eitaa logo
نقد فیلم داخلی
517 دنبال‌کننده
132 عکس
13 ویدیو
0 فایل
ادمین: @Filmosophi
مشاهده در ایتا
دانلود
💠هو العلیم 🔹عرض ادب و احترام، پیام‌های کانال بخشیش نقد مضمونی سریال‌هاست و بخشی به تفکیک هر قسمته. از این به بعد دقیقا ذیل هر قسمت مطالب رو میارم که برای دوستان هم راحت‌تر باشه که به کجا داریم می‌پردازیم. ارادت 🔹فهرست مطالب: سه در چهار: https://eitaa.com/Filmosophy2/3 ستایش: https://eitaa.com/Filmosophy2/4 الگوریتم: https://eitaa.com/Filmosophy2/79 مهمان‌کشی: https://eitaa.com/Filmosophy2/40 دشتستان: https://eitaa.com/Filmosophy2/102 الگوریتم: https://eitaa.com/Filmosophy2/79 میراث: https://eitaa.com/Filmosophy2/123 حضرت مریم سلام الله علیها: https://eitaa.com/Filmosophy2/124 https://eitaa.com/Filmosophy2/126 https://eitaa.com/Filmosophy2/127 دستچین: https://eitaa.com/Filmosophy2/125 بشارت منجی: https://eitaa.com/Filmosophy2/128 کلاه پهلوی: https://eitaa.com/Filmosophy2/129 بهار شیراز: https://eitaa.com/Filmosophy2/130 https://eitaa.com/Filmosophy2/131 موج و صخره: https://eitaa.com/Filmosophy2/132 دونیمه ماه: https://eitaa.com/Filmosophy2/139 ساهره: https://eitaa.com/Filmosophy2/176 بیگانگان: https://eitaa.com/Filmosophy2/200 کلانتری یازده: https://eitaa.com/Filmosophy2/247 در و تخته: https://eitaa.com/Filmosophy2/264 صفا با خانواده: https://eitaa.com/Filmosophy2/286 اسباب زحمت: https://eitaa.com/Filmosophy2/292 نقد کوتاه فیلم ملک سلیمان: https://eitaa.com/Filmosophy2/301 نقد کوتاه فیلم موسی کلیم الله: https://eitaa.com/Filmosophy2/302 نقد کوتاه فیلم مارمولک: https://eitaa.com/Filmosophy2/304 نقد کوتاه سریال گذرگاه: https://eitaa.com/Filmosophy2/307 نقد انیمیشن شنگول و منگول: https://eitaa.com/Filmosophy2/319 نقد انیمیشن یوز: https://eitaa.com/Filmosophy2/328 نقد انیمیشن فهرست مقدس: https://eitaa.com/Filmosophy2/338 نقد انیمیشن بچه زرنگ: https://eitaa.com/Filmosophy2/348 نقد انیمیشن پسر دلفینی ۱: https://eitaa.com/Filmosophy2/356 نقد مسافری از گانورا: https://eitaa.com/Filmosophy2/383 نقد کمیک ارشیا: https://eitaa.com/Filmosophy2/402 چرا آقای قاضی جذابه؟ https://eitaa.com/Filmosophy2/401 نقد انیمیشن آخرین داستان: https://eitaa.com/Filmosophy2/414 چرا محتوای سریال آقای قاضی بی‌نظیره؟ https://eitaa.com/Filmosophy2/440
سه در چهار: شروع با چند سکانس معرفی شخصیت‌ها به درستی و اجمال کامل و جذاب مملو از کاشت، مبلا، فقر، ماشین بحث کنکور می‌شه، تدوین موازی می‌کنه بین خونواده‌ها تا نشون بده هر کدوم فضاشون چجوریه قسمت دوم بی‌پولی و نابود شدن نظم جدید با ایجاد چالش کنکور، پول دانشگاه رو باید جور کنن احترام به والدین وقتی باباشون میاد همه پا می‌شن. مادر چادری و مهربون‌ترین شخصیت فیلم یه جا پشت سر آقا سیروس می‌گه جولز، غیبت می‌کنه همه هم می‌خندن که سکانس خوبی نیست، کلا همش آقا سیروس رو مسخره می‌کنه ولی چون خودش مشکلی نداره تمسخر نمی‌شه یعنی واسش سنگین نیست، اما کار غیر اخلاقیه کلا می‌گن بریم مسجد پول بگیریم ولی مسجد خبری نیست و آخونده می‌گه کلا پونصد داریم، مسجد ضیف و بی‌فایده تدوین عالیه، برای همین