پرده نقره ای
تو کییییی؟؟؟؟ اصلا کسی منو ناراحت نکرده چرا الکی حرف میزنی؟؟؟؟؟؟؟؟ 😢😢😢😢
استغفرالله 🗿استغفرالله 🗿
داداش من صبا رو اذیت نمیکنه جرعت ندارع هاااااااا
«ناشناس»
سلام فرشته نگهبان خوبی 🫠
خسته نباشی
******
سلامممم خوبم تو چطوری
توهم خسته نباشی 🥲
«ناشناس»
ببخشید که نیستم شلوغ کنم شرمنده🫠
*****
اشکال نداره
بهت گفتم عذرخواهی نکن
دشمنت شرمنده 🥲
پرده نقره ای
تو کییییی؟؟؟؟ اصلا کسی منو ناراحت نکرده چرا الکی حرف میزنی؟؟؟؟؟؟؟؟ 😢😢😢😢
چرا نمیگی کی هستی؟؟؟؟
پرده نقره ای
چرا نمیگی کی هستی؟؟؟؟
صبا عشق من عزیز من واقعا سید اذیتت کرده یا این داره چرت و پرت میگه؟؟؟؟؟
بخدا اگه کرده باشه 🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪
پرده نقره ای
صبا عشق من عزیز من واقعا سید اذیتت کرده یا این داره چرت و پرت میگه؟؟؟؟؟ بخدا اگه کرده باشه 🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪
داره چرت و پرت میگه به خدا😢
هدایت شده از - Baner Darya
خیلی خیلی حس بدی داشتم و فقط میخواستم از اونجا و از دست ماهان فرار کنم، هیچوقت فکر نمیکردم ماهان همچین آدمی باشه . توی همین فکرا بودم که یهو صدای ماشین پلیس اومد ماهان اومد...
ادامه چنل زیر بدو برو تا پاک نشده🤯
https://eitaa.com/joinchat/2760639955Ca020f5a1fa
هدایت شده از - Baner Darya
تازه رمان های کوتاه مینویسه ولی هر ماه یه رمان جدید میزاره🤫
ساعت 9 صبح حذف کنید.
گسترده دریا
من مطمئن هستم که هیچوقتتتتتت داداشم زن داداشمو اذیت نمیکنه
چون میدونه داداشم اگه صبا رو اذیت کنه چنان میزنمش آدم بسه
و خواستم خواهش کنم که الکی حرف چرت و پرت نزنید.
آسیه