دهــهـهـشـتـاـدیـا:)🇮🇷
:: #قسمت_نوزدهم #زندگینامه_شهید_بابک_نوری_هریس #معرفی_شهدا [عمو شاهین📒] دیدم سمت ماشین موشکی
::
#قسمت_بیستم
#زندگینامه_شهید_بابک_نوری_هریس
#معرفی_شهدا
[عمو شاهین📒]
هر وقت چشمهاش رو باز میکرد میگفت: یا زینب یا مهدی و این دوتا جمله رو تکرار میکرد.🥀 بابام من رو ببینه ناراحتی میکنه...😭 مادرم من رو حلال کنه...🥺
تا بیمارستان به هوش بود آخرین لحظات
چشمهاش رو روی پای من بست.💔
دو روز قبل از شهادت بابک بود. شدت درگیری زیاد بود و چون دشمن سالها در اون منطقه حضور داشت پر از تلههای انفجاری بود.💣بچهها تلهها رو پیدا میکردن و خنثی میکردن ولی گاهی هم انفجار رخ میداد و شهید تقدیم میکردیم.
شهید صمدی به یکی از این تلهها برخورد کرد و شهید شد.🥺 بابک یک بالشت کوچیکی داشت، بعد از شهادت شهید صمدی دیدم بابک نشسته روی بالش داره مینویسه. گفتم: بابک چی مینویسی؟ عاشقیها! گفت :ای عمو شاهین.😆
گفتم:من بیام ببینم چی مینویسی؟ یا خودش میاد یا نامهاش میاد، تو نگران نباش. گفت : بعدا میخونی. وقتی بابک شهید شد💔 من پیشش بودم و دیدم کاغذ داخل جیبشه کاغذ داخل جیبش رو برداشتم دیدم خونی شده.😭نوشته بود، مقداری مقدمه داشت داخل همان مقدمه نوشته بود:
نوشتن هر روز را از پدرم یاد گرفتم و نوشته بود که: امروز اینجا یه جوریه!🥺 همه حرف از شهادت میزنن فکر کنم اینجا یکی شهید میشه!🕊 آدم ها همه یه شکلین...همه خوبن...خدایا میشه منم شهید شم؟؟؟💔 عمو شاهین همین حالا اومده میگه یا خودش میاد یا نامهاش و...😅 و دیگه نتونستم بقیه دلنوشتهی بابک رو بخونم، گریه امانم نداد...😭
📌~ادامہ دارد...
⇨@FZ1389
دهــهـهـشـتـاـدیـا:)🇮🇷
:: #قسمت_بیستم #زندگینامه_شهید_بابک_نوری_هریس #معرفی_شهدا [عمو شاهین📒] هر وقت چشمهاش رو باز می
::
#قسمت_بیستویکم
#زندگینامه_شهید_بابک_نوری_هریس
#معرفی_شهدا
[عمو شاهین📒]
اون لحظه درسته کوتاه بود ولی تا ماشین
رسید بیمارستان برای من ساعتها گذشت وقتی رسیدیم امدادگر اومد بابـک رو از من گرفت و داخل بیمارستان برد. بعد از چند لحظه گفتند به فرمانده تون خبر شهادت بچهها رو بدید آقای فکوری اونجا بود ، گفت: به سردار حق بین بگو بچهها رفتند..🕊 بی سیم زدم گفتم:📞 تو بیمارستانم حاجی بچهها علمدار شدند😭 (اونجا هر کس شهید میشد میگفتند علمدار شده💔)
هر روز صبح حاجی حق بین میآمد کـنار ما مینشست میگفت و میخندید😅
میگفت: من اینجا میام روحیه میگیرم😍 به نظر من حاجی روز شهادت بچهها ۱۰ سال پیر شد. آمد با یک حالتی به من گفت: چی شد؟ کجا بود؟ چطور بود؟ چطور شد؟ اصلا نمیتونست به زبونش بیاره که چطور شد که شهید شدند.💔 فقط ایستاد و من رو نگاه کرد، شکسته..ناراحت..