ریتمش عالیه می‌گه موهاشو قرض گرفته ولی اقا سیروس می‌گه غیبت نکن، خوبه بیژن دروغ می‌گه برای استخدام و شخصیتشم سمپاتیکه جلوی همه دعوا می‌کنن و اثر زیر سوال نمی‌بره دعواها رو مادر گاهی چادریه گاهی مانتوییه داخل شرکت بین مردم تضاد بین پولدار بی‌شرف و بی‌پول باشرف خوبه قضیه جکا که چقدر خوب درآورده تو شخصیت آقا سیروس دختره با شوهرش امیر بد صحبت می‌کنه، مادرش می‌گه نکن، خیلی خوبه داستان قوی بی ابرویی برای رسیدن به حق، امتحان می‌شن تا به حقیقت برسن، هزینه می‌دن، خیلی خوبه
نقد ستایش اول شروع با سکانس جنگی و حرفای رزمنده در مورد تیکه تیکه شدن و شهادت می‌گه که رزمنده‌ها براشون عادیه، ولی این محمد می‌ترسه، پس سکانس ضد جنگه شخصیت محکم طاهر و ضعیف محمد جالبه عشق طاهر به ستایش پاکه بابای طاهر خیلی به بچه‌ش نزدیکه ولی بابای محمد هیچی خشک و دور از بچه‌ش اثر در قسمت دهم خیلی برای محمد عزاداری می‌کنه، نقد سربازی اجباریه و البته ترسوی فراری از جنگ نباید اینقدر حس مثبت بهش پیدا کنیم، چون رفیقن قرار نیست کارش درست باشه، البته طاهر هم همش می‌گه، ولی چون رفیقشه می‌کنه، پس فرار از جنگ سمپاتیک می‌شه البته کاک مراد از جهت فکری همش گفت، ولی حس ما با محمد سعی می‌کنه نزدیک بشیم که تاثیر فکریش هم زیاد باشه. پدر این اومده دنبالش پدر محمد دلقک نشسته باباش بعدش می‌گه خبط کردی حقته باید جورشو بکشی منم مقصر بودم که درست روشنت نکردم، عالی رابطه پدر پسری عالیه از خونوادشون جدا می‌شن، بابای دختره چون مذهبیه مخالفت نمی‌کنه با ازدواج اما طرد می‌کنن هر دو که غلطه طاهر بارها از کلماتی مثل یا علی و آب می‌خوره یا حسین استفاده می‌کنه ستایش صلوات نذر می‌کنه شوهرش بیاد، رابطشون عالیه مشکل اینه که خونواده هاشون پشتشون نیستن بابای دختره که برمی‌گرده، می‌گه خدا نجاتم داد و حرفای عرفانی می‌زنه که شیطان کوچولوی درون ما بیدار می‌شه و مثل آبی که زلاله ولی وقتی تکونش می‌دیم از زیر لایه کثیفیش میاد بیرون، عالیه اینکه جنگ کلا توی اثر سانسور شده جالب نیست تا وقتی که قطعنامه امضا می‌شه و تموم طاهر نباید فرار می‌کرد چرا شخصیت سفیدش رو سیاه کرد قسمت ۲۴ سکانس بیمارستان شاهکاره انیس به خاطر کارایی که کرده فلج می‌شه، ستایش هر چقدر دعا می‌کنه شوهرش خوب نمی‌شه و باید نشون بده که قرار نیست ما هر چی بخوایم بشه، اینو نشون می‌ده اما اونورم نشون می‌ده که طرف فلج شده پس ضد اومانیسمه اما عشق خدا توش کمرنگه، برخلاف فصلای بعدی بابائه می‌گه چی کار کردم که این مصیبت سرم اومد خدایا، چون آلزایمر گرفته، سکانس بدی نیست اونقدر اما نمی‌بود بهتر بود هر وقت ستایش به مشکل می‌خوره می‌ره پیش پدرش مشورت می‌گیره فردوس چون بازاریه به وکیل می‌گه دروغ بگو تا سودش درست بشه، شخصیت خاکستری، چون بعدش می‌گه خدا سایه‌ش رو سر ماست و... یعنی هم رشوه می‌ده هم خداباوره سه تا تصمیم اصلی، محمد طاهر و ستایش هر سه ضد قانون، دو تای اول عاقبت خراب سومی هم در فصل بعدی خراب. پس اثر مدافع قانونه به صورت زیرپوستی اینکه توطئه زنان رو نشون می‌ده خوبه عباس شخصیت عالی مذهبی سفید قانون در قسمتای آخر که می‌رن داخل روستا خیلی عالی می‌شه چون مدافع باباشه که نکشنش مردم روستایی توی اثر عالین، مهمون‌نواز، مذهبی، معرکه
