eitaa logo
دهــه‌ـهـشـتـاـدیـا:)🇮🇷
2.7هزار دنبال‌کننده
12.7هزار عکس
13هزار ویدیو
36 فایل
بسم‌رب‌المهدی(عج) روزمرگی‌سه‌تا‌رفیق‌ازتاریخ‌وتمدن ایران❣🇮🇷 تولد¹¹'¹²'¹⁴⁰³تا‌شهادت‌..🤌🏽🌱 کپی؟ازروزمرگی‌هانه،بقیش‌یه‌صلوات‌برای‌امام‌زمان(عج)🥲🎀 لف←313صلوات‌بفرست‌مؤمن🌝🍃 سخنی‌بود:] https://abzarek.ir/service-p/msg/4060909
مشاهده در ایتا
دانلود
دهــه‌ـهـشـتـاـدیـا:)🇮🇷
✍🏼نصیحت امشب: بعضی وقتا کنار بزارید.. آدما بعضی جاها ارزش شمارو میارن پایین..
✍🏼نصیحت امشب: تا زمانی که شناخت نسبی از کسی پیدا نکردی، بیش از حد به خودت نزدیکش نکن چون زوایای پنهان شخصیت آدما فقط در گذر زمانه که آشکار میشه و در شناخت طولانی مدته که نشون میدن که واقعا کی هستن ..
دهــه‌ـهـشـتـاـدیـا:)🇮🇷
↻آنچہ‌امروز گذشت . . ݪف‌نده‌‌رفیق‌بمونۍ‌قشنگتره! وضـویـٰادِتون‌نَـرھ•• شَبِـتون‌منـوَربھ‌نـورخُـدا••¡ッ اِلتمـٰاس‌دُعـٰا!•• یـٰاعَ‌ـلۍمَـدد..••!:)
أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ:)🫀 یه‌نیم‌نگاهی‌به‌پست‌ها شبتون‌در‌پناه‌اللّٰه .❤️
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بلک هاوك رو یادتونه چقدر ازش سینمایی افسانه‌ای ساخته بودن؟ خواستم بگم تا رسید خوزستان زدیمش😂 ــــــــــ ـــــ ـ الله اکبر نداره؟!❤️‍🔥 :) ⇨@FZ1389
مرسی که شیر کاکائو اختراع کردی 🥺🤎: ⇨@FZ1389
فامیلی قشنگیه که ⇨@FZ1389
- گفت : هم‌دیگررامی‌شناسید ؟ گفتم ؛ روزهایی‌بودکه‌رویاهای‌مشترکی داشتیم ، حالااما ... غریبه‌هایی‌باهزاران‌خاطره‌ایم . ⇨@FZ1389
دهــه‌ـهـشـتـاـدیـا:)🇮🇷
:: #قسمت_نوزدهم #زندگینامه_شهید_بابک_نوری_هریس #معرفی_شهدا [عمو شاهین📒] دیدم‌ سمت‌‌ ماشین‌ موشکی‌‌
:: [عمو شاهین📒] هر وقت‌ چشم‌هاش‌ رو باز‌ میکرد‌ میگفت‌: یا زینب یا مهدی‌ و این‌ دوتا‌ جمله‌ رو‌ تکرار‌ میکرد.🥀 بابام‌ من‌ رو ببینه‌ ناراحتی‌ می‌کنه...😭 مادرم‌ من‌ رو حلال‌ کنه...🥺 تا بیمارستان‌ به‌ هوش‌ بود‌ آخرین‌ لحظات‌‌ چشم‌هاش‌ رو‌ رو‌ی‌ پای‌ من‌ بست.💔 دو روز قبل‌ از شهادت‌ بابک‌ بود. شدت‌ درگیری‌ زیاد بود و چون‌ دشمن‌ سالها در اون‌ منطقه‌ حضور داشت‌ پر از تله‌های‌ انفجاری‌ بود.💣بچه‌ها تله‌ها رو پیدا میکردن‌ و خنثی‌ میکردن ولی‌ گاهی‌ هم‌ انفجار رخ‌ میداد و‌ شهید تقدیم‌ میکردیم. شهید صمدی‌ به‌ یکی از این‌ تله‌ها برخورد کرد و شهید شد.🥺 بابک‌ یک‌ بالشت‌ کوچیکی‌ داشت، بعد از شهادت‌ شهید صمدی‌ دیدم‌‌ بابک‌ نشسته‌ روی‌‌ بالش‌ داره‌‌‌ می‌نویسه. گفتم‌: بابک‌ چی‌ می‌نویسی؟ عاشقی‌ها! گفت :ای‌ عمو شاهین.😆 گفتم:من‌ بیام‌ ببینم‌ چی‌ می‌نویسی؟ یا خودش‌ میاد‌ یا نامه‌اش‌ میاد‌، تو نگران‌ نباش. گفت : بعدا می‌خونی. وقتی‌ بابک‌ شهید شد💔 من‌ پیشش‌ بودم و دیدم‌ کاغذ‌ داخل‌ جیبشه کاغذ داخل‌ جیبش‌ رو برداشتم‌ دیدم‌ خونی‌ شده‌.😭نوشته‌ بود، مقداری‌ مقدمه‌ داشت داخل‌ همان‌ مقدمه‌ نوشته‌ بود: نوشتن‌‌ هر روز را از پدرم‌‌ یاد گرفتم و نوشته‌‌ بود که: امروز اینجا یه‌‌ جوریه!🥺 همه‌ حرف‌ از‌ شهادت‌ میزنن فکر کنم‌ اینجا یکی‌ شهید میشه!🕊 آدم‌ ها همه‌ یه‌ شکلین...همه‌ خوبن...خدایا میشه‌ منم‌ شهید‌ شم؟؟؟💔 عمو شاهین‌ همین‌ حالا اومده‌ میگه‌ یا خودش‌ میاد‌ یا نامه‌اش‌ و...😅 و دیگه‌ نتونستم‌ بقیه‌ دلنوشته‌ی‌ بابک‌ رو بخونم، گریه‌ امانم‌ نداد...😭 📌~ادامہ‌ دارد...‌ ⇨@FZ1389