نَــوایِمَـظلـُــوم
پیام شما: سلام میشه مثل قبل عکس های پروفایل های دونفره رو که توی کانالتون با #ستادتشویقبهازدواج ب
بیاین علی گانه و زهرا گانه زندگی کنیم؛🙂
دنبال خوبش باشیم :)
دنبال پولدار هاش نباشیم :)
دنبال اونی باشیم که حضرت زهرا و حضرت علی انتخاب کردند :)❤️🩹😁
#ستادتشویقبهازدواج
نَــوایِمَـظلـُــوم
بیاین علی گانه و زهرا گانه زندگی کنیم؛🙂 دنبال خوبش باشیم :) دنبال پولدار هاش نباشیم :) دنبال او
اینم به درخواست شما
ان شاءالله که همه مجردها تشویق بشن به ازدواج
حالا ما که تجربه نداشتیم و نداریم که بخواهیم بگیم چطور بوده
ولی خب شما این عکس هارو ببینید و
تشویق بشید به ازدواج و اینکه ان شاءالله به اونی که میخواهید و یا به اونی که صلاحتون هست برسید🚶♂
ی رمان قبلا خونده بودم
یعنی چندتا پارتش رو فقط
امروز داشتم پیام های ذخیره شده روبیکام رو نگاه میکردم دیدم عه این رمانه
خلاصه که دوباره انگیزه پیدا کردم که بخونمش
ان شاءالله هر روز سعی میکنم دو سه تا پارتش رو برای شماها هم بفرستم هرکی خواست بخونه البته شایدم خیلیا خونده باشن
خلاصه رمانی که خودم از روی بنرش رفتم ببینم چه جوریه اینجوری نوشته شده بود👇🏻
#رمان
بچه مثبت
از اسم رمان هم می تونید به طنز و مذهبی بودن این رمان پی ببرید!🤣🤌🏼
سامیار پلیسه و یه مأموریت بهش داده می شه که فقط با کمک دختر عموی15 ساله خیلی شررررر و شیطون ش سارینا می تونه حل بشه!
تااینک سامیار....
کل کلاشون خیلی جذابه🤌🏻🥲😂
-
شهیدباکری چه قشنگ گفت :
«خدایا ، نمیرم
در حالیکه از ما #راضی نباشی» :)
-
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
🖼 ۲۰۰ شب پایمردی و شجاعت
✏️ بصیرت و هوشمندی ملّت بزرگ ایران در واقعهی اخیر و پایمردی و شجاعت و حضورش، دوست را به تحسین و دشمن را به حیرت واداشت.
✍🏼 بخشی از اولین پیام رهبر معظّم انقلاب | ۲۱/اسفند/۱۴۰۴
🖨 نسخه کیفیت اصلی
💻 Rahbar.ir | 📲 @Rahbar_ir
یک نفر نیست تورا قسمت من گرداند؟
کار خیر است ، اگر این شهر مسلمان دارد
#ستادتشویقبهازدواج
نَــوایِمَـظلـُــوم
یک نفر نیست تورا قسمت من گرداند؟ کار خیر است ، اگر این شهر مسلمان دارد #ستادتشویقبهازدواج
فکر نکنید اینارو بلدم😐💔
باور کنید میرم کانال های بقیه میگردم اینستا و نمیدونم هزارتا جایی دیگه رو که اگه چیز خوب دیدم پیدا کنم و بفرستم اونم به خاطر درخواست خودتون😐💔
نَــوایِمَـظلـُــوم
ی رمان قبلا خونده بودم یعنی چندتا پارتش رو فقط امروز داشتم پیام های ذخیره شده روبیکام رو نگاه میک
من که با اینکه اینهمه صفحه بود و از اولش شروع کردم به خوندن الان تمومش کردم ان شاءالله برای شماهم از فردا پارت هاشو میزارم🚶♂
نَــوایِمَـظلـُــوم
ی رمان قبلا خونده بودم یعنی چندتا پارتش رو فقط امروز داشتم پیام های ذخیره شده روبیکام رو نگاه میک
#رمانبچهمثبت
#پارت1
طبق محاسباتم الان که خانوم شاهین داشت می رفت سمت
تخته باید پاش می رفت روی روغن محل که کف کلاس ریخته
بودم و با لگن می خورد زمین.
الهی که به حق پنج تن فقط و فقط تا7 ماه این لگن ش خورد
بشه تا این مدارس تمام بشه من از شرش راحت بشم بعد دوباره
خوب بشه و با تندرستی به زندگی ش ادامه بده.
اخ چقدر من معصوم و مظلومم خدایا میشه خواسته به این
کوچیکی مو براورده کن؟
ادامس مو باد کردم و بهش خیره شده.
یک دو سه و شتررررررق.
یاخدا بهش نمی خورد انقدر سنگین باشه لامصب انگار بمب
ترکید انقدر افتادن ش صدا داد.
فکر کنم کاشی های کف کلاس ترک خورد از وسط و خرج گذاشته
رو دست اون مدیر ابرو قشنگ!
یهو چنان فریادی زد که کرک و پر نداشته ام خدا شاهده ریخت.
منم که زود دلم می سوزه از بس مظلووومم خداوکیلی یکم اب از
بطری زیر میز ریختم تو دستم و به طور خیلی اکولوژیک ریختم تو
چشام که تا فیها خالدون م سوخت چه سوزی داد ها.
بلند شدم با دو سمت ش رفتم و که اب از چشام سرازیر شد
مثلا من گریه می کنما ها مثلا!
و جیغ زدم:واییی خانوم شاهینی چی شد واییی.
سریع با دو رفتم تو دفتر و درو باز کردم یکم به خودم فشار اوردم
بیشتر اشک بریزم و رو به مدیر ابرو قشنگ گفتم:
- واییی خانوم مدیر خانوم شاهینی افتاده زمین داره ناله می کنه!
سریع با گاری چی ببخشید! ابدارچی به خدا از بس گاری دستش
بود خاک و خل های مدرسه رو جمع می کرد بلانسبت فکر می
کردم گاریچی هست!
وارد کلاس شدیم و خانوم مدیر گفت:
- یا خدا پاش شکسته باید ببریمش بیمارستان.
گاریچی گفت:
- نمی تونن بلند شن که الان می رم گاری مو میارم با اون سوار
ماشین تون بکنیمش.
ابرو قشنگ با خشم گفت:
- اقای حسین !گاری چیه مگه من و شما می تونیم
ایشون و بلند کنیم؟ زنگ بزنید امبولانس.
فری و زری تازه از توالت رسیده بودن و با دیدن حال و روز این
شاهینی خدا زده الکی شروع کردن گریه کردن.
خدایی رفیق همینا نمی دونم این اشکا رو از کجا اوردن.
منم ادای گریه کردن و دراوردم والا خو اشکم نمی یومد.
بلاخره امبولانس اومد و شاهینی پاشکسته رو برد و مدیر رو به ما
گفت:
- خداروشکر معلم به این خوبی دانش اموز های خوبی مثل شما
رو داره برید دخترا برید داخل. من طبق معمول با این زبون خوشکلم گفتم:
- لطف دارید خانوم همش به خاطر تربیت و نحوه مدیریت
شماست.
اینم فاز برش داشت فکر کرد من راست می گم و لبخند ژکوند زد
رفت تو.
ما هم ته مدرسه رفتیم و برای خودمون شاهینی پا شکسته رو
مخاطب قرار دادیم و براش اهنگ سرودیم!
شاهینی پا شکسته
بدجور تو گل نشسته
مارو دنبال کنید:)
🟥 @Flip313
⬛️نَــوایِمَـظلـُــوم(: