7.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کودکان غزه «روز همهی قدیسین» را جشن گرفتند
صفحهی اینستاگرامی مسیحیان شرق (eastern Christians) نوشت:
کودکان غزه، «روز همهی قدیسین» را جشن گرفتند
آنها لباس قدیسهای مورد علاقهی خود را به تن کردند، بیانی زیبا از ایمان و امید
کاتولیکها روز یکم نوامبر «روز همهی قدیسین» را به افتخار همهی قدیسهایی که زندگیای سرشار از قدسیت و فداکاری در راه خدا سپری کردند، جشن گرفتند تا به ما یادآوری کنند همه فراخوان شدهاند برای قدیس بودن.
تصویر از تنها کلیسای کاتولیک نوار غزه، کلیسای کاتولیک «خانوادهی مقدس»
instagram.com/reel/DQh1kbbjJLr
هدایت شده از همیشه با فلسطین میمانیم
12.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📺 اسباب بازیهای کودکانه تله گذاری شده!
جنایاتی فراتر از تصور بشر!
@foreverpalestinemedium
هدایت شده از غزه تودی
9.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️🔥 شوق بازگشت
در سیامین روز بعد از جنگ، وقتشه که گشتی تو شهر غزه بزنیم
گشت و گذاری بین دانشگاهها، رستورانها، سوپرمارکتها، خیابونها و ساختمونهای غزه
که به ما یک روحیهی دسته جمعی رو نشون میدن: ایستادگی در جنگ، شوق بازگشت در آتشبس، و امید به آینده
#غزه_تودی
👇👇با ما همراه باشید👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2282095683Ca634d29f45
«از فلسطین»
❤️🔥 شوق بازگشت در سیامین روز بعد از جنگ، وقتشه که گشتی تو شهر غزه بزنیم گشت و گذاری بین دانشگاه
یکی از نمادهای شهر غزه -که چندین دهه است تو لوگوی شهرداری غزه هم دیده میشه- پرندهی ققنوس ـه
محمود درویش گفتاری داره با عنوان «صمتٌ مِن أجل غزة» (سکوت به خاطر غزه) که با اشاره به ققنوسوارگی غزه شروع میشه:
دور کمر خود نارنجک میبندد... و منفجر میشود... این نه مرگ است... نه خودکشی
این شگرد غزه است برای اعلام حق حیاتش
🔗 سکوت به خاطر غزه (ترجمه فارسی)
🔗 صمتٌ مِن أجل غزة (متن عربی)
«سکوت به خاطر غزه»
صمتٌ مِن أجل غزة ؛ محمود درویش
دور کمر خود نارنجک میبندد... و منفجر میشود... این نه مرگ است... نه خودکشی
این شگرد غزه است برای اعلام حق حیاتش
از چهار سال قبل، گوشت غزه مثل ترکشهای بمب به پرواز درمیآید
این نه سحر است نه معجزه؛ این سلاح غزه است برای دفاع از بقای خود و برای فرسودن توان دشمن
از چهار سال قبل، دشمن سرمست از رویاهای خود است... و مجذوب عشقبازی با زمانه... به جز در غزه
چرا که غزه، از نزدیکان خویش دور است و به دشمن چسبیده است... چرا که غزه، جزیرهای است که هرگاه منفجر میشود -درحالیکه از انفجار خودداری نمیکند- چهرهی دشمن را میخراشد و رویاهایش را نقش بر آب میکند و مانع رضایت او از زمانه میشود.
چون زمانه در غزه چیزی دیگر است... زمانه در غزه عنصری بیطرف نیست، مردم را به سمت سرمای تأمل هُل نمیدهد؛ بلکه آنها را به سمت منفجر شدن و برخورد با واقعیت هُل میدهد. زمانه در آنجا کودکان را از کودکی تا پیری نمیبرد؛ بلکه آنها را در اولین دیدار با دشمن، مرد میکند... زمانه در غزه، لم دادن نیست؛ بلکه بیرون دویدن در ظهر سوزان است... چرا که ارزشها در غزه تفاوت دارند... تفاوت دارند... تفاوت دارند... تنها ارزش برای انسان تحت اشغال، میزان مقاومتش مقابل اشغال است. این همان تنها مسابقهی آنجا است.
و غزه معتاد است به شناخت این ارزش شریف و سخت... آن را نه از کتابها آموخته، نه از دورههای آموزشی فوری، نه از بوقهای صدابلند تبلیغاتی، و نه از سرودها. آن را فقط به تجربه آموخته است، و با عملی که فقط به هدف اعلام و تصویرگری است.
