خيلى حسوديم ميشه به اونايى كه بلدن ساكت باشن، من كه ساكت ميشم، از قيافم زيرنويس پخش ميشه.
منجایـیفهمیدمفقطخـودمودارمكاز سمـتکسـاییآسیـبدیدمكفکرمیکـردم قرارهبیشـتراز بقیههـواموداشـتهباشن .
درعـمق ، آدمخوشقلـبیبود ؛ منهـمآدم خوشقلبـیبـودم ؛ امازندگـیمسئلـهاش قلبنبـود .
خسته ام! خسته تر از پیکر فرسوده ی خاک
تو چه میدانی از این حالت پژمردگی ام . . .