eitaa logo
فَصل‌های‌فَراموش‌شُده|A.R.R
212 دنبال‌کننده
554 عکس
47 ویدیو
2 فایل
نويسندگی، روزمرگی، و کمی رویا... اینجا زندگی واقعی و خیال کنار هم روایت می‌شوند. 📝انتشار رمان درحال نگارش. @Namnamman 👈🏻امری چیزی بود در خدمتم ناشناسمون ؟ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_v3i93ng&btn=A.R.R
مشاهده در ایتا
دانلود
ببینم میتونم یه پارت دیگه بنویسم یا نه😔.
سلام... چطورید؟
https://eitaa.com/Forgotten_seasons/2180 عالی پرتقالی🍊 ☆★☆★☆ خداروشکر😃، همیشه عالی بمونید😊✨.
فَصل‌های‌فَراموش‌شُده|A.R.R
#مروارید_سفید #پارت_چهل_و_هشتم A.R.R نگا
A.R.R _مرواريد، بردیا رو مقصرِ تصادفِ خواهر و مامانش میدونست. معتقد بود اگر من با بردیا صحبت می‌کردم یا حالا هر جوری بردیا رو راضی به آشتی با مارال می‌کردم این اتفاق _که مارال توی رانندگی حواسش پرت بشه و با یه ماشین بدون پلاک تصادف کنه_ نمی‌افتاد. این به کنار، من توی حساس ترین لحظاتِ زندگی مروارید کنارش نبودم. درست وقتی که دلداری و یه حسِ امنیت می‌خواست، من فقط به خاطر اینکه منو از خودش میروند، ازش فاصله گرفتم. کمتر بهش زنگ میزدم و زیاد سراغی ازش نمی‌گرفتم که مثلا، با خودش تنها باشه تا بتونه با این موضوع _که خواهر و مادرش فوت کردند_ کنار بیاد. از طرفی من چند روز قبل از عروسی سرم به شدت شلوغ بود و خیلی وقت نمیکردم برم ببینمش، یه روز قبل از عروسی هم که منو با اون بنده‌ی خدا دیده بود و خب طبیعی بود براش سوءتفاهم پیش بیاد. سینا کلافه نشسته و موهایش را چنگ زد_ وای شایان تو چرا باید درکش کنی؟ داری دلیل و بهونه میاری که مروارید خانم بی‌گناهه؟ به والله که احمقی. طبیعی بود براش سوءتفاهم پیش بیاد؟ شایان یادت رفته به خاطر رفتنش چقدر دیوونه شده بودی؟ شایان هم مانند سینا نشسته و همانطور که دست های شوهر خواهرش را از موهایش رها می‌کرد گفت_ یادم نرفته. سپس کمی خود را به عقب کشانده و به دیواری که، تخت به آن چسبیده بود، تکیه داد_ حال و روزم اون زمانا به خاطر این بود که دوسش داشتم. به چشمانِ کلافه‌ی سینا نگاهی انداخت و سپس چشمش را روی قابِ نقاشی‌ای که مروارید، شش سالِ پیش برایش کشیده بود، خیره ماند. به نظرش آن قابِ نقاشی به دکور اتاقش زیباییِ خاصی بخشیده بود و اینکه باعث میشد دیوار خالی نماند، جذابیتش را چند برابر کرده بود. نفسی گرفته و بدون اینکه چشم از دختر و پسری که در زیرِ نورِ ماه، در حال رقص بودند بگیرد ادامه داد_ حال و روز الانم هم به خاطرِ اینه که... هنوزم دوسش دارم.