شهید مدافع حرم بزرگوار در دانشگاه افسری امام حسین ع تحصیل کردند و تازه داماد بودند که برای دفاع از حرم اهل بیت راهی شدند. پس از چند ماه که عملیاتشان در سوریه تمام شده بود و می خواست برای مرخصی به ایران برگردد ، دشمن ماشین شهید را مورد اصابت قرار داد و روح الله آسمانی شد. کتاب شهید دلتنگ نباش است که توسط همسر شهید روایت شده ، دلیل انتخاب کتاب:
زينب عادت داشت ، گل هایی که روح الله برایش می خرید، پرپر میکرو و لای کتاب خشک میکرد. در یکی از نبودن های روح الله، وقتی دلتنگش شده بود، از لا به لای یکی از کتاب ها گلبرگی را پیدا کرد و وقتی آنرا برگرداند دستخط روح الله را شناخت که روی گلبرگ نوشته بود : عشق من دلتنگ نباش:)
#معرفی_شهدا
#شهید_روح_الله_قربانی
#شهیدانه
⇨@FZ1389
قسمتی از کتاب دلتنگ نباش از زبان همسر شهید:
چشم هایش را باز کرد. هنوز ضریح در دستانش بود. نمی دانست چقدر از زمان گذشته فقط می دانست تمام روزهای زندگی اش از ذهنش گذشته بود.
صدای روح الله در عمق وجودش پیچید.
_زینب اگه رفتیم کربلا، حاضری حلقه هامونو بندازیم حرم؟
+وای روح الله معلومه که نه. حلقه های ازدواجمون تنها نشون مشترک بین من و توعه. چجوری ازش دل بکنم؟
_ولی اگه حلقه هامون رو بندازیم حرم، عشقمون جاودانه میشه ها!
+نمیدونم حالا بزار قسمت بشه بریم کربلا اونموقع تصمیم میگیرم.
بعد از شهادت روح الله با خودش عهد کرد هروقت کربلا قسمتش شد، حلقه هایشان را بیندازد داخل ضریح.
کیسه ای را از قبل آماده کرده و روی آن نوشته بود:
(این حلقه های من و همسر شهیدم است که در دفاع از حرم حضرت زینب س شهید شد، فقط خرج ضریح شود.)
حلقه هایش را از انگشتش بیرون آورد، درون کیسه انداخت، در کیسه را محکم کرد و آن را انداخت درون ضریح.
با چشم مسیر عبورش را دنبال کرد، افتادند کنار قبر مطهر آقا امام حسین ع .
روبه ضریح گفت:
امام حسین ، حلقه های ازدواجم رو انداختم ضریح تا بگم از بهترین چیزای زندگیم گذشتم برای شما. منتی هم نیست.روح الله همه زندگیم بود و حلقه های ازدواجمون تنها چیزی بود که بینمون مشترک بود. هردوی اینها فدای شما.
آرامش عجیبی داشت که تا آن روز تجربه نکرده بود. در ازای تمام چیزهایی که داده بود ، یک چیز گرانبها بدست آورده بود ، آن هم چیزی نبود جز روح الله ابدی ...🕊
#معرفی_شهدا
#شهید_روح_الله_قربانی
#شهیدانه
⇨@FZ1389