eitaa logo
مآکــانْ☫
503 دنبال‌کننده
311 عکس
52 ویدیو
0 فایل
- بسم رب الشهدا¹²⁸ - به نامِ تشنه لبِ کرب بلا..) فتح با ماست به لبخند شهیدان سوگند:) ناشناس::https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_f6ukvj1&btn=مآکــانْ☫
مشاهده در ایتا
دانلود
۱۶۸ مین شب تجمعات به نام ۱۶۸ شهید مظلوم میناب :))
وسطِ تاریکیِ مطلقِ کارخونه‌یِ متروکه و خش‌خشِ بی‌سیم‌ها، صدای پا نزدیک شد... پسر دستشو محکم کشید و پشتِ دیوارهایِ بتنیِ ترک‌خورده پناهش داد. جوری سدِ راهِ گلوله‌هاش شد که انگار کلِ دنیاش خلاصه شده تو نفسایِ بی‌قرارِ اون دختر...😭❤️‍🔥 جمله‌ی پسر تا ابد توی ذهن اون دختر حک میشد «تا وقتی من زنده‌ام، هیچ شلیکی به تو نمی‌رسه بانو...»🥲🤌🏼❤️‍🔥 https://eitaa.com/joinchat/501221039C0836c623dc پینترستی‌ترین رمانِ امنیتیِ مذهبیِ ایتا رو از اینجا بخون🥹🎀🪞 https://eitaa.com/joinchat/501221039C0836c623dc
جوری که سرگردِ مغرورمون وسطِ عملیاتِ شناسایی، یادِ چشایِ خانومش می‌افته و بی‌سیم رو اشتباهی وصل می‌کنه رو فرکانسِ کلِ تیمِ عملیاتی🥹🎙️🫀... https://eitaa.com/joinchat/501221039C0836c623dc همون چند ثانیه کافی بود که صدایِ خنده‌یِ بچه‌ها بلند بشه و جنابِ سرگرد از خجالت بی‌سیم رو قطع کنه و رسول از اون‌ور بیسیم بگه: «فرمانده، زیارت قبول!»🤣🎀🔥 https://eitaa.com/joinchat/501221039C0836c623dc
انتقام خون تان را خواهیم گرفت...
هدایت شده از گسترده لیــٰا/چهار ساعت بمونه
وسط شرکت ایستادم و داد زدم – کیییی جرئت کرده با رژ قرمز رو تیشرت سفید من بنویسه طَرهان مال منهههه?!! پیداش کنمم ، زندش نمیزارمم.. وِناز ریز ریز خندید که با داد گفتم –وسط جلسه به اون مهمی ، همه داشتن به تیشرتم میخندیدن..کار کی بوده?! یکهو صدای کیوتش و شنیدم که مظلوم گفت –من بودمم رئیس..میخواستم همه بفهمن شما مال منی و دیگه کسی رو جذابیتتون کراش نزنه.. با حرص سمتش رفتم که..😑😭🤣🤣 https://eitaa.com/joinchat/1998848819C0cd41eb2c7
هدایت شده از گسترده لیــٰا/چهار ساعت بمونه