پرایوتِ دتری
با اینکه چفتمی و هم سلیقه ای بام.
تورو دیگه نمیشناسمت، قلبم قهره باهات و غریبه ای باهاش 💔: )))
او خسته بود،گهگاهی با خود کلنجار میرفت،از زندگی زده شده بود،اما با این وجود امید به ادامه دادن داشت ... !
معمولا به کسایی که دوستشون داری
بیشتر از یه بار فرصت میدی!
این حس که هنوز انگار نمیخوای از دستشون بدی
با اینکه میدونی لیاقتشو ندارن؛
و این غمگین کننده ترین ضعف یه آدمه..