قسمت پنجم
شروع طوفانی عالی بود
از پایگاه فرار میکنن و اسیر میشن خیلی خوبه، کار اشتباه باید نتیجهی منفی هم داشته باشه
سکانسی که دو تا رانندهی آمبولانس میمیرن ما هیچ حس بدی پیدا نمیکنیم چون نمیشناختیمشون. این خیلی بده و باعث عادی سازی کشته شدن افراد میشه
چه زیبا شخصیتای امنیتی عراقی رو وارد میکنه خیلی خوبه. داستان رفت روی ربایش اینا اما امیدوارم خیلی کشش نده
فیلم به خوبی امنیت ایران رو نشون میده و از اون طرف ناامنی عراق با داعش
قسمت ششم
به خوبی ابهت داعش رو نشون میده پ اینکه چقدر ترسناک و قدرتمندن، خیلی خوبه تا بعدا قدرت مقاومت رو در تعارض با اینا نشون بده
رده بندی سنی تلویزیون چقدر مسخرهست، طرفو دارن شکنجه میدن رده بندی نمیزنه
اینکه شلاق زدن داعش رو نشون میده و طبیعتا مخاطب منزجر میشه، جالب نیست. خوب حکم شلاق تو اسلام هست واقعا ولی داعش به هر بهانهی مسخرهای داره میزنه. وقتی توی اثر شلاق زدن از اساس بد جلوه داده بشه، غلطه باید نشون بده از احکام درست دارن سوء استفاده میکنن
کلا خوب بود، همون محورهای خوب محتوایی (محوریت خانواده، فداکاری، سختیها جنگ و...) رو دنبال میکنه، اما امیدوارم بره سمت مبارزه تا اسیر گرفتن چون الان مردم نیاز به ترسیدن از داعش ندارن که، نیاز به حماسه دارن
یک بحث دیگه اینه که ارتباطات داعش با امریکا رو باید خیلی پر رنگ کنه، وگرنه اثر حیف میشه
زمان:
حجم:
3.5M
🔳مضامین پر خطر و جذابیت سریالها
▪️00:00 چرا اکثر فیلما یک بار مصرف هستن؟
▪️1:30 ریسک کردن روی قهرمانان، باعث جذابیت خاصی میشه
▪️02:23 چرا اکثر فیلمای پر فروش آخرالزمانی هستن؟ به عنوان مثال آثار ابر قهرمانی
▪️03:53 چگونه سریال ارباب حلقهها با چرخش داستانی عظیم و خطرناکش، جذابیت ایجاد میکنه؟
▪️06:07 چرا بهتره که به جای ساختن بیست سریال، یه سریال قوی بسازیم که بیست بار دیده بشه؟
▪️08:40 برای اقتصادی سازی صنعت سرگرمی، اول اثر باید در کشور مبدأ پر بیننده بشه و بعد جهانی میشه
▪️10:10 جهان کوچک و شخصیتهای کم بیگانگان، باعث میشه اثر یه بار مصرف بشه
▪️11:11 بررسی اجمالی همین مسائل در فیلمنامهی واکینگ دد
▪️13:00 جمعبندی
🖌️نقد فیلم داخلی
@Filmosophy2
قسمت هفتم
محلی که اینا گیر افتادن رو کامل معرفی نکرده هنوز، باید نماهای دور بده از کل محیط تا همهی حفرههای اونجا رو هم بشناسیم. به جاش بیش از حد روی چهرهی بازیگرا تمرکز میکنه که تکنیک جالبی نیست اصلا
چرا سکانس سر بریدن داعش رو نشون نداد؟ لازم نیست با جزئیات نشون بده، میتونه فقط دست داعشی رو نشون بده یا از دور بگیره که سنگین نباشه اونقدر. ولی اینکه کلا نشون نده اشتباهه
هنوز سختیای اینا توی زندون رو نشون نداده یه دفعه میگه باید فرار کنیم. نشد که، اول زندان رو نشون بده و سختیاشو بعد برو سراغ نقشه فرار
توی زندون داعش حبیب همش داره شوخی میکنه و لحن فیلمو خراب میکنه. مسخرهست دیگه خوب یعنی چی بذار اول حس ترس ایجاد بشه بعد
