سِلی|برایِ ایران
در محضرِ صبرِ مادران و پدرانِ سرزمین به خانوادههایِ سرافرازِ فرزندانِ ایران: ای والدینی که داغدار
کاش میشد خانواده هاشون اینو ببینن و بدونن ما کنارشونیم🫠💔
سِلی|برایِ ایران
در محضرِ صبرِ مادران و پدرانِ سرزمین به خانوادههایِ سرافرازِ فرزندانِ ایران: ای والدینی که داغدار
ما در این غمِ بزرگ با شما همدردیم و در عزایِ فرزندانتان، شریکِ اشکهایتان هستیم.
برای مردمِ شریف ایران:
که تاریخِ مقاومت و صبر بر پیشانیشان حک شده است؛ ملتی که هرگاه رنج بر او چیره شد، قامت خم نکرد، بلکه از دلِ همان خاکستر، نوری دیگر تاباند.
امروز، دردِ ما نه یک دردِ فردی، که زخمی عمیق بر پیکرِ این سرزمینِ کهن است. ما از دردهایی سخن میگوییم که مدتهاست سایهاش بر کوچهها و خانهها سنگینی میکند؛ دردهایی که در سکوتِ شبها و فریادهایِ ناتمامِ روزها پژواک مییابند.
ما مردمی هستیم که هر صبح، با آرزویِ فردایی بهتر چشمانمان را باز میکنیم، اما اغلب با تلخیِ واقعیتهایِ دیروز روبرو میشویم. شاهدِ پرپر شدنِ جوانانی هستیم که آیندهسازانِ این آب و خاک بودند؛ آیندههایی که به ناگاه و به تلخترین شکل ممکن، از دست رفتند. قلبمان برایِ مادرانی میسوزد که لالاییهایشان تبدیل به نوحه شده است، برای پدرانی که قامتشان زیر بارِ نگرانی خمیده است، و برای اشکهایِ پنهانِ همسرانی که شریکِ زندگیشان، دیگر کنارشان نیست.
از سختیِ نان و سفرههای خالی سخن میگوییم که فشارش بر شانههای زحمتکش، طاقتفرسا شده است. از آرزوهایی که برایِ بهتر شدنِ زندگی، از این خاک دل کندهاند و حالا در غربت، حسرتِ خاکِ خود را میخورند.
اما ای هموطنِ صبور، در میان این همه رنج، قدرتِ ما از یاد نرفته است. ما ملتی هستیم که هنر را از دلِ ویرانی بیرون کشیدهایم، دانش را از میانِ کمبودها شکوفا کردهایم و انسانیت را در سختترین شرایط به نمایش گذاشتهایم. این ظرفیتِ عظیمِ عشق و ایثار که در رگهایِ این ملت جاری است، سرمایهی حقیقی ماست.
به یاد داشته باشیم، ایستادگی فقط فریاد زدن نیست؛ ایستادگی، ادامهی زندگی با حفظ کرامت است. ادامه دادنِ راهِ عزیزانمان با ساختن، با آموزش، با مهرورزی و با حفظِ اصالتِ خودمان، بزرگترین ادایِ احترام به خونِ ریخته شده و آرزوهایِ بربادرفته است.
بیایید هرچند سخت، سعی کنیم نورِ کوچکی باشیم در این شبِ طولانی. ذرهذره، با هم، برایِ ایرانِ سزاوارِ فردایی بهتر تلاش کنیم. چرا که هر قطره اشک، هر آهِ از ته دل، و هر قدمی که در مسیرِ شرافت برمیداریم، نشان میدهد که هنوز قلبِ این سرزمین برایِ آرزوهای پاک میتپد.
ما با هم، در این درد شریکیم، و امید به فردایی روشنتر را، با یادِ همه رفتگان، زنده نگه میداریم.
سِلی|برایِ ایران
برای ایران، برای مادرهای منتظر، برای خونِ روی خاک یادشان زنده است، در هر نفَسی که میکشیم.
برای ایران
گاهی دل ایران پر از درد میشود، از صدای فریادهایی که کسی نشنید، از اشکهایی که بیدلیل ریخت، از دستانی که کار کردند ولی نان نیاوردند. ظلم، سایهاش را سالهاست بر این خاک انداخته، اما این سرزمین هنوز زنده است؛ هنوز نفس میکشد با امید، با عشق، با ایمانِ مردمش.
مردمی که در سرمای بیعدالتی، گرمای مهربانی خودشان را از هم دریغ نکردند. هرکس زخمی دارد، اما لبخند میزند؛ هر خانه غصهای پنهان دارد، اما چراغش هنوز روشن است. ایران، در دل همین رنجها ایستاده و به آسمان نگاه میکند.
روزی خواهد رسید که عدالت از دل تاریکی سر بزند، و هیچکس از درد، خاموش نماند. آن روز، لبخند مادران، زیباترین طلوع این خاک خواهد بود.
سِلی|برایِ ایران
در محضرِ صبرِ مادران و پدرانِ سرزمین به خانوادههایِ سرافرازِ فرزندانِ ایران: ای والدینی که داغدار
برای مادرهای داغدیده
مادرای سرزمینم... شما که اشکتون بیصدا رو گونههاتون خشک شد، شما که دلهاتون با اسم بچتون میلرزه، ما دردتون رو با تموم دل حس میکنیم.
میدونیم که هیچ حرفی، هیچ دلداریای، نمیتونه جای اون نفسِ گرم رو پر کنه، اما بدونین این خاک، مدیون دلِ شماست.
بچههاتون فقط خودشون نبودن؛ صدای یه نسل بودن که نخواست ساکت بمونه. اسمشون رو باد با خودش میبره تو تموم کوچهپسکوچههای این سرزمین، و هر بار که آفتاب طلوع میکنه، انگار لبخند هموناست که از لای ابرها سر میکشه.
… شما تنها نیستین. ما کنار شماییم، با دلی پر از اندوه و احترامی که گفتن نداره. و باور داریم روزی میرسه که هیچ مادری، دیگه از نبودِ بچهش نسوزه.