▪️پایان ۶۹ سال فراق
زمستان سال ۳۶ به عتبات رفتم. فلسفهی این سفر این بود که مرحوم پدربزرگم میخواست خانمش و بعضی از بچّههایش را به عتبات بفرستد و مادر من را هم جزو این مجموعه قرار داد. منزلشان بودیم که به خود من گفت: «من پول سفر مادرت را میدهم؛ به شرطی که پدرت پول سفر تو را هم بدهد که تو هم با اینها بروی؛ برای اینکه یک مرد همراهشان باشد.» خب طبعاً جایی برای اینکه خود آقا بیاید، نبود؛ زیرا آمدن آقا به این معنا بود که همهی خانواده بیایند و این امکان نداشت. نفری پانصد تومان خرج عتبات میشد. آمدم به آقا گفتم و ایشان هم قبول کرد.
این سفر، حدود دو ماه طول کشید؛ از راه خرّمشهر؛ یعنی همان راهی که در سفر کودکی در سال ۱۳۲۴ از آن راه رفته بودیم؛ منتها در آن سفر، از طریق قاچاق و با ترس و رعب رفتیم، در این سفر، نه، خیلی راحت سوار ماشین شدیم و رفتیم شلمچه، آنجا در مرز _هم مرز ایران، هم مرز عراق_ گذرنامههایمان را دیدند و بعد، بیدغدغه تا بصره رفتیم و از بصره هم سوار قطار شدیم و رفتیم بغداد و چند روز در کاظمین، چند روز در کربلا و چند هفته در نجف بودیم و بعد آمدیم سامره و برگشتیم ایران. البتّه من در نجف بیشتر از خانواده ماندم. این کلّیّت سفر عتبات ما بود.
هدف ابتدایی من از این سفر بررسی حوزهی علمیّهی نجف نبود، لکن وقتی حوزهی نجف را دیدم، شوق ماندن در آنجا به دلم افتاد؛ دیدم نجف، جای درس خواندن است و باید اینجا بمانم. راه ماندن من در نجف هم رضایت آقا بود؛ خانم همراه بود و به نحوی میتوانستم او را راضی کنم، امّا کار اصلی این بود که باید آقا را راضی میکردم. مسئلهی تأمین مالی هم بود؛ طبعاً در نجف راه درآمدی نبود و من هم با شخص خاصّی ارتباطی نداشتم و لذا باید آقا من را از مشهد پشتیبانی میکرد. برای همین چند بار نامه نوشتم و به ایشان اصرار کردم که بمانم ولی آقا اجازه نداد و هر بار میگفت نمیشود و نمیتوانی. من از اوضاع نجف اطّلاع داشتم امّا پدرم سالها در نجف بود و سختیهای زندگی آنجا را دقیق میدانست. البتّه شرایط شهر نجف واقعاً برای زندگی سخت بود. الان مردم نمیدانند که نجف ماندن در آن زمان برای طلبه چقدر دشوار بود؛ مگر اینکه طلبه شوق خاصّی در دلش داشت؛ حالا چه شوق دنیا، چه شوق آخرت. برای من همین که در محیط نجف، همه جا درس و بحث و علم است، شوقآور و خیلی جذّاب بود و دلم میخواست بمانم؛ نشد.
از جمله، علّت دیگر اینکه آقا موافق نبود که ما به نجف و بعدها به قم برویم این بود که بچّهها دور نباشند؛ به خاطر همان محبّتی که ایشان داشت، دوری ما سختشان بود. نجف که نشد؛ برای قم هم من اصرار کردم و نذر کردم و ختم گرفتم تا بالاخره راه قم باز شد؛ الحمدلله. اوقاتی که من میخواستم به قم بیایم، یکی از دلایلی که ایشان برای قم نیامدن ذکر میکرد این بود که میگفت: «شما شب که میخوابی، لحاف پس میرود، یکی باید بیاید لحاف را رویت بیندازد!» اینقدر محبّت داشت.
شهید خامنهای به روایت خودش
@Ayatollaah_ir
--------▪️▪️🇮🇷▪️▪️--------
🌏 eitaa.com/FMokhles
بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
برادران ارجمند
جناب آقای حاج جواد فریدونی
جناب آقای محمدرضا فریدونی
سلام علیکم بما صبرتم
با نهایت تأسف و تأثر، مصیبت درگذشت والده مکرمهتان را صمیمانه تسلیت و تعزیت عرض مینمایم.
