هدایت شده از همیشه با فلسطین میمانیم
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📺 کودکی فلسطینی که تمام اعضای خانوادهاش در نسل کشی غزه شهید شدهاند و به تنهایی در بیمارستانی در غزه زندگی میکند...
هزاران کودک فلسطینی که تمام اعضای خانواده یا بیشتر آنها را از دست دادهاند وجود دارند...
@foreverpalestinemedium
این تصویر رو به احتمال زیاد به یاد دارید.
۳۰ سپتامبر ۲۰۰۰. «محمد الدُرّه»، نوجوون ۱۰-۱۲ ساله پشت پدرش پنهان شده بود. پدر فریاد میزد اما صهیونیستا گوش شنیدن نداشتن. شاید به خاطر صدای شلیک پیاپی گلولهها پنبه تو گوششون گذاشته بودن. یا شاید به خاطر پنبههایی که تو گوششون بود، پیاپی شلیک میکردن.
بگذریم.
همون موقعا یکی از شبکههای کودک عربی درمورد این قاب پدر-فرزندی قطعهای ساخت با عنوان «طلقة»، گلوله.
طلقة_طارق_العربي_طرقان_MP3_7924367_uVidBot.mp3
زمان:
حجم:
1.3M
طلقة، تلو الطلقة
إخترقت جسدي مثل ورقة
طلقة، تلو الطلقة
إخترقت جسدي مثل ورقة
كُتب عليها أنا عربي و هذا أبي
بيدٍ يستدعي للحدقة
دمعةَ حزنٍ ألم حُرقة
و الأخرى حائمةٌ حولي
ماذا تُخفي عن مرتزقة
طلقة، تلو الطلقة
يرحل جسدي روحي تبقى طلقة
ألف طلقة
تخرج مع أنفاسي الأنقى
واثقة صارخة شعبي
كذب المحتل و لو صدق
كذب المحتل و لو صدق
.
گلوله، پشت گلوله
بدنم را مثل یک کاغذ سوراخ کرد
گلوله، پشت گلوله
بدنم را مثل یک کاغذ سوراخ کرد
کاغذی که رویش نوشته
من عربم، و این پدرم است
که با یک دست به سمت چشم راهنمایی میکند
اشک غمی را که دردی سوزان است
و دست دیگرش را دور من انداخته
مگر یک دست، چه چیز را از چشم مزدوران پنهان میکند؟
گلوله، پشت گلوله
بدنم میرود اما روحم به شکل یک گلوله میماند
و هزار گلوله
با نفسهای پاک من [از سینه] خارج میشوند
و بااطمینان، خطاب به هموطنانم فریاد میزنند:
اشغالگر دروغگو است، حتی اگر راست بگوید
اشغالگر دروغگو است، حتی اگر راست بگوید
«طلقة، تلو الطلقة / إخترقت جسدي مثل ورقة»
گلوله، پشت گلوله
بدنم را مثل یک کاغذ سوراخ کرد
این شروع سرود کودکانهای بود که شبکهی عربی «سبیستون» برای یادبود «محمد الدره» ساخته بود
نوجوان ۱۲ سالهای که سپتامبر ۲۰۰۰ با گلولهی اسرائیلیها شهید شد
استعارهای که سپتامبر ۲۰۲۵ در غزه تعبیر شد
«ریماس»، دختر ۱۱ ساله
وقتی داشت نقاشیش رو نگاه میکرد، اسرائیلیها به سمت خیمههای آوارگان شلیک میکنن و یک گلوله از کاغذ رد میشه و به ریماس میخوره
«إخترقت جسدي مثل ورقة»
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
داشت نقاشیش رو نگاه میکرد که گلوله اومد
اول کاغذ رو سوراخ کرد، بعد قلب او رو
این داستان یک انیمه نیست، داستان کارتون نیست
دختربچهی ما، «ریماس» ۱۱ سال داشت
از وقتی ۶ ساله بود، پدرش در زندان اشغالگرانـه
دوست داشت در آینده نقاش و دکتر بشه
قبل رفتنش، بدن کوچولوش به خاطر حمل دبههای آب، نحیف شده بود. زندگی جنگیه دیگه.
به مادرش گفته بود: از آب آوردن خسته شدهم. میخوام استراحت کنم. میخوام بابامو ببینم.
اما نتونست
رفت و یه کاغذ به جا گذاشت که با گلوله سوراخ شده بود، با یه نقاشی نیمهکاره
ریماس یک عدد در آمار نیست. این هم یه داستان نبود.
روحش رفت ولی صداش هست
instagram.com/reel/DO3dwCRiBtG
وصیتنامهی «رشا»، دختر ۱۱ سالهی غزهای
وصیتنامهای برای وقتی که شهید شدم یا فوت شدم
خواهش میکنم برای من گریه نکنید چون ناراحت میشوم وقتی گریه کردن شما را میبینم
از شما میخواهم لباسهایم را بین نیازمندان پخش کنید؛
وسایل زینتیام (اکسسوری) را بین رهف مروان العرعیر، ساره و لینا الزقارنه، جودی رجب و لانا رجب، و بتول العرعیر تقسیم کنید؛
و از پول تو جیبی ماهیانهام (۵۰ [شِکِل]) ۲۵ تا به رهف و ۲۵ تا به احمد [برادرم] بدهید؛
داستانها و یادداشتهایم برای رهف؛
اسباببازیهایم برای بتول.
خواهش میکنم سر برادرم احمد داد نزنید.
و لطفاً به این وصیت پایبند باشید.
عاصم النبیه، سخنگوی شهرداری غزه درمورد این وصیتنامه نوشت:
یک سال قبل، این کاغذ مچاله رو زیر آوار پیدا کردیم، فقط چند ساعت بعد دفن «رشا» دختر خواهرم (۱۱ ساله) و احمد پسر خواهرم (۱۲ ساله). نمیدونم رشا تو اون لحظهها که این وصیتنامه رو مینوشت به چی فکر میکرده. یه بچه باید چه چیزی رو احساس کرده باشه که وسط این [گَرد] مرگِ پخش شده در گوشه گوشهی غزه، وصیتنامهی خودش رو بنویسه؟ و فکر میکنم الآن که این کشتار هنوز ادامه داره، چند بچهی دیگه هستن که وصیتنامهشون رو تو تاریکی نوشتهن؟