💬9
֎📋 #شب_نشینی 20 ۩֍
🔆#ارسالی_کاربر
🔅#تجربه_بازگشت_از_مرگ
من سالی که کنکوری بودم خیلی با سختی درس میخوندم و خواب و خوراک خوبی نداشتم و البته به دلیل مشکلی که داشتم مقدار زیادی رازیانه استفاده کرده بودم.
به هر حال دلیل مردنم بماند....
اما من واقعا مُردم.
شب بود روی کاناپه خواب رفته بودم . که یک دفه از دلشوره بیدار شدمو به خودم گفتم فردا ازمون دارم برم سر جام بخوابم از رو کاناپه پاشدم و خوردم زمین انگار پاهامو اصلا حس نمیکردم کاملا بی جون بودم . سینه خیز خودمو رسوندم به آشپزخونه و بعد دستمو گرفتم به لباسشویی و از جا پاشدم به سختی پاهامو محکم کردم و اومدم راه برم که بدنم شل شد و با کله و از ناحیه ی گیج گاه کوبیدم کف آشپزخونه درد شدیدی همه ی وجودمو گرفت چشمم خیره موند به کاشی های کف اشپزخونه به خودم گفتم چقد خسته ام کاش همینجا بخوابم و بعد گفتم نه من نباید بخوابم باید بیدار بمونم .... اما نتونستم.... بی هوش شدم .... و درون لحظه خیلی سبک شدم .
یک دفه فضا تغییر کرد .... آشپزخونه نبود ... یه فضای تیره و انگار من ۳ تا بودم . و عده ای هم دورم بودن که نمیدونم کی و چی بود .
من داشتم از توی خودم در میومدم ولی خیلی یواش .... درومد از توی خودم درده خیلی وحشتناکی داشت یک عذابه کامل بود. جسمم داشت زیر بار این درد تلف میشد اما ازون قسمتی هم که جدا شده بودم حس سبکی داشتم . و فقط دلم میخواست زود تر تموم بشه و من از توی خودم در بیام . و خودمو از هر زاویه ای میدیدم .
در این حین .... احساس کردم مادرم شدیدا برام بی تاب شده صداش به گوشم نمیرسید و اونو نمیدیدم چون فضایی که من بودم عوض شده بود اما بی قراری و بی تابی اونو با جزع و فزع و یک صدای خیلی اهسته میشنیدم و احساس میکردم
درون لحظه بود که گفتم اگر من بمیرممادرم چی میشه😦
از خدا با حال بد خواستم که تا مادر و پدرم هستن بهم مهلت بده
بعد یهو احساس کردم به سمت جسمم کشیده شدم سنگین شدم و خلاف میلم افتادم توی جسمم سنگین و دردناک..
بعدا مادر تعریف کرد گفت نبض و نفس نداشتم و مادر منو سی پی آر کرد
خلاصه اینکه بعد از ماساژ قلبی که مادرم داد من یهو برگشتم.
و اما پرسیدین دیدگاهمون در باره مرگ چطوره؟
من قبل از اینکه این تجربه رو داشته باشم فک میکردم مردن بدون درده.
و این مسئله که میگفتن طرف به خاطر گناهانش مرگش طولانی شده رو نمیفهمیدم
و فک میکردم بعد از مرگ انسان شدیدا حالش بد میشه و وحشت میکنه و بلافاصله عذاب ها شروع میشه.
خدا نکنه که آدم عملی مرتکب شده باشه که مرگش طولانی شه .
یعنی در ظاهر مرده باشه اما روحش نتونه از جسم بیرون بیاد . این وحشتناکه و شدیدا دردناک .
امااااااااااااااااااا همونشم صد برابر بهتر از حس زنده بودنه😀
وقتی آدم میمیره سبک میشه . انگار که کوله بار خیلی سنگینی رو که سال ها به دوش کشیدی زمین میزاری😀
اصلا غمگین شدن نداره😀
تازه اصن دلت نمیخواد برگردی .
مگر اینکه خیلیییییییی دلیل آدم مهم باشه که حاظر بشه ازین حس خوب دست بکشه .
وقتی که برگشتم ... سنگین شدم .
دردم اومد . انگار که همون شکلی که دراز کشیدی یه واگنه قطار بره روی آدم.
بعد از اون عااااشق مردن شدم .
اما ...
یه ترس و تابلوی خطر هم جلوی چشمم بود همیشه .
کاری نکنم که به مرگ سخت و عذاب طولانی شدن مرگ دچار شم .
📜 @Fetrat_Base 📜
┗🔅▬▬▬►🌟┛
📃۩4️⃣9⃣5⃣۩
💬10
֎📋 #شب_نشینی 20 ۩֍
🔆 #ارسالی_کاربر
🔅 #تجربه_بازگشت_از_مرگ
سلام مجدد
ممنون از مطالب خوب کانالتون
من یکبار در خواب روح از بدنم در حال جدا شدن بود
هر عضوی که روح از آن خارج می شد به شدت درد داشتم
میدانستم در حال مرگ هستم هرچه میخواستم بیدار شوم نمیتوانستم
شروع کردم به التماس کردن
خدا و ائمه را صدا میکردم و التماس میکردم که نمیرم
درد زیااااااادی تحمل میکردم و هرچه میخواستم بیدار شوم امکان نداشت
بعد از توسل ها و التماس های فراوان یکباره بیدار شدم
نمیدونم چقدر طول کشید
نیمه شب بود
ولی بعد از بیداری هم هیچ یک از اعضای بدنم را نمیتونستم حرکت بدم
حدود یک دقیقه طول کشید تا من فقط تونستم انگشتان دستم رو حرکت بدم
📜 @Fetrat_Base 📜
┗🔅▬▬▬►🌟┛
📃۩4️⃣9⃣6⃣۩
این عروسک رو دخترم که ۹سالشه با استفاده از آموزش کانال شما درست کرده.
صورتش رو به ابتکار خودش بادکنک گذاشته😊
به خاطر همین نتونسته چشما و دهنش رو بدوزه.
اون خط های قرمز روی لباسش مثلا دامن پیشبندیشه😅
#ارسالی_کاربر
#خانواده_فطرت
#ارسالی_کاربر
💐ماهم روز #روانشناس و #مشاور رو به همهی #مشاورین گرامی که برای خوب شدن حال آدمها قدم برمیدارند تبریک عرض میکنیم🌷
🌸یه #تبریک ویژه هم میگیم به #اساتید و #مشاوران تیم تخصصی #فطرت 👇😍👏👏
🔆 #استاد_هادی_دهداری
🔆 #استاد_سیدمحمد_هادی_جعفری
🔆 #استاد_شکوهالسادات_جعفری