اولین واکنشم به دلخوری از آدمها اینه که دیگه جزئیات روزمرهم رو با ذوق براشون تعریف نمیکنم.
هدایت شده از . جایِبوسه .
دلم میخواست همهچیزم را بدهم و دستش را تا ابد در دستم بگیرم. دلم میخواست بداند تنها نیست؛ غمی که بر دوشش سنگینی میکرد، دلم میخواست خودم آن را بقیهی عمرم برایش به دوش بکشم.
بابالحوائج، پناه دلهای بیپناه است؛ هر که به او رو کند، بیدستخالی بازنگردد : ))🪴 .
وقتی بفهمی آدما فقط بر اساس سطح درک خودشون همه چیزو میبینن از توضیح دادن دست میکشی.