هیچوقت نزارید آدما با دلی که ازتون گرفته بخوابن چون ممکنه دیگه صبحی نباشه؛ هر اتفاقی ممکنه💔🥺
عجیبه که تاریکی برای خیلیها ترسناکه.
توی تاریکی، آدم بیشتر از چیزی که باید به همهچیز فکر میکنه.
به حرفهایی که نزده، آدمهایی که از دست داده و چیزایی که سعی داره فراموششون کنه؛ ولی تاریکی آرامش بخشه.
وقتی چراغها خاموش میشن، دنیا هم برای چند ساعت دست از شلوغی برمیداره.
توی تاریکی لازم نیست چیزی رو ببینی، چیزی رو دنبال کنی یا حواست به اطرافت باشه؛ فقط میتونی بشینی و از سکوتی که دورت رو گرفته لذت ببری.
شبِ تاریک، زیباترین شکل آرامشه...
فَصلهآیفَراموششُده
عجیبه که تاریکی برای خیلیها ترسناکه. توی تاریکی، آدم بیشتر از چیزی که باید به همهچیز فکر میکنه. ب
پ.ن: چرتوپرت میگما... از تاریکیِ مطلق حس خیلی مزخرفی میگیرم😂
*نمیترسم، ولی آرامش هم نداره برام🦦
اینم صرفا برای اینکه یه چیزی نوشته باشم، نوشتم...
مگه چند بار زندگی میکنم که بخوام خودمو به شما ثابت کنم؟
آقا من بَدم، از من فاصله بگیرید.
من دروغ میگم.
من پشت سرتون غیبت میکنم.
براتون حرف درمیارم.
با قصد نیت بدی بهتون محبت میکنم.
من دو رو ترین آدمی هستم که توی زندگیتون میتونید ببینید.
از من دور بشید؛ بزارید با دل سیاهی که دارم زندگیم رو بگذرونم.
هرجور که میخواید درموردم فکر کنید؛ من دیگه نه دنبال تاییدم نه توضیح و نه ثابت کردن خودم به شماهایی که هرروز برای آدم هزار تا حرف چرتوپرت درمیارید.
بعداً؟!
بعداً دیگه اسمت با قلب سیو نیست.
بعداً دیگه با نوتیفت لبخند نمیزنم.
بعداً دیگه ذوق ندارم.
بعداً دیگه دلم باهات صاف نمیشه.
بعداً دیگه دوستت ندارم.
بعداً دیگه پروانه های تو دلم مردن.
بعداً دیگه از چشمم افتادی.
بعداً دیگه دلم با یادآوری ابراز محبتهات نمیریزه.
بعداً دیگه اون آدم قبلی نیستم.
بعداً دیگه نمی شناسمت.
بعداً دیگه هرکدوممون یه سر دنیاییم.
بعداً دیگه برام مهم نیست حالت.
بعداً دیگه نگرانت نمیشم.
بعداً دیگه آدم مهم زندگیم نیستی.
بعداً جبران این روزایی که دارم جون میدم رو نمیکنه.
بعداً خیلی دیره!:)
فَصلهآیفَراموششُده
بعداً؟! بعداً دیگه اسمت با قلب سیو نیست. بعداً دیگه با نوتیفت لبخند نمیزنم. بعداً دیگه ذوق ندارم. بع
بعداً دیره برای خریدن نازم دیره _نازی نمیمونه_
دیره برای اینکه انتظار لبخند ازم داشته باشی _احساس مثبتی تو وجودم نمیمونه_
دیره برای جر و بحث کردن باهام _دیگه اصلا حرفی نمیمونه_
دیره برای غیرتی شدنت _هیچچیزی درمورد من بهت مربوط نمیشه_
بعداً دیره...
خیلی دیره...
برای همهچی...
فَصلهآیفَراموششُده
من وقتی قهقه میزنم،دیوونه بازی درمیارم، دلقک میشم؛ که ناراحتم...
یعنی باور داشته باشم که اون اتفاق خوبی که همه راجب بهش حرف میزنن، قراره اتفاق بیفته...؟!
فَصلهآیفَراموششُده
یعنی باور داشته باشم که اون اتفاق خوبی که همه راجب بهش حرف میزنن، قراره اتفاق بیفته...؟!
با اتفاق افتادنش لبخند از رو لبم نمیره؟!
هع.. من هر چی ناراحتتر میشم؛ دلقک بازیام، دیوونه بازیام، قهقه زدنام، رقصیدنام، شیطونیام و... زیاد تر میشه.
فَصلهآیفَراموششُده
با اتفاق افتادنش لبخند از رو لبم نمیره؟! هع.. من هر چی ناراحتتر میشم؛ دلقک بازیام، دیوونه بازیام، ق
متعجبی از حرفای بی سر و تهی که میزنم؟
مشکلی نیست؛ بههرحال هر کسی نمیتونه حرفامو درک کنه...