به هرحال من برای اون فقط یه همدانشگاهی سادم چرا باید حال بده من براش اهمیت داشته باشه؟چرا باید کنترل قلب منو آدمی بدست بگیره،که ذره ای ارزش برام قائل نیست...همیشه همینه!قلبمون رو به کسانی میبازیم که ارزشی برای اونا نداریم!
از یک کتاب رندوم
نخستین غزلم باعث و بانیش تو هستی
مقصود و هدف در همهجان تو هستی:)
بیصدا
یعنیا شعر که میخونم یا میگم هم حس رهایی و خوشحالی خاصی داره هم یه حس غم انگیز آشنا...اصلا یه حال و هوای عجیبیه...هیچوقت همچین حسی نسبت به شعر نداشتم
من فقط میتونم از دور به تو نگاه کنم در حالی که چشم تو قفل رو یکی دیگه ست
از یه کتاب رندوم