می دونی یسریا این مسئله رو فقط به عشق ربط می دن در صورتی که اینجوری نیست این اتفاق ممکنه که نه صددرصد برای هر کسی پیش میاد
هدایت شده از کتابخونهیزیرشیروونی.
یه ایدهای به ذهنم رسیده.
از اتفاقهایی که از صبح تا الانی که این پیام رو میخونید براتون افتاده یه داستان بنویسید، ولی:
۱. روز و شب رو تغییر بدید. (اگر وقایع صبح رو تعریف میکنید، توی داستانتون باید شب باشه.)
۲. آب و هوا رو برعکس کنید. (اگه امروز آفتابی بوده، باید توی داستان بارونی باشه مثلا)
۳. به آخرین فیلم/کتابی که دیدید/خوندید فکر کنید، و یکی از عناصر اون رو به داستانتون اضافه کنید. (یکی از شخصیتها، یه مکانی که خیلی پررنگ بوده، یه موجود تخیلی، یا هر چیز رندومی که توی اون فیلم یا کتاب بهش اشاره شده. لازم نیست حتی موضوع اصلیش بوده باشه.)
۴. پلی لیستتون رو بذارید رو شافل و یه آهنگ رندوم پلی کنید. وایبی که از اون آهنگ گرفتید، ژانر داستان رو تعیین میکنه.
قطعا میتونید توی تعریف وقایع روزتون کاملا صادق نباشید. یعنی خب، هر چیزی که داستان رو جالبتر میکنه.✨*
بنویسید و بفرستیدش اینجا.
من زندهما
تورس، کنار اومدن با تو سخته. خیلی هم سخته.
ولی با یکم تلاش میتونستم، اگه اونم میخواست