- 𝖥𝗈𝗋 𝖧𝖾𝗋 ⭑
❲ ★ ❳
اومدم از ی چاله خودمو بکشم بیرون و نفس بکشم ، افتادم تو چاه ، چیه این قلب ؟ همیشه دست میزاره رو نشدنیترینا ، روزها و ساعتها و ثانیهها میگذره ، هرچقدر سعی میکنم خودمو نجات بدم نمیشه ، دیگه توانئ برام نمونده انگار ، صبح پامیشم اون تو فکرمه ، هر اتفاقی برام میوفته یهو به اون فکر میکنم و میزنم زیر گریه ، شبا با تصور دیدنش میخوابم ، کوچكترین نشونهای ازش میاد ضربان قلبم میره رو هزار ؛ چیه این حس غریب که ولم نمیکنه ؟!
هفتمو که رد کردیم ، همش میگفتیم کجاست اون آدم شاد که به همه چی میخندید ، گریه کردنش هر دوماه یك بار بود ، چیشد که تبدیل شدیم به ی آدم غمگین و بیجون ، الان حدودا دوسال از اون قضیه میگذره ؛ اتفاقات جدید ، تجربههای جدید و از همه مهمتر زخم های جدید ، خستهتر از همون موقعهاییم ، موندیم با یدونه قلب شکسته و زخمهایی که هرچند وقت یكبار سر باز میکنن ، ولی نشون نمیدیم چون نیازی به ترمیمشون نیست ، چون این زخما ، همون امیدمون شدن تو ناامیدی ، در صورتی که انتظارمون از کسی بود که عامل این زخمان .
باشه اصلا حق باتوعه ، همچی رو من
خراب کردم ولی به قول گادپوری : ما درو
وا گذاشتیم تو کجا رفتی هان ؟
فرق ِما با تیم رقیب اونجایی مشخص شد که پرسپولیسیا حالشون بخاطر نتیجه مساوی گرفتهست ولی تیم مقابل از خوشحالی داره بال درمیاره ؛ چیزی نیست ، یك سال دیگههم اضافه شد .
تو دربی امشب تازه با عمق وجودم درك کردم که دیگه شماره 𝟪 پرسپولیسو نداریم / دلمون تنگ یادتیم کلئ جناب پورعلی گنجی .
سبحان الله ، چقدر مشکلات و بدبختی دارم .
( میدونستم منتهی دوباره یادآوری شد برا- )