بیتردید فقدان مادری مهربان و فداکار، اندوهی جانکاه و جبرانناپذیر است؛ لیکن ایمان راسخ داریم که روح بلند آن بانوی صالحه در جوار رحمت حق تعالی و همنشین فرزند شهیدشان از الطاف و رحمت بیکران الهی بهرهمند خواهد بود.
از خداوند سبحان برای آن مادر رزمندهپرور و همچنین شادروان حاج محمدعلی فریدونی که سالها توفیق همسایگی ایشان را داشتیم، غفران واسعه و علو درجات و برای همه وابستگان، صبر جمیل و اجر جزیل و سلامتی و عزت روزافزون مسألت دارم.
✍️ مخلصالائمه
استاندار دولت مردمی شهید رییسی در استان مرکزی
----------▪️▪️◼️▪️▪️----------
https://eitaa.com/FMokhles
🚩موج ۱۵۹ مردم ولایتمدار باقرشهر
🔸سخنران: دکتر فرزاد مخلص الائمه
استانداردولت مردمی شهید رئیسی در استان مرکزی و مشاور سازمان بازرسی کل کشور
🗓پنجشنبه ۱۵ مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۲۱:۱۵
باقرشهر، میدان شهدا
▪️ #یالثارات_الحسین | #باید_برخاست
💠نهادنمازجمعه باقرشهر و کهریزک:👇
@ADINEH_KHABAR
📹🎤🗞📺🖋📡📸🎙
✍️ روز خبرنگار بر همه دوستانِ فرهیختهام در عرصه رسانه گرامی باد.
--------▪️▪️🇮🇷▪️▪️--------
🌏 eitaa.com/FMokhles
خاطرات و مخاطرات 🇮🇷
📹🎤🗞📺🖋📡📸🎙 ✍️ روز خبرنگار بر همه دوستانِ فرهیختهام در عرصه رسانه گرامی باد. --------▪️▪️🇮🇷▪️▪️-----
📸 چهل قاب خاطره با اصحابِ خبر و رسانه
--------▪️▪️🇮🇷▪️▪️--------
🌏 eitaa.com/FMokhles
🇮🇷سردار سرافراز ایران، در سنگر امنیت ملی
انتصاب سردار دکتر محسن رضایی، فرمانده شجاع و نامآشنای دوران دفاع مقدس، معمار ساختار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و اقتصاددانِ صاحباندیشه، به دبیری عالیترین مرجع امنیتی جمهوری اسلامی ایران، در شرایط حساس کنونی، مایه اُمید و دلگرمی دلسوزان ایران و انقلاب و مردم مبعوث است.
حاج محسن رضایی، فرزند دامان پرافتخار زاگرس و ایل بزرگ بختیاری، سالهاست که نام و کارنامهاش با دفاع و امنیت ملی ایران پیوند خورده است؛ از روزگاری که برنو در دستِ مردان و عشایر غیور زاگرس، نماد غیرت، مرزبانی و پاسداری از ایران بود، تا دوران دفاع مقدس، فرزندان همه اقوام ایرانی، شانهبهشانه یکدیگر، برای دفاع از میهن ایستادند.
و چه زیبا گفتهاند:
«شاخهها را از جدایی گر غم است
ریشهها را دست در دست هم است»
ایران، همین ریشه مشترک است؛ ریشهای که اقوام، فرهنگها و تیرههای گوناگون این سرزمین را به یک ملت پیوند داده است.
امید است به فضل الهی تجربه، شناخت و توان راهبردی سردار محسن رضایی در این مسئولیت خطیر، در خدمت تقویت امنیت ملی، تحکیم انسجام و وحدت ایرانیان و صیانت از منافع بلندمدت کشور قرار گیرد. و صد البته امنیت ایران، مسئولیت مشترک همه ماست.
✍️ مخلصالائمه
استاندار دولت مردمی شهید رئیسی در استان مرکزی
--------▪️▪️🇮🇷▪️▪️--------
🌏 eitaa.com/FMokhles