در حد دیالوگ یه اشاره میکنه که داعشو یه عده درست کردن تا اسلامو خراب کنن، ولی خوب هیچ اشارهای به امریکا نمیکنه. در نظر بگیرین که ترامپ رسما گفته دولت امریکا داعشو ساخت، پس حرف عجیبی نیست باید توی فیلم به شکل پر رنگی وجود داشته باشه
اثر تمرکز زیادی میکنه روی سختیهای خونواده بعد از اسارت. فیلم تبدیل میشه به یه ضد جنگ که هیچ فایدهای برای وضعیت کشور نداره، بلکه مضره. در شرایط جنگی مانوور دادن روی سختیهای جنگ و ناراحتی خونواده، به جای اینکه حس حماسه ایجاد بکنه، همه رو از جنگ رفتن میترسونه! نابخردانهست این کار و امیدوارم ادامه پیدا نکنه این وضعیت در قسمتای بعدی
ایران در پاسخ به عملیات تروریستی داعش در مجلس بمبارونشون میکنه. فیلمساز به جای اینکه بره نتیجه بمبارون رو نشون بده، همزمان با بمبارون میره ناامیدی بابای استاد رو نشون میده که اسیرش رو نتونسته نجات بده. خوب بذار این پیروزی رو مردم ببینن، بعد برو این دیالوگا رو نشون بده که حماسه و تراژدی با هم به اندازه کافی باشه
مجموعا بد نبود این قسمت
قسمت هشتم
چه خوب عربی حرف میزنن باریکلا. سکانس جراحی رو هم خوب دراورده
داعشیه میگه حتما یه حکمتی داره که این دکتر حاذق اینجا بود و تونست رییس ما رو نجات بده. پیر مرده هم از ارادهی خدا و تجلی ارادهی خدا حرف میزنه. به سری داعشی حرفای جذاب و درست دینی میزنن، خوب بعدا باید گفته بشه که این حرفای درست از زبان غلطی منتقل شده، وگرنه این حرفا میره زیر سوال چون قهرمانان تا الان همچین حرفایی نزدن
به پسره خیلی راحت اطمینان میکنن، تهدیدای سنگین هم نمیکنن با اینکه اینا باید چون شیعهست دشمن خونیشون باشه، اما خوب یارو شیخشون همچین دستاشو میگیره فشار میده که انگار یه آیت الله هست واسه خودش
چند بار تا حالا در نقد فیلمای داخلی عرض کردم بر اساس اخلاق اسلامی، غیبت از زنا گناه بدتریه. دختر دکتر در مورد سامی (یه دکتریه که بعدا میفهمیم نفوذیه) میگه خیلی حرف میزنه و باباش هم میخنده! خوب این غیبته دیگه چرا رد غیبت نمیکنه باباش، این یعنی ترویج بیاخلاقی
صحنهی انفجار رو خیلی خوب در آورده باریکلا
جلسات فرماندهان جبهه مقاومت خوب بود، فرمانده مقاومت هم جذابه. البته رییس داعشیا یه سکانس طولانی داره که داره با فرماندهش صحبت میکنه، تمرکز هم روی صورتشه. اما چون محیط تاریک و ترسناکه خیلی خوبه چون حس مثبت نمیسازه برای ما
اینکه ریحام آسیب میبینه مهم و خوبه تا مخاطب قشنگ حس منفی نسبت به عملیاتای تروریستی پیدا کنه، خیلی خوبه
این قسمت خیلی خوب بود و بدون شک بهترین قسمت تا الان بوده. همین ریتمو تا آخر فیلم حفظ کنه عالیه
قسمت نهم
خیلی خوب سیستم و ساز و کار وسیع داعش رو نشون میده باریکلا
سکانسی که زنا میان گاز میگیرن رو خوب درنیاورده،
