سِلی|برایِ ایران
برای ایران، برای مادرهای منتظر، برای خونِ روی خاک یادشان زنده است، در هر نفَسی که میکشیم.
ایرانم
آخ که وقتی اسمش میاد، بغضی میشینه ته دل آدم. انگار یه زخمِ کهنه است که هر روز تازه میشه. یه روزایی بود که اسم این خاک، لرزه میانداخت به تنِ دشمن، مایه غرور بود. ولی الان چی؟ الان انگار یه نفر یه خنجر فرو کرده تو سینهاش و داره یواش یواش میچرخونه.
ظلم رو که دیگه نگو. انگار تموم نشده، فقط شکل عوض کرده. یه وقتایی یه جوری میزنن که نفست بند میاد، یه وقتایی هم یواشکی، نامردانه. انگار دلشون خوشه که دارن ما رو میبینن که چطور داریم دست و پا میزنیم. خدا خودش شاهدِ این همه بیانصافیه. خودش میدونه چی داره به ما میگذره.
و داغدار شدنِ ایران… این بدترینِ درده. یعنی اینکه دیگه صدای خنده از کوچهها نمیاد. یعنی اینکه هر خونه یه داغی داره. یه مادر، یه پدر، یه خواهر، یه برادر… انگار یه قافلهست که داره پشت سر هم داغدار میشه. این بچههایی که پرپر شدن، این جوونهایی که رفتن، این امیدهایی که نابود شد… اینا داغِ رو دلِ این خاکه. داغی که هیچ وقت سرد نمیشه.
خدایا تو رو به حقِ همین دلهای شکسته… خودت یه نگاهی به ما بنداز. خودت این بارِ سنگین رو از رو دوشِ این مردم بردار. این همه بدبختی، این همه ظلم، این همه داغ… دیگه طاقتمون تموم شده. خودت گفتی که «انا لله و انا الیه راجعون». یعنی آخرش به تو برمیگردیم. پس خودت دستمون رو بگیر. نذار توی این تاریکی گم بشیم. نذار این خونه، این ایرانِ عزیز، بیشتر از این داغ ببینه.نزار بیشتر از این خواهر و برادر از دست بدیم،نزار مادرای بیشتری داغ دار بشن،نزار بیشتر از این دل شکسته بشه
سِلی|برایِ ایران
برای ایران، برای مادرهای منتظر، برای خونِ روی خاک یادشان زنده است، در هر نفَسی که میکشیم.
تقدیم به فرزندان ایران،
فرزندانی که در خاک این وطن دفن شدن..
به شما که دیگر سایهسارِ صبحگاهان را حس نمیکنید،
به شما که لبخندتان در غبارِ سالها بیعدالتی گم شد،
به شما که خاموشترین فریادهای این سرزمین بودید؛
ای جوانانِ ایران، ای عزیزانی که قامتتان زیر خروارها خاکِ سرد، آرام گرفته است.
ما، بازماندگانِ این مسیرِ پُر از خار، هر روز با نبودنِ شما نفس میکشیم. شما نه تنها قامتِ جوانی از دست دادید، بلکه پارهای از ریشههای آیندهی این خاک را با خود به اعماقِ زمین بردید.
ما میدانیم که شما قربانیِ سنگینیِ روزگار بودید. زیر بارِ سنگینیِ خواستههای برآورده نشده، زیر فشارِ انتظاراتی که فراتر از توانِ یک نسل بود، پرپر شدید. هر جا که قدم میگذاریم، جای خالیِ پُرسشهای بیپاسخ شما را میبینیم؛ نگاهی که میتوانست دنیا را تغییر دهد، اکنون به آسمان دوخته شده است.
شما که رفتید، در سکوت، بزرگترین داوری را دربارهی ما به یادگار گذاشتید. داغِ شما، ابدیترین سندِ مظلومیتِ این نسل است. در حسرتِ دیدنِ آن روزی هستیم که نام شما، نه با اشک، که با افتخار و سربلندی در تاریخِ این سرزمین ثبت شود.
ما قول میدهیم (از ته قلبم قول مبدم)که خاطرهی شما را زنده نگه داریم؛ نه با شعارهای زودگذر، بلکه با تلاش برای ساختن فردایی که شما آرزویش را داشتید. فردایی که در آن، ظلمی نباشد که جوانی را به زیر خاک بکشاند و حقی نباشد که زیر پا بماند.
تا آن روز که عدل طلوع کند، یاد شما شمعِ راه ماست. روحتان قرین آرامش.
از طرف سِلی.
سِلی|برایِ ایران
برای ایران، برای مادرهای منتظر، برای خونِ روی خاک یادشان زنده است، در هر نفَسی که میکشیم.
در محضرِ صبرِ مادران و پدرانِ سرزمین
به خانوادههایِ سرافرازِ فرزندانِ ایران:
ای والدینی که داغدارِ گرانبهاترین سرمایهی زندگیتان هستید؛ ای مردان و زنانی که امروز، هر صبح، سنگینیِ نبودنِ نورِ خانهتان را حس میکنید.
