته تا زمستان منفی 50 درجه را پشت سر بگذارد☠
📛کپی فقط با لینک کانال مجاز هست ‼️
#فکت
#عجایب
「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱🎃
📮 #روانشناسی
تو روان شناسی اثری هست به نام اثر بن فرانکین این طوری که اگه شما به نفر بدی کنید مغز شما از اون شخصیت آدم بد نفرت انگیز می سازد تا کار بد خودتون را توجیه کنید.
🌱| 💙 ‹📛کپی فقط با لینک کانال مجاز هست ‼️
#فکت
#عجایب
「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱
📮 #فکت
+ چند حقیقت در مورد پاسور 😐👇🏻
× داخل بازی پاسور 52 عدد برگ وجود داره جالبه بدونید که یک سال هم از 52 هفته تشکیل شده 😐💔 !
× و اگه تموم عدد های پاسور رو با یک عدد جوکر جمع کنیم میشه ( 365 ) و این که یک سال از 365 روز تشکیل شده 😐👌🏻 !
× دقت کرده بودین 😂 ؟!
🌱| 💙 📛کپی فقط با لینک کانال مجاز هست ‼️
#فکت
#عجایب
「⃢҈💀ြ➤ 😱 | @FACTee | 😱