یارو داعشیه که شیخشون هست میگه ما باید با مؤمن کردن مردم خلافت رو گسترش بدیم! خوب عزیز دل این حرفای درست رو گذاشتی تو دهن داعشیا؟ پس فردا یکی رو منبر همینو بگه مردم یاد حرف این داعشیه نمیافتن؟ همش داعشیا قرآن میخونن، خوب حس منفی میسازه نسبت به آیات و این باید خنثی بشه توی اثر با نشون دادن جذاب و عمیق جبههی مقاومت. تأکید اثر روی اسلام امویه خیلی زیاده و حتما باید اسلام ناب رو مفصل نشون بده وگرنه نابودع
سکانسی که پابندهای پسره رو نشون میده خیلی خوبه باریکلا، ترس از داعشیا رو ایجاد میکنه
اینکه داعشیه به شیخ میگه چند تا دختر برات میارم دیالوگ خوبیه و ذاتشونو خوب نشون میده. اینکه پول دوستی و دنیاپرستی قاضی داعشی رو نشون میده هم سکانس خوبیه
قسمت دهم
سخنرانی شیخ داعشی خوبه و اشاره میکنه به ابن تیمیه. ولی همون ماجرا هست که حتما باید حرفای دینی الهی هم توی اثر پر رنگ باشه و جذاب چون ادبیاتها مشترکن
ماجرای اسارت رو خوب تقلیل داده به یه زندگی معمولی و اینجوری اسارت رو سادهتر و قابل هضم جلوه میده باریکلا
دیالوگای پدر بزرگه در اینکه میگه بچههای اسیرتو بسپر به خدا خیلی خوبه و اون فضای ضد جنگ رو خنثی میکنه احسنت. همینطور چون حرفاش توحیدیه باعث خنثی شدن حرفای چرت داعشیه میشه
بازیگرا عالین ها، یه شاهکاره که ایران فیلم دو زبونه ساخته اکثر بازیگران هم ایرانی هستن. فقط اون ریش قرمزه یه مقدار تصنعیه که نقششم تا الان کم بوده
اینکه زن داعشیه روبند میزنه و هیچ آدم حسابی روبند نمیزنه، باعث ایجاد حس منفی نسبت به روبند میشه
قسمت یازدهم
بمبارونها رو خوب دراورده
چهرهی ابوخوله اصلیترین ضد قهرمان فیلم رو عین مالک اشتر سریال امام علی علیه السلام دراوردن نادونا
بحث نفوذ رو خیلی خوب نشون میده، یارو داعشیه اما فرمانده عراقی بوده و لشگر رو میفروشه. مضمون خوبیه
اصلا محیط جنگ رو نشون نمیده متاسفانه، صرفا پشت سنگرو نشون میده و هیچ خبری از نماهای باز از کل جبههی جنگ نیستش
در سکانسی که هلی کوپتر دنبال فرماندهی داعشه، دوربین کلا با داعشیا هستش و اصلا حتی یک نما از درون هلی کوپتر مقاومت نمیده. خوب اشتباهه دیگه اینجوری کلا مخاطب همراه با دوربینی میشه که همراه با داعشیاست
یارو داعشیه میره تلویزیون طرف رو میشکنه و هزار با تاکید میکنه که تلویزیون حرومه و دائم کلمهی حرام تکرار میشه :) هنوز در عجبم با چه عقلی مسئولان کم خرد صداسیما تصمیم گرفتن در دورانی که بزرگترین دشمن ما غرب «سکولار» هست، با تاخیر ده ساله بیان علیه داعش فیلم بسازن و دائم ادبیات دینی رو (البته که به شکلی اغراق شده و انحرافی) از زبون داعشیا بیان کنن. جالبه
عبدالله که رفیق ایناست به شکل مسخرهای میگن مرده! شخصیت مکمل مهمی مثه عبدالله رو فیلم حتی نشون نمیده که چجوری مرده. فرض کنیم که نمرده و زندهست، بازم بیخوده؛ باید نشون بدی طرف ضربه میخوره انگار مرده ولی بعدا بفهمیم زندهست. این حد از تنبلی بیمعنیه، که شخصیت به این باحالی رو با دیالوگ خبر مرگشو بدی