رزمندهها میدونند سردار حق بین دوست نداشت از دماغ یک نفر خون بیاد.میگفت: نباید از دماغ یکی از جوونها خون بیاد این مملکت فردا به این جوونها نیاز داره🇮🇷 اگر من یا شهید نظری مجروح میشدیم ناراحتی داشت ولی میگفت: مملکت به بابک نوری نیاز داره.🥺 واقعا این شهدا انتخاب میشوند، بابک نوری هم آمد ۲۷ ، ۲۸ روز منطقه بود انتخاب شد. به اسم هلال احمر آمد 🚑 تا دقیقه ۹۰ کیف هلال احمر کنارش بود. تا قبل از شهادت چون یک نفر هلال احمری بود هر جا میخواستیم بریم ماموریت برای اینکه با
ما باشه، میگفت: آقا شما هلال احمر نمیخواین؟!😍یه امدادگر با شما نباشه؟🤨
📌~ادامہ دارد...
⇨@FZ1389
دهــهـهـشـتـاـدیـا:)🇮🇷
:: #قسمت_بیستویکم #زندگینامه_شهید_بابک_نوری_هریس #معرفی_شهدا [عمو شاهین📒] اون لحظه درسته کوتاه
::
#قسمت_بیستودوم
#زندگینامه_شهید_بابک_نوری_هریس
#معرفی_شهدا
[وصیتنامه📒]
✍اینجانب بابک نوری هریس فرزند محمد
🔸به تو حسادت میکنند، تو مکن. تو را تکذیب میکنند، آرام باش. تو را میستایند، فریب مخور. تو را نکوهش میکنند، شکوه مکن.مردم از تو بد میگویند، اندوهگین مشو. همه مردم تو را نیک میخوانند مسرور مباش. آنگاه از ما خواهی بود🙂
حدیثی بود که همیشه درقلـ♥️ـبمن،
وجود داشت.(از امام پنجم)
🔸خدایا همیشه خواستم به چیزهایی که
از آنها آگاه هستم عمل کنم ولی در این دنیای فانی بقدری غرق گناه و آلودگی بودم که نمیدانم لیاقت قرب به خداوند را دارم یا نه؟خدایا گناههای من را ببخش، اشتباهاتم را در رحمت و مغفرت خودت ببخش و تا وقتی که مرا نبخشیدی از این دنیامبر🤲🏻
تا وقتی که راهم راه حق هست مرا بمیران.
خدایا کمکم کن تا در راه تو قدم بردارم و در راه تو جان بدهم🕊
🔸مادرجانم به قربان پاهایت که بخاطر دویدن برای به کمال رسیدن فرزندانت آسیب دیده میشود، در نبود من اشکهایت را سرازیر مکن🙃 من با خدای خود عهدی بستهام که تا مرا نیامرزید مرا از این دنیا مبرد. مادرم برای من دعا کن، ولیاشکهایت را روان مکن که به خدای من قسم راضی
به اشکهایت نیستم🥲
🔸خواهران خوبتر از جانم من نمیدانم وقتی حسین (ع) در صحرای کربلا بود چه عذابی میکشید، ولی میدانم حس او به زینب (س) چه بوده.🖤 عزیزان من حالا دستهایی بلند شده و زینبهایی غریب و تنها ماندهاند و حسینی در میدان نیست.
امیدوارم کسانی باشیم که راه او را ادامه دهیم و از زینبهای زمانه و حرم او دفاع کنیم.
🔸برادرانم در نبود من مسئولیت شما سنگینتر شده، حالا شما عشق و محبت مرا به دیگران باید بدهید. زیرا من عاشق خانوادهام، اطرافیانم،شهرم 🇮🇷 وطنم و...بودهام✌️و شما خود من هستید در جسمی دیگر.
🔸پدرم تو هم روزی در جبهه حق علیه باطل از زینب های مملکت دفاع کردی، شما دعا کن که با دوستان شهیدت محشور شوم...♥️🤲🏻
📌~پارت آخر😇
⇨@FZ1389
دهــهـهـشـتـاـدیـا:)🇮🇷
:: #قسمت_بیستودوم #زندگینامه_شهید_بابک_نوری_هریس #معرفی_شهدا [وصیتنامه📒] ✍اینجانب بابک نوری هر
اینم از آخرین پارت زندگی نامه #شهید_بابک_نوری_هریس امیدوارم که دوست داشته باشید.🥲🍃
شهید بعدی مون کی باشه؟👀
https://abzarek.ir/service-p/msg/3125545
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حالا میخوای شما بگو، دهنت عادت کنه فعلا 💀👩🦯
⇨@FZ1389
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عروسک های خیمه شب بازیه صهیونیست ها! 💀..
⇨@FZ1389