✨
عید سعیـــد قــــربان
جشن تقرب عاشقان حق
مبــــارک بــــاد 💚
#عید_قربان
•. eitaa.com/fuadland .•
┄┄┅┅✿°❀•°•💗•°•❀°✿┅┅┄┄
بچههااا🙄
شمام دقت کردین به اینکه:
ماجرای حضرت ابراهیم خیلی عجیبوغریبه کلاً؟ از اون عجیبتر، واکنش آدماست! سالهای سال حضرت ابراهیم بچهدار نمیشدن. مردم، دائم زخمزبون میزدن که:
ـ مگه شما نمیگین پیامبرین؟ پس بچهتون کو؟
ـ پیر شدین دیگه، امیدی نیست...
ـ همسرتون هاجر، زن یه پیامبر که نباید بیفرزند باشه!
خلاصه تا جاییکه تونستن، با همون عقلِ حسابگر ظاهری فقط قضاوتشون کردن.
اما بعد از کلی انتظار، بالاخره خدا هدیهشو
داد: حضرت اسماعیل. اونم توو پیری! یه
معجزهی واقعی...
و باز همه گفتن:
ـ باید مواظبش باشی!
ـ این بچه، آیندهیِ نسل توئه!
ـ اینو از دست بدی، همهچی رو باختی!
گذشت و گذشت، حضرت اسماعیل کمی بزرگتر شد، شیرینزبونیهاش شروع شده بود...
که خدا گفت: «ابراهیم! زن و بچهتو ببر یه بیابون خشک و بیآبوعلف. بذار و برگرد.»
حالا ما باشیم، میگیم:
ـ مگه این همون بچهی معجزه نیست؟
ـ مگه یه عمر منتظرش نبودین؟
ـ مگه قرار نبود روشنی چشمت باشه؟
اما حضرت ابراهیم فقط گفت: «چشم.»
و دستور خدا رو موبهمو اجرا کرد! (:
و از اون ماجرا گذشت و گذشت تا...
حضرت اسماعیل شد یه جوونِ رشید، خوشقدوبالا...
و همونجا، فرمان رسید:«پسر عزیزت رو قربانی کن!»
اینجاست که آدم میمونه چیکار کنه؟
یه پدر که یه عمر حسرت بچه داشته، حالا
باید بچهشو با دست خودش…
نه فقط دلِ پدر، نه فقط اشکِ مادر، همهی عقلهای به زمین چسبیده، باهم فریاد میزدن: "نکن!"، "اشتباهه!"، "این بچهست، پارهی تنته!"
ولی حضرت ابراهیم بازم گفت: «چشم.»
نه چون بیاحساس بود، نه چون خسته
بود، نه چون عقل نداشت...
اتفاقاً چون عقل داشت؛ اون عقلیکه معنیش طاعته! اون عقلیکه وقتی خدا گفت، دیگه بحث نمیکنه!
اینجا دیگه ایمان فقط یه باورِ توی ذهن نیست؛ یه کار جدیه! یه پا گذاشتنِ تمامقد روی همهچیز! روی آرزوهات، روی دلبستگیات، روی حسابوکتابات، روی بیاعتمادیهای قایمشدهی ته دلت...🫠
و گفتنِ یه «چشم» ناب به خدا.
و درست همونجا، خدا گفت: «قبول شدی ابراهیم!» همینجا بود که عید قربان متولد شد. عیدی برای اوناییکه عقلشونو بردن توو محضر خدا، نه فقط تو حسابوکتابای دنیا...
حالا اگه چیزیکه بیشتر از همه دوسش
داریم، همونی باشه که خدا بخواد ازمون
بگیره...
میتونیم بگیم: «چشم»؟
میتونیم بگیم:«خدایا، تو از اونم عزیزتری؟»
میتونیم بگیم: «خدایا، اونو نمیخوام اگه تو نمیخوایش...»؟
دیدین چقد حضرت ابراهیم چشم گفتن؟ نه یکبار، بارها…🥲
و ما، چشممون به تاریخ دوخته شد: به "چَشم" گفتنهایِ بیچونوچرای حضرت ابراهیم...
درواقع: ما هرسال عید میگیریم برای اون لحظهای که یه بنده روی دلش پا گذاشت و گفت:«خدایا، اینم برای تو...» عید
قربان، جشنِ قربونی کردنه؛ اما نه فقط قربونیِ گوسفندها...🐑
قربونی کردن دلبستگیهایی که جای خدا رو گرفتن و نمیذارن با دلِ قُرصو مطمئن به تدبیرش، چَشم بگیم. (:
روزی چُنـــــــــــــــــــــــــــین
ابراهیم به واسطه رحمت
واسعه آقایمان حسین
از سختی امتحان سر بریدن
فـــرزندش رهایی یافت! 🌱
و ما
هر روز
و هر لحظه
به برکت این مولای
لب تشنه از روشنای
هستیبخش ولایت سیراب می شویم! ✨
ای جبران همه تقصیرهایمان!
ای مبدل السیئات للحسنات!
ای سید و سالار شهیدان! 💚
ما را چون حـــ🕊ـــر
به آغوش گرمت بپذیر
که ما سخت نمک پرورده
مـــــهر مادرت هستیم 💫
#میثاق_با_نور
•. eitaa.com/fuadland .•
┄┄┅┅✿°❀•°•💗•°•❀°✿┅┅┄┄