فصل دوم: خواستگاری استاد دانشگاه خیلی خوبه قسمت چهار می‌گه چرا اومدن خواستگاریت غیرتی می‌شه پسره مادره هم حال می‌کنه سکانس هم جذاب، عالیه ستایش دروغ می‌گه که پسرشو نجات بده، خیلی بی‌خوده چرا شخصیت سفیدتو خراب می‌کنی موسیقی عالیه فردوس می‌گه خواب دیدم آتی و طاهر رو می‌خوان بغل کنن یکی رو که یکی می‌خواد بمیره انگار، احتمالا چون محمد چاقو خورده، پس خواب صادقه هم واقعیه جالبه فردوس می‌گه مگه تعبیر خواب می‌دونی پس قبول دارن این چیزا رو که خوبه چادر ستایشو این زنه توی هتل می بینه و مسخره می‌کنه که بگه زن خراب کلاهبردار ضد چادره، عالیه این سکانس می‌فهمه باید اجازه پدر بزرگشو داشته باشه تا ازدواج سر بگیره همه چی به هم می‌خوره، بازم نفهمیدن قانون باعث بدبختیشون شده ستایش رو مقصر می‌دونه می‌گه تو درست فکر می‌کردی اشتباه عمل و می‌گه کارت غیر قانونیه و فلان، اثر هم ضد قانون نمی‌شه، برعکس ضد ستایش می‌شه که عالیه حشمت نژادپرسته خونوادش، مظهر همه‌ی بدبختی‌هان می‌ره سر قبر شوهرش ذات الریه می‌کنه، عشق جذاب با قاب عکس آتی صحبت می‌کنه، سر قبر خوبه ولی قاب عکس چیه اونکه روحش اونجا نیست لحنش عوض میشه میگه خراب کردم اشتباه کردم، برعکس فصل یک که اثر با ستایش بود در بی‌قانونیش، این تغییرن لحن خیلی خوبه اتاق تاریکی که توش داشت وکالت می‌گرفت زنه توش بود نورپردازی عالی آخر فصل دو با بدبخت شدن استاد تموم شد
فصل سوم قسمت دوم قضیه درخت که چون ریشه‌ش محکمه جوونه می‌زنه، پس باید ادامه بده و امید می‌گیره فردوس، آیت بودن همه چیز برای انسان خیلی خوبه اطعام می‌ره می‌کنه، مراسم هفتم می‌گیره و کلا رسوم دینی توش خیلی مهمه امتحان ستایش اینه که ازش خاستگاری می‌شه واسه پیر مرده و از این طرف عاشق مرده شده چون شبیه شوهرشه خیلی جالبه، امتحان زنانه در دیالوگ ها فردوس همش حکمت می‌گه و قشنگ می‌شینه تو فصل سه، مثلا می‌گه خودتو بشناسی خدا رو هم می‌شناسی، تحول شخصیتش از خاکستری به سفید و حتی مرشد سکانسای قتلش رو باید بدتر درمیاورد تا نفرت انگیز باشه نسبت به قاتل، اما خوب ملو رفته جلو حشمت می‌ره پیش خانوم بزرگ اون بهش می‌گه همش می‌گی خودت، چرا از خدا نمی‌خوای، توحید عالیه با مامانه می‌ره مواد بخره پلیس دخترشو می‌گیره می‌گه مال منه اولین بار حرف می‌زنه عشق مادر دختری عالیه تهمت به ستایش و امتحان جدید که خیلی عالی درآورده، سکانسی که می‌گه منو له کردین بعد اشتباه مادره که چون ناراحته می‌ره آبروشو پیش حاج آقا می‌بره حرفای توحیدی فردوس به زنه و صحبت با خدا جالبه چقدر جالب آخونده رو آورد توی داستان سکانسای مختلفی موضوعش صحبت مستقیم با خداست که شاهکاره لهجه مشهدی زن حمید جالبه چون بعدا می‌فهمیم شخصیت خوبیه، وارد زندگی شخصی حمید می‌شه تا نشون بده خونواده‌ش می‌پاشه به خاطر خلاف و خیانت به زنه هر کی معتاده پدرش دراومده و پدرسوخته‌ست دخترش هم ترک می‌کنه چند قسمت آخر فیلمنامه قوت خوبی نداره، عکسای روی دیوار از دخترا مسخره‌ست
مهمان کشی
قسمت‌اول: سعد خیلی آدم خوبیه از اول تا الان همش دیالوگ و نماهای مدیوم یارو چجوری توی همه مراسما بوده و واسه مسلم تعریف می‌کنه وقتی خبر سعد رو میارن یکیشون مسخره بازی در میاره که اصلا جالب نیست مجلس حضرت رو نشون می‌ده و سخنرانی می‌کنن بد نیست، اما حوصله سربره موسیقیش خیلی خوبه، صدای سعد که دوبلوره و بازیش چرته سخنرانی حضرت حوصله سر بره می‌گه هزار نفر توی مجلس بودن ولی دویست نفرم‌ نیستن توی تصویر کلا همه چی دیالوگ بود قسمت اول