غزه به سلاحهایش، انقلابیگریاش و معیار بودنش فخر نمیفروشد. غزه گوشت تلخ خود را تقدیم میکند، طبق ارادهی خود رفتار میکند و خون خود را میریزد. غزه در سخنرانی ماهر نیست... غزه حنجره ندارد... منافذ پوستش است که با عرق و خون و سوختگیها سخن میگوید.
از همینجا است که دشمن تا حد قتل از او بدش میآید. و تا حد جنایت از او میترسد. و سعی میکند آن را در دریا غرق کند، یا در صحرا، یا در خون. از همینجا است که خویشان و دوستانش عاشق اویند، با شرم و حیایی که گاه به حد غیرت و ترس میرسد. چرا که غزه آن درس وحشی و آن نمونهی تابان است که به دشمنان و دوستان، یکسان میتابد.
غزه زیباترین شهر نیست...
ساحل آن از ساحل شهرهای عربی درخشانتر نیست
و پرتقالش زیباترین پرتقال حوزهی مدیترانه نیست.
غزه غنیترین شهر نیست...
مرفهترین شهر نیست، بزرگترین شهر نیست. ولی با تاریخ امت برابری میکند. چرا که او در چشم دشمنان زشتترین است، و فقیرترین و بدبختترین و خشنترین؛ چرا که او توانمندترین است در مکدّر کردن خاطر و آسایش دشمن؛ چرا که او کابوس دشمن است؛ چرا که او یک پرتقال بمبگذاری شده است، کودکانی بدون کودکی است و پیرانی بدون پیری و زنانی بدون زنانگی و رغبت؛ به این دلیل که او اینچنین است، پس زیباترین بین ما است، و شفافترین و ثروتمندترین بین ما، و شایستهترین بین ما برای عشق.
به او ظلم میکنیم وقتی از شعرهای او صحبت میکنیم. پس مبادا زیبایی غزه را خراب کنیم؛ زیباترین ویژگی او این است که او خالی از شعر است، در زمانی که ما تلاش کردیم با قصیدهها بر دشمن پیروز شویم، و خودمان خودمان را باور کردیم و سرمست شدیم وقتی دیدیم دشمن ما را رها کرده تا آواز بخوانیم... و ما دشمن را رها کردیم تا پیروز شود، سپس قصیدهها را از لب خود برچیدیم، آنگاه دشمن را -که ساختن شهرها و دژها و خیابانها را تمام کرده بود- دیدیم.
به غزه ظلم میکنیم وقتی آن را تبدیل به افسانه میکنیم، چرا که قطعاً از او بدمان خواهد آمد وقتی بدانیم چیزی بیش از یک شهر فقیر و کوچک که مقاومت میکند، نیست
و وقتی از خود بپرسیم: چه چیزی آن را افسانه کرده؟
آینههامان را ریز ریز خواهیم کرد و خواهیم گریست اگر در ما ذرهای کرامت باشد، یا آن را لعنت خواهیم کرد اگر نپذیریم که علیه خودمان شورش کنیم
و به غزه ظلم میکنیم اگر آن را تمجید کنیم؛ چون فریفته شدن به این ما را تا حد منتظر نشستن خواهد کشاند. و غزه به سوی ما نمیآید، غزه ما را آزاد نمیکند، غزه اسبها و پرندگان و چوبهای جادویی و دفتر نمایندگی در پایتختها ندارد؛ غزه همزمان خود را از صفات ما و زبان ما، و از متجاوزان به خود آزاد میکند. و اگر با او -در رویا- دیدار کنیم چه بسا ما را نشناسد؛ چرا که غزه از فرزندان آتش است و ما از فرزندان انتظار و گریه بر خانه و دیار.
بخش یک از دو (لینک بخش دوم)
«سکوت به خاطر غزه»
صمتٌ مِن أجل غزة ؛ محمود درویش
بخش دو از دو (لینک بخش اول)
درست است که غزه شرایط خاص و سنتهای انقلابی خاصی دارد، اما رازش معما نیست: مقاومتش مردمی و یکپارچه است و میداند چه میخواهد، میخواهد دشمن را از لباسهای خودش بیرون براند
و در غزه رابطهی مقاومت با تودهها، رابطهی پوست و استخوان است؛ رابطهی معلم و شاگردان نیست.
