این نگاه عمیق کردنی که میگی دقیقققققا
دقیقا شبیه اتفاق دکتر و رزه
هشدار اسپویل
دکتر و رز هیچوقت نمیتونستن باهم باشن
چون دکتر عمر زیادی داره و رز عمر انسان
چه اتفاقی میوفته؟ یه کلون آدمیزادی از دکتر درست میشه و میشه شوهر رز
تادا هپی اندینگ؟
نخیر این هپی اندینگ نیست
من تیکه تیکه شدم براشون نمیدونم خودت دیدی یا نه
و بله دل هممونو میشکنه موافقم
هدایت شده از سالن تأتر آلفا سنتوری⋆˖‧
به راستی ایشون مناسب تر نبوددد؟ اون روی بندیکت فنم زده بالا ولم کنیننننن چراااا چرااا نبایدددددد ضجهههه😭
اصلا اون وسط ایده اش بهم رسید و صحنه جلو چشمم بود که چجوری از در میاد تو و یه سری لبخندا و اینا بعد بهش میگن تو هستی؟ یه چرخی دور سالن کتابفروشی میزنه و دستشو تو جیبش میبره و به کرولی میگه: زود باش حدس بزن رفیق قدیمی...بعد که بهش گفتن شیطانی مثل کسیفر دستاشو باز کنه و برگرده بگه: im Back babyyyyy😭 یکم حرف بزنن و یه سری اسلات بازی ها در بیاره از خودش بعد هم خدا بیاد و اونجا با خدا حرف بزنه و بگه ما که گذاشتیم گابریل و بلزیباب باهم فرار کنن برن چرا نمیتونیم به اون هاهم این اجازه رو بدیم؟ بعد خدا بگه که اونا به اندازه کافی دردسر درست کردن ازیرافیل درغگو ترین فرشته ی منه باید خیلی وقت پیش سقوط میکرد...بندیکت هم برگرده بگه اره من با تو سر اون شرط بسته بودم و هزاران سال پیش اونو باید به من میدادی اما اجازه ندادی اون متعلق به سمت من بود...بعد برگرده رو به کرولی و ازیرافیل بگه: اگه نمیتونید به عنوان دوتا فرشته یا یه فرشته و شیطان باهم باشید شاید بتونید به عنوان دوتا شیطان باهم باشید بیاید امتحان کنیم نظرت چیه ازیرافیل؟...و همین که میاد طرف ازیرافیل کرولی جلوش قرار بگیره و بهش بگه جرئتشو نکن و اصلا بهش فکرم نکن بعد بن هم بگه واگرنه چی؟ منو نابود میکنی؟ و کرولی هم بگه بلهههههه😭 بعد اونجا بندیکت لبخند بزنه و به نشانه ی تسلیم دستشو ببره بالا و بگه: مرگ برای عشق، بهش احترام میزارم، اوه لیلیث عزیزم چقدر دلم برات تنگ شده و بله اینجا آتیش میگرفتممم😭
ولم کنینننن من بندیکتو میقامممممم😭😭