قسمت دوم: مسلم به دیگران کمک می‌کنه، بازی طرف اغراق شده‌ست بعضی سکانسا اینقدر احساسشو به صورت بیاره لازم نیست وقتی طرف می‌گه به مردم کمک نکن بعدا کمکت نمی‌کنن می‌ره تو فکر! انگار برای خدا کمک نمی‌کنه و البته حرف این یارو بعدا اثبات می‌شه، یه آدم رندوم بهتر از ایشون مردمو می‌شناسه که مسخره‌ست می‌رن پیش امیر می‌گه برو فردا بیا یادآور ادارات ما، اشتباهه دیگه تداعی بین ج ا با بنی امیه
قسمت سوم: بحث فقر خیلی توش مهمه و همش توی خیابون ملت می‌گن به من کمک کنین، یعنی اوضاع اقتصادی خرابه، بازم تداعی با جدا باز دوباره می‌ره سراغ زمین یارو که بهش نمی‌دن، موضوع بیخودی که کش می‌ده بازی استاد جالب نیست راوی داستان بیشتر معاویه و رفیقاشن که بده برده ها رو آوردن واسه معاویه یه دختر ایرانی رو انتخاب می‌کنه و مام هیچ حس بدی نمی‌گیریم متاسفانه! فیلمساز کارگردانی بلد نیست و نما های بیخود از پشت اشیاء می‌گیره و... در سکانسی که لازمه نمای نزدیک و مدیوم نمی‌ده مثلا نمایی که داره ابن زیاد حرف می‌زنه آخرش کلوز آپ می‌خواست خیلی حرفای زیاد و اساسی رو از دید معاویه و یزید می‌بینیم و مشخص نیست چرا نباید بهشون نزدیک بشیم دیالوگا خیلی خوبه کلی دیالوگ ضد حکومت داره در مورد گرفتن زمینا سکانس مبارزه مسلم با رومیان آهنگ رومی می‌ذاره مال کینگدام آف هون و وقتی می‌میره یهو عربی می‌شه مبارزات سطحی و دم دستی توی دیالوگش با پیر مردی که کاروان داره، پیرمرد می‌گه مشیت خدا مهمه یعنی به جناب مسلم درس توحید می‌ده ولی خودش می‌گه من خونواده‌م رو حفظ می‌کنم اکثر سکانسا معاویه و یزیدن و ابن زیاد، حرفای سیاسانه و دقیقی می‌زنه معاویه شراب می‌خوره یزید ولی هیچ بدی نمی‌بینیم صحنه های مبارزه صحنه آهسته می‌شه در حالی که باید ریتم بالا داشته باشه اما کلا داستان جالبیه و ما رو جذب می‌کنه به این شخصیتا
قسمت چهارم وقتی دارن سر بچه رو می‌برن یارو دعا می‌کنه و می‌گه الهی آمین کلی داستان رو از زبان ابن زیاد می‌شنویم و فلش بک می‌زنه و قشنگ درد و دل می‌کنه با رفیقش ابن زیاد هم صداش هم اکت خیلی جذابه سر بچه رو می‌برن باید رده بندی سنی چیزی بزنن نما های معرف از کل شهر و از بالا کمه باید بیشتر باشه می‌گه اسکندر کُچه سگ :)
قسمت پنجم نمای نزدیک از چهره زیبای لیلا اوتادی برای جذاب کردن اثر زندگی خصوصیش رو نباید نشون بده سمپات شد قشنگ سکانس بعد ابن زیاد با خوارج درگیر می‌شه و ما طرف ابن زیادیم زن مسلم ابرو هاش و چشماش آرایش داره مسلم از خدا نمی‌گه می‌گه ما می‌ریم حلش می‌کنیم نگران نباش، اومانیسته نمای لباس پوشیدن ابن زیاد باعث سمپاتیک شدن مادر ابن زیاد چرا اینقدر جوونه😂 خوارج رو کتک می‌زنن کلی باید حال کنیم طبیعتا چون با اونا دشمنیم و ابن زیاد بازم سمپاتیک می‌شه سکانسی که دارن کتک می‌زنن خوارج رو صدای آه و ناله مردم خیلی احمقانه‌ست سکانس بعد مسلم می‌ره از خوارج دفاع می‌کنه در مقابل حکومت! می‌گه تقصیر شماست که خوارج بین مردم محبوب شدن شما مشکلین یارو ولید که امیر هست دائم هشدار می‌ده که نکنین این کارا رو می‌زنن نابودتون می‌کنن همش هشدار می‌ده سکانس ابن زیاد با زنش روی تخت قشنگ اسپارتاکوسیه زن ابن زیاد استدلال می‌کنه که با دشمن نمی‌شه بازی کرد خصوصا دشمنی که قصد کشتنتو داره ابن زیاد همش داره با زنش درد دل می‌کنه، خاک تو سر فیلمساز همش تو بچگیم رو می‌گه ابن زیاد