فیلم از جهت بصری خوشساخت و البته پر خرجه باریکلا، همین نقطهی قوتشه
قسمت دوازدهم
حتی توی جلسات خصوصیشون به شکل غلیظی از عبارات الهی و اسلامی استفاده میکنن. شیخشون میگه خدا ما رو حفظ کرده و پیروز کرده و این حرفا. تا الان دز اسلام در بین مقاومت خیلی کمرنگ بوده، کلا اکثر سکانسا مربوط به داعش بوده و شخصیتی از بین مقاومت در فیلم جا نگرفته
فیلمبرداری خیلی خوبهها، دوربین روونش ریتم فیلمو حس میکنه. موسیقی هم که عالیه
سکانس گفت و گوی زن فرانسوی با یه داعشی خیلی خوبه، ولی با یه خندهی مسخره آخرش خرابش میکنه :) اینجور سکانسای خوب باید توی تدوین بخشای چرتش دربیاد که حس مخاطبو خراب نکنه
با شخصیت ریحام چه خوب نتیجهی عملیات تروریستی رو نشون میده باریکلا
قسمت سیزدهم
شروع فیلمو کلا خیلی خوب ساخته باریکلا
گفت و گوی آلمانیه با دکتر خیلی خوبه، اینکه یه دفعه میزنه به آلمانی خیلی جالبه
اینکه سکانسای خشن فیلمو تار میکنه خیلی خوبه باریکلا، که رده بندی سنی نخوره
اینکه پسره بعد از حکم ناعادلانهی دادگاه قرآن میخونه خیلی خوبه، نشون میده اینا به قرآن عمل نمیکنن باریکلا
قسمت چهاردهم
اینکه سعید به شکل رندومی تصادف کرد خیلی مسخره بود، میشد بمبی چیزی بخوره کنارشون. ولی اینکه اینقدر یه داستان رو داره کش میده بیمعنیه. چند قسمته ما فهمیدیم میخوان بیان سعیدو بدزدن به جای داعشیه، ولی هیچ چرخش داستانی رخ نداده و همین قضیه رو کش میده. برای همین ریتم داستان پایین اومده
دیالوگ نسبتا طولانی هست بین الهام و باباش، همش میگه آروم باش درست میشه، خوب چرا؟ چرا نمیگی من توکل دارم آرومم، صرف اینکه هی بگه آروم باش چه فایدهای داره؟ سکانسو هدر داده با دیالوگ نویسی ضعیف
اینکه صورت دختره رو بازم روش تمرکز میکنه جالبه، ولی چرا رده بندی سنی نمیزنه؟ همچنین اینم مهمه که اثر خیلی داره ضد جنگ میشه متاسفانه و تمرکزش به جای جنگ، رفته روی آسیبهای جنگ که اصلا منطقی نیست. حماسه در فیلم در کمترین حد ممکنه و تراژدیش در اوج
بازم سکانس کشته شدن محافظان بیمارستان عین خیالمون نیست، چرا؟ چون اصلا نمیشناسیمشون و مثل چی همشون رو میکشه. سکانسای اکشنش خوبه از جهت فرمی، اما محتوایی که میسازه ناجوره، بیارزش بودن جون محافظان عراقی که اهل جبهه مقاومت هستن
دوربین هم که همش همراه با داعشیاست متاسفانه و باعث سمپاتی با اینا میشه
مشتی بیسواد نشستن میلیاردی خوردن و فیلم ساختن، از اول تا آخر ماجرای حمله به بیمارستان دوربین تقریبا همیشه پشت داعشیا و همراه با اوناست. نیروهای مقاومت هم که یا خوابن، یا دستشویی هستن، یا مثه ابلها رفتار میکنن. وقتی هم که سامی میمیره، موسیقی غمناک میزنه و دائم کات میزنه به داعشیای دیگه که دارن غصه میخورن تا حسشون به ما منتقل شه! همشم دو تاشون میگن الله اکبر لا اله الله! احمقانهست واقعا این حد تاکید روی الفاظ الهی از زبون یه مشت داعشی.
