چه بگویم که دگر حوصله ای نیست مرا...
دگر از دست کسی هم گله ای نیست مرا...
بگذار بسوزم که در این سینهی دلگیر...
جز سوختن و ساختنم مرحله ای نیست مرا...
هر آنچه در قلب میگذرد را نمیتوان گفت ..
براى همين خدا آه، اشک، خواب طولانى، لبخند سرد و لرزش دستان را خلق كرد !