#دخترشینا
#قسمتسیوچهارم
فصل نهم
توی قایش، یکی دو نفر بیشتر تلویزیون نداشتند. مردم ریخته بودند جلوی خانهی آنها. حیاط و کوچه از جمعیت سیاهی میزد. میگفتند: قرار است تلویزیون فیلم ورود امام و سخنرانی ایشان را پخش کند. خیلی از پسرهای جوان و مردها همان موقع ماشین گرفتند و رفتند تهران. چند روز بعد، صمد آمد، با خوشحالی تمام. از آن وقتی که وارد خانه شد، شروع کرد به تعریف کردن. میگفت: از دعای خیر تو بود حتماً. توی آن شلوغی و جمعیت خودم را به امام رساندم. یک پارچه نور است امام. نمیدانی چقدر مهربان است. قدم! باورت میشود امام روی سرم دست کشید. همان وقت با خودم و خدا عهد و پیمان بستم سرباز امام و اسلام شوم. قسم خوردهام گوش به فرمانش باشم. تا آخرین نفس، تا آخرین قطرهی خونم سربازش هستم. نمیدانی چه جمعیتی آمده بود بهشت زهرا. قدم! انگار کل جمعیت ایران ریخته بود تهران. مردم از خیلی جاها با پای پیاده خودشان را رسانده بودند بهشت زهرا. از شب قبل خیابانها را جارو کرده بودند، شسته بودند و وسط خیابانها را با گلدان و شاخههای گل صفا داده بودند. نمیدانی چه عغظمت و شکوهی داشت ورود امام. مرد و زن، پیر و جوان ریخته بودند توی خیابانها. موتورم را همینطوری گذاشته بودم کنار خیابان. تکیهاش را داده بودم به درخت، بدون قفل و زنجیر. رفته بودم آنجایی که امام قرار بود سخنرانی کند. بعد از سخنرانی امام، موقع برگشتن یکدفعه به یاد موتور افتادم. تا رسیدم، دیدم یک نفر میخواهد سوارش شود. به موقع رسیده بودم. همان لحظه به دلم افتاد. اگر برای این مرد کاری انجام دهم، بیاجر و مزد نمیماند. اگر دیرتر رسیده بودم، موتورم را برده بودند. بعد زیپ کیفش را باز کرد و عکس بزرگی را که لوله کرده بود، درآورد. عکس امام بود. عکس را زد روی دیوار اتاق و گفت: این عکس به زندگیمان برکت میدهد. از فردای آن روز، کار صمد شروع شد. میرفت رزن فیلم میآورد و توی مسجد برای مردم پخش میکرد. یک بار فیلم ورود امام و فرار شاه را آورده بود. میخندید و تعریف میکرد وقتی مردم عکس شاه را توی تلویزیون دیدند، میخواستند تلویزیون را بشکنند. بعد از عید، صمد رفت همدان. یک روز آمد و گفت: مژده بده قدم. پاسدار شدم. گفتم که سرباز امام میشوم. آن طور که میگفت، کارش افتاده بود توی دادگاه انقلاب. شنبه صبح زود میرفت همدان و پنجشنبه عصر میآمد. برای اینکه بدخلقی نکنم، قبل از اینکه اعتراض کنم، میگفت: اگر بدانی چقدر کار ریخته توی دادگاه. خدا میداند اگر به خاطر تو و خدیجه نبود، این دو روز هم نمیآمدم. تازه فهمیده بودم دوباره باردار شدهام. حال و حوصله نداشتم. نمیدانستم چطور خبر را به دیگران بدهم. با اوقات تلخی گفتم: نمیخواهد بروی همدان. من حالم خراب است. یک فکری به حالم بکن. انگار دوباره باردار شدهام. بدون اینکه خم به ابرو بیاورد، زود دستهایش را گرفت رو به آسمان و گفت: خدا را شکر. خدا را صد هزار مرتبه شکر. خدایا ببخش این قدم را که اینقدر ناشکر است. خدایا! فرزند خوب و صالحی به ما عطا کن. از دستش کفری شده بودم. گفتم: چی؟! خدا را شکر، خدا را شکر. تو که نیستی ببینی من چقدر به زحمت میافتم. دست تنها توی این سرما، باید کهنه بشویم. به کارِ خانه برسم. همهی کارهای خانه ریخته روی سر من. از خستگی از حال میروم. خندید و گفت: اولاً هوا دارد رو به گرمی میرود. دوماً همینطوری الکی بهشت را به شما مادران نمیدهند. باید زحمت بکشید. گفتم: من نمیدانم. باید کاری بکنی. خیلی زود است، من دوباره بچهدار شوم. گفت: از این حرفها نزن. خدا را خوش نمیآید. اینطوری که بهتر است. با هم بزرگ میشوند. یک جوری حرف میزد که آدم آرام میشد. کمی تعریف کرد، از کارش گفت، سر به سر خدیجه گذاشت. بعد هم آنقدر برای بچهی دوم شادی کرد که پاک یادم رفت چند دقیقه پیش ناراحت بودم. صمد باز پیش ما نبود. تنها دلخوشیام این بود که از همدان تا قایش نزدیکتر از همدان تا تهران است.
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آقای امام حسین کربلا که بهمون ندادی؛
بذار واسط عزاداری کنم:)))❤️🩹🖇✨🥺
⇨@FZ1389
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 غوغای دختر شهید محمدرضا لاجوردی در هیئت سیدمجید بنیفاطمه:
🔹من گریه نکردم تا اسرائیل خوشحال نشود
جانم به تو شیر دختر...
#ایرانِ_حسین_تاابدپیروزاست
#شهیدانه
⇨@FZ1389
🔴تشییع خانوادگی شهید ساداتی از دانشمندان هستهای
🔹️پیکر شهید دانشمند هستهای کشورمان شهید سید مصطفی ساداتی، همسرش فهیمه مقیمی، دخترانش ریحانهسادات و فاطمهسادات و پسر کوچکش سیدعلی جهت اقامه نماز وارد سالن دعای ندبه بهشت زهرا شد.
🔹️همچنین پیکر مطهر حمید مقیمی و ربابه عزیزی از بستگان خانواده شهید ساداتی نیز جهت اقامه نماز وارد سالن دعای ندبه بهشت زهرا شد.
🔹پیکر مطهر این شهدای مظلوم در قطعۀ ۴۲ گلزار شهدا به خاک سپرده میشوند.
⇨@FZ1389
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عشق فقط همین و تمام!
یک عمر در کنار هم عاشقانه زیستن
آموختن
مبارزه و جهاد کردن
و در آخر..
شهادت در کنار هم(:♥️
#شهید_طهرانچی
#شهیده_قراویری
⇨@FZ1389
🔴 صفحه رسمی رژیم صهیونیستی به فارسی در شبکه ایکس، صراحتاً سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه را به ترور تهدید کرد.
⇨@FZ1389