به جای اینکه نشون بده این داعشیا به همدیگه رحم نمیکنن، نشون میده عین برادرن که بازم برای ما سمپاتیک بشن! نمیدونم چی بگم
حیف، فیلم به این خوبی با میلیاردها پول بیزبون، به خاطر بیسوادی و بلاهت یه عده اینجوری به ضد خودش تبدیل میشه و امیدوارم عمدی نباشه. نمیدونم چجوری میتونم امید داشته باشم وقتی در چهارده قسمت هنوز یک نفر قهرمان در جبهه مقاومت نداریم و با مشتی آدم رندوم و داعشی فیلم در ژانر ضد جنگ داره میره جلو :)
قسمت پانزدهم
چرا دکتر (بابای الهام) رو نکشتن؟!
شروعش با زندگی شخصی داعشیه با زنه قفقازیهست. اینکه میره تو زندگی شخصی داعشیا و زندگی عادیشونو نشون میده، بیمعنیه و به خاطر نسبیت اخلاقی فیلمه
اینا دارن در مورد پدرسوختگی داعشیا صحبت میکنن، بعد پشت صحنه صدای نماز میت میاد! بازم ایجاد حس منفی نسبت به مناسک اسلامی
دختره که فرار کرد چی شد خوب آخر این قسمت باید کات میزد
ببینین اثر نقاط قوت زیادی داره ها، خصوصا در اجرا. اما داستان بعضی جاها خیلی خراب کرده، اینم یکی از دلایلش اینه که اصرار دارن سی قسمت بسازن. خوب ده قسمت بساز خوبشو بساز اگر مخاطب استقبال کرد فصل بعدی رو بساز
زمان:
حجم:
2.9M
▪️چند نکته در مورد قسمت چهاردهم بیگانگان، ریشهیابی نسبیگرایی اخلاقی و تخریب اسلام در بیگانگان و اینکه چرا نقد تصویریش رو منتشر نکردیم
قسمت شانزدهم
دختره واقعا فرار کرد قسمت قبلی! چه آبکی نشون داده بود پس
بخش مهمی از فیلم در زندگی شخصی بین اون داعشی و زن قفقازیشه، در این قسمت هم محوره طرف
سکانس دیدار پدر و پسر خیلی خوبه باریکلا، حس خونواده دوستی منتقل میکنه با کارگردانی خوب و بازی عالی
میگه الهام که فرار کرد بهش شلیک کردن، اصلا نشون نداد که
اینکه ماجرای قاچاق آثار باستانی رو نشون میده خیلی مضمون خوبیه، اما داعشیایی که دارن این کارو میکنن چون شخصیت اصلی این سکانسا میشن، سمپاتیک میشن. هری پاتر رو خاطرتون بیاد، همین ماجرای قاچاق رو نشون داد، اما به شکلی که هری پاتر یواشکی داشت میدید و نه اینکه قصه از زبون قاچاقچی روایت بشه
در مورد عتیقهها زنه به عنوان یه متخصص حرف نمیزنه و جزئیات باستانشناسی رو نمیگه، این ضعف در دیالوگاست، به جاش میگه این سنگش قدیمیه خوب اینکه بدیهیه که، بگو مثلا مال فلان دورهست یا این شکل روش بن فلان معنیه. این قضیه رو سرسری دراورده