هدایت شده از - اَنتَقَلبی .
در نهایت هیچکس نمیتواند غمِ دلِ دیگری را بفهمد...!
با تمام وجودم به کسایی که الان میتونن راحت نفس بکشن حسودیم میشه د آخه من دیگه دارم نمیتونم تف تو هر چی سرماخوردگی تفففف.
بدتر از گریه کردن اون اشکیه که نمیاد تا خرخره پُر اشکم اما از چشمام چیزی نمیاد همینا جمع میشه دفع بعد از تب عصبی به یه بدبختی دیگه تبدیل میشه 🦦.
پرایوتِ دتری
بدتر از گریه کردن اون اشکیه که نمیاد تا خرخره پُر اشکم اما از چشمام چیزی نمیاد همینا جمع میشه دفع بع
دیگه کار آهنگ هایی که صدرصد اشکمو در میاوردن گذشته دیگه کار از خوندن چت های قبلی گذشته دیگه کار از مرور بدی هایی که حقم نبود و بهم شده گذشته دیگه کار از مرور خاطرات گذشته دیگه کار از خوندن متن های قبلی چنل گذشته دیگه کار از یادآوری زخمای قلبم گذشته...
نمیاد هیچی از این چشم کوفتی نمیاد اما سلول به سلولم پر غمه :)