eitaa logo
جنگل‌ِحفاظت‌شده‌‌‌ی‌ذهن
42 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
206 ویدیو
1 فایل
به وقت پیدا شدن؛ . اینجا؟ مکانی بی هدف، بین زمین و هوا. بین تفکرات و تخیلات یه آدم. اون آدم؟ منِ منِ کله گنده D: حرفاتون: https://eitaa.com/cottage_1404
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از نویسنده‌اتاقک‌زیرشیروانی
چشم هایش پر از خستگی بود در آن هنگام که دیگر دیر شده بود،تورا یافتم صدای تپش قلبت مانند قبل به گوش نمیرسید فقط صدای اشک هایت بود صدای نفس هایت که به سختی بیرون می آمدند تو خسته بودی ! خسته از همه چی! اگر دیگر آغوش من هم برایت درمان نباشد چی؟ اگر زیبایی های دنیا برایت از مورچه کوچک تر شده باشند چی ؟ اگر مشکلاتت را قدِ یک دنیا ببینی چی ؟ می آیم و کنارت مینشینم متوجه حضورم شده ای اما اشک هایت را بیشتر دوست داری حتی نگاهی هم به من نمیکنی سرت را به سمت آسمان میبری و سعی میکنی بدون صدا اشک بریزی با یقه ی لباست مژه های خیست را پاک میکنی آسمان در آن شب پر از ستاره بود ستاره هایی که بی توجه به غم دنیا میرقصیدند میدانستمت درکت میکردم دستم را که دورت حلقه کردم،انگار لحظه ای هر دو به خاطرات کشیده شده باشیم هنوز هم گریه میکردی فرد توداری بودی و نمیشد فهمید از چی گلایه داری از چی خسته ای حتی نمیشد فهمید از آغوشم رازی هستی یا نه؟ اما لب های به هم فشرده ات را که باز کردی،صدای درد ناکت آنقدر در من نفوذ کرد که حتی با دو کلمه ی اولش فهمیدم که تو به یک مرخصی نیاز داری مرخصی ای دور از این دنیا میخواستی پرواز بکنی میخواستی به آسمان بروی و مانند ماه بدون توجه به غم ها بدرخشی تو تنها نبودی ! مرا داشی اما حتی دیگر من و این دنیا ی بزرگ برایت کافی نبودیم میدانستم دیر شده بود هیچ راه حلی بجز درد آور تر کردن ماجرا با مرگ خودت پیدا نمیکردی پس من هم کلماتم را به درد آمیختم و اشک هایت را آرام کردم آن شب مانند خطری معجزه بود که شب های دیگر را آسوده تر کرد -تکه نویس
درعین حال که کاملا یادم رفته بودن فهمیدم یه گوشه از ذهنم حتی لحن خاص خوندنشونو با خودم دارم😭
جنگل‌ِحفاظت‌شده‌‌‌ی‌ذهن
منم منم وای😭 مهم اینه که الان خیلی قشنگ میینویسییی
همینایی که الان مینویسم هم دو سال دیگه بخونم متوجه میشم که چقد بیخود بودن😔😂
هممون همینیم متاسفانه.
ولی خیلی بده این حس وای😂😭 منم نسبت به نوشته های الانم این حسو دارم میفهمم چی میگی
ولی تو این حسو نداشته باش. رمان به اون قشنگی
جنگل‌ِحفاظت‌شده‌‌‌ی‌ذهن
ولی تو این حسو نداشته باش. رمان به اون قشنگی
اون درواقع بیشتر مربوط میشه به سناریو- چه بگم والا اینم یه روز تموم میشه بعدا به داستانم میخندم😂😔