ما میدانیم که هیچ کلمهای، هیچ تسلیّتی، نمیتواند حُفرهای را که در قلب های شما ایجاد شده، پُر کند. داغ فرزند، آتشی است که خاموشی نمیپذیرد و ما، به عنوان عضوی از پیکرِ این ملت، در برابر این آتش، سر تعظیم فرود میآوریم.
فرزندان شما، عزیزانی که نامشان بر بلندای تاریخ این رنجِ ممتد ثبت خواهد شد، انتخابی جز ایستادگی نداشتند؛ چرا که غیرت و عشق به این خاک در رگهایشان جاری بود.
شما اکنون میراثدارِ استقامت هستید. شما مادران و پدرانی هستید که فرزندانشان به جای نشستن، ایستادن را آموختند و در این راه، جان دادند. صبر شما، خود بزرگترین درسِ پایداری برای نسلهای بعد هست.
هر خانهای که امروز عزادار است، خانهی تمام ماست. بیایید در این اندوهِ مشترک، پناه یکدیگر باشیم. بیایید با حفظ یاد و آرمانِ عزیزانِ از دست رفتهمان، عهد ببندیم که دیگر نگذاریم هیچ جوانی، بهایِ سنگینِ آرزوهایش را با خون بپردازد.
تا زمانی که عدالت سایهاش را بر این سرزمین بگستراند، نام آنها در قلب ما زنده خواهد ماند.
دردتان با ماست.
از طرف سِلی.
سِلی|برایِ ایران
در محضرِ صبرِ مادران و پدرانِ سرزمین به خانوادههایِ سرافرازِ فرزندانِ ایران: ای والدینی که داغدار
کاش میشد خانواده هاشون اینو ببینن و بدونن ما کنارشونیم🫠💔
سِلی|برایِ ایران
در محضرِ صبرِ مادران و پدرانِ سرزمین به خانوادههایِ سرافرازِ فرزندانِ ایران: ای والدینی که داغدار
ما در این غمِ بزرگ با شما همدردیم و در عزایِ فرزندانتان، شریکِ اشکهایتان هستیم.
برای مردمِ شریف ایران:
که تاریخِ مقاومت و صبر بر پیشانیشان حک شده است؛ ملتی که هرگاه رنج بر او چیره شد، قامت خم نکرد، بلکه از دلِ همان خاکستر، نوری دیگر تاباند.
امروز، دردِ ما نه یک دردِ فردی، که زخمی عمیق بر پیکرِ این سرزمینِ کهن است. ما از دردهایی سخن میگوییم که مدتهاست سایهاش بر کوچهها و خانهها سنگینی میکند؛ دردهایی که در سکوتِ شبها و فریادهایِ ناتمامِ روزها پژواک مییابند.
ما مردمی هستیم که هر صبح، با آرزویِ فردایی بهتر چشمانمان را باز میکنیم، اما اغلب با تلخیِ واقعیتهایِ دیروز روبرو میشویم. شاهدِ پرپر شدنِ جوانانی هستیم که آیندهسازانِ این آب و خاک بودند؛ آیندههایی که به ناگاه و به تلخترین شکل ممکن، از دست رفتند. قلبمان برایِ مادرانی میسوزد که لالاییهایشان تبدیل به نوحه شده است، برای پدرانی که قامتشان زیر بارِ نگرانی خمیده است، و برای اشکهایِ پنهانِ همسرانی که شریکِ زندگیشان، دیگر کنارشان نیست.
از سختیِ نان و سفرههای خالی سخن میگوییم که فشارش بر شانههای زحمتکش، طاقتفرسا شده است. از آرزوهایی که برایِ بهتر شدنِ زندگی، از این خاک دل کندهاند و حالا در غربت، حسرتِ خاکِ خود را میخورند.
اما ای هموطنِ صبور، در میان این همه رنج، قدرتِ ما از یاد نرفته است. ما ملتی هستیم که هنر را از دلِ ویرانی بیرون کشیدهایم، دانش را از میانِ کمبودها شکوفا کردهایم و انسانیت را در سختترین شرایط به نمایش گذاشتهایم. این ظرفیتِ عظیمِ عشق و ایثار که در رگهایِ این ملت جاری است، سرمایهی حقیقی ماست.
به یاد داشته باشیم، ایستادگی فقط فریاد زدن نیست؛ ایستادگی، ادامهی زندگی با حفظ کرامت است. ادامه دادنِ راهِ عزیزانمان با ساختن، با آموزش، با مهرورزی و با حفظِ اصالتِ خودمان، بزرگترین ادایِ احترام به خونِ ریخته شده و آرزوهایِ بربادرفته است.
بیایید هرچند سخت، سعی کنیم نورِ کوچکی باشیم در این شبِ طولانی. ذرهذره، با هم، برایِ ایرانِ سزاوارِ فردایی بهتر تلاش کنیم. چرا که هر قطره اشک، هر آهِ از ته دل، و هر قدمی که در مسیرِ شرافت برمیداریم، نشان میدهد که هنوز قلبِ این سرزمین برایِ آرزوهای پاک میتپد.
ما با هم، در این درد شریکیم، و امید به فردایی روشنتر را، با یادِ همه رفتگان، زنده نگه میداریم.