مقاومت در غزه یک شغل نشده است، مقاومت در غزه یک مؤسسه هم نشده است. سرپرستی هیچ کس [بر خود] را نپذیرفته و سرنوشت خود را به امضای هیچ کس یا اثر انگشت هیچ کس گره نزده است. و برایش چندان مهم نیست که ما نامش، تصویرش و طرز بیانش را بشناسیم؛ باور نکرده است که یک گزارهی رسانهای است، برای لنزهای عکاسی آماده نشده و به صورت خود کرم لبخند نزده است.
نه او میخواهد.... و نه ما میخواهیم.
از همینجا است که غزه تجارتی ورشکسته میشود برای سمسارها و از همینجا است که گنج معنوی و اخلاقیای غیر قابل قیمتگذاری میشود برای همهی عربها.
از زیباییهای غزه این است که صدای ما به او نمیرسد. هیچ چیز او را مشغول نمیکند؛ هیچ چیز مشت او را از صورت دشمن نمیچرخاند، به سمت شکل حکومتداری در دولت فلسطینیای که در طرف شرقی ماه یا در طرف غربی مریخ -بعد کشف شدنش- تاسیس خواهیم کرد. او بر نپذیرفتن پافشاری دارد... گرسنگی و نپذیرفتن، تشنگی و نپذیرفتن، آوارگی و نپذیرفتن، شکنجه و نپذیرفتن، محاصره و نپذیرفتن، و مرگ و نپذیرفتن.
ممکن است دشمنان بر غزه پیروز شوند، ممکن است دریای موّاج بر جزیره پیروز شود، ممکن است همهی درختانش را قطع کنند
ممکن است استخوانهایش را بشکنند
ممکن است در شکم کودکان و زنانش تانک بکارند، ممکن است او را در دریا بیاندازند یا در خاک یا در خون، اما او
هرگز دروغها را تکرار نخواهد کرد و هرگز به متجاوزین نخواهد گفت: بله
و به منفجر شدن ادامه خواهد داد
این نه مرگ است نه خودکشی؛ این شگرد غزه است برای اعلام حق حیاتش...
و به منفجر شدن ادامه خواهد داد
این نه مرگ است نه خودکشی؛ این شگرد غزه است برای اعلام حق حیاتش...
یعنی میشه زنده بمونیم و مکه رو ببینیم یا شهید میشیم؟
ماجرای کامنتی که «احمد ابو الروس» برای #صالح_الجعفراوي نوشت
«محمود فرحات» نوشت:
این عکس برا روز تولد صالحـه. احمد ابو الروس به صالح یه سفر عمره بعد پایان جنگ و شکستن محاصره هدیه داد.
اما احمد حس میکرد که از این میدان، شهید خارج میشه. و امروز بیشتر دوستان احمد شهید شدهن، در راس همه صالح. خدا رحمتتون کنه عزیزانم💔
instagram.com/p/DQKoF0KDVvi
۲۴ اکتبر
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نترسیا
بمب نبود، رعد و برق بود
داره زمستون میشه
instagram.com/reel/DRBqrp7gsBy
#برادر
«از فلسطین»
خانم «فاتنه لیلا»، بازیگر سوریهای ساکن برلین صفحهی اینستاگرامی ساخته به نام «داستانهای کودک غزه»
آقای «پاتریک کیگان»، نوازندهی ایرلندی در صفحهی اینستاگرامیش چالشی روزانه رو دنبال میکنه:
نوشتن نام کودکان شهید غزه
instagram.com/pvkeegan_music
پاتریک این چالش رو از ۲۱ ژوئیه و با نوشتن نام شهدای چند ماهه (زیر یک سال) شروع کرده و هر روز نام بیش از ۱۰۰ کودک رو در دفترش مینویسه. او تا روز چهل و نهم چالش، به نام بچههای ۱۳ ساله رسیده و نام ۸,۲۷۳ شهید رو نوشته.
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#مادر و #خبرنگار ، در آن واحد
«اسلام زعنون»، خبرنگار «تلویزیون فلسطین» وقتی در گزارش زنده دید از پس شیطنت دختر کوچولوش -که با خودش به صحنهی گزارش آورده بود- برنمیاد، روی آنتن زنده دخترش رو بغل گرفت و با جدیت ادامه داد
نمونهای آشکار و مثالزدنی از تعهد شغلی و تعهد مادرانه
instagram.com/reel/DRUc8fDgSDL
۱۹ نوامبر ۲۰۲۵