هدایت شده از "𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
یومه عزیز. ممنونم بخاطر دعوتنامهی خیلی خوبت، و البته وعده وعیدهایی که توش دادی😔😂
حقیقتا زیاد فکر کردم که اگر یه روز خواستم بیام خونهت، با خودم چی بیارم..
و خب، فکر کنم، احتمالا برات یه تلفن قدیمی میارم، از اونا که دهههای شصت و پنجاه تو خونهها بوده، همونا که یه دایره روش داره و برای گرفتن هر عددی باید دور تا دور دایره بچرخی و شماره یک نفرو بگیری، البته خیلی قدیمیه، اولش که خریدمش، کار نمیکرد، آخه از عتیقهفروشی خریدم. ولی خب خودم یخورده دستکاریش کردم، الان دیگه بنظر کار میکنه. البته، شمارهی خودم رو هم روی یه کاغذکاهی کوچیک نوشتم و به دستهی تلفنش آویزون کردم، که هروقت حوصلهت سر رفته بود، بهم زنگ بزنی تا یه دل سیر از هر دری با هم صحبت کنیم..
امیدوارم از هدیهت خوشت بیاد.
از طرف یک دوست، آدرینا.
جنگلِحفاظتشدهیذهن
یومه عزیز. ممنونم بخاطر دعوتنامهی خیلی خوبت، و البته وعده وعیدهایی که توش دادی😔😂 حقیقتا زیاد فکر ک
ایخدا چقدر خلاقانه و قشنگ بود😭💞
ممنونممم
حتما بهت زنگ میزنم تا این سری با وعده وعید های بیشتری دعوتت کنم.
اصلا بلند شو بیا خودمون باهم کوکی بپزیم😔😂
چقدر این عکسا وایب پاییز میدن وای.
نمیدونم چرا ولی با دیدنشون خیلی غمم گرفت