✨﷽✨
#داستانک
✍دکتری برای خواستگاری دختری رفت، ولی دختر او را رد کرد و گفت به شرطی قبول میکنم که مامانت به عروسی نیاید! آن جوان در کار خود ماند و پیش یکی از اساتید خود رفت و با خجالت چنین گفت:در سن یک سالگی پدرم مرد و مادرم برای اینکه خرج زندگیمان را تامین کند در خانه های مردم رخت و لباس میشست..
حالا دختری که خیلی دوستش دارم شرط کرده که فقط بدون حضور مادرم حاضر به ازدواج با من است. گذشته مادرم مرا خجالت زده کرده است.به نظرتان چکار کنم!! استاد به او گفت:از تو خواسته ای دارم ؛به منزل برو و دست مادرت را بشور، فردا به نزد من بیا و بهت میگم چکار کنی.
و جوان به منزل رفت و اینکار را کرد ولی با حوصله دستای مادرش را در حالی که اشک بر روی گونه هایش سرازیر شده بود انجام داد..زیرا اولین بار بود که دستان مامانش درحالی که از شدت شستن لباسهای مردم چروک شده و تماما تاول زده و ترک برداشته اند را دید ، طوری که وقتی آب را روی دستانش میریخت از درد به لرز میفتاد.
پس از شستن دستان مادرش نتونست تا فردا صبر کند و همون موقع به استاد خود زنگ زد و گفت: ممنونم که راه درست را بهم نشون دادی! من مادرم را به امروزم نمیفروشم..چون اون زندگی اش را برای آینده من تباه کرد!!
#کلاسداری
#قاصدکهای_شهر__________ 🔷🔶🔹🔸
🦋@gasdak313
🌸🍃🌸🍃
🍃🌸🍃
🌸🍃
🍃
🌺 وقتی خدا برایمان قصه می گوید.
🔹 نامش " حارث " بود. اهل آسمان همه می شناختندش. آوازه نمازهایش همه جا پیچیده بود. داستان از انجا شروع شد که ناگهان روال همیشگی زندگی اش ریخت به هم.
🌸 خدا از همه خواسته بود که به پای آدم (ع) بیفتند. و این سخت بود. انگار حسی تازه را ته ِ ته ِ دلش یافته بود. حسی غیر از این همه سال پرستشی که ریخته بود پای خدایش.
🔹 خودش! به خدا گفت: " قول می دهم تا ابد عبادتت کنم. برای تو سجده کنم ولی برای این آفریده ات هرگز!" حرف کمی نبود. حرف روی حرف خدا زده بود.
🌸 خدای مهربان از او پرسید: " چرا نمی خواهی از سجده گزاران باشی؟ " انگار او اصلا نفهمیده بود، در مقابل چه کسی ایستاده و دارد سوال چه کسی را جواب می دهد. گفت: چون من موجودی نیستم که به مشتی خاک سجده کنم."
‼ یعنی داشت همین عبادتهای نفهمیده اش را به رخ خدا می کشید. و خدا...خدای مهربان او را از خودش راند. از مهربانی ِ قشنگش!
💢 **خوبتر که فکر می کنم می بینم چیزی که "حارث" را " ابلیس" کرد #دلش بود. او می خواست خدا را هر جور که دلش می خواهد بپرستد نه آن جور که خدا می خواهد....
☝ مواظب دلمان باشد خدا را آنگونه که دلمان می خواهد نه بلکه آنگونه که او می خواهد بپرستیم ...
📚 برگرفته از آیات مبارکه سوره بقره و حجر
#قاصدکهای_شهر__________ 🔷🔶🔹🔸
#کلاسداری
🦋@gasdak313
🍃.
🌼فضیلت سجدهی شُکر
✍پیامبر گرامی اسلام (ص) هر نعمتی را که متذکر میشدند، سجدهی شکر به جا میآوردند. سجدهی شکر بعد از نمازهای واجب و مستحب خیلی تأکید شده است. اگر به انسان بگویند که: اگر بعد از نماز سجدهی شکری به جا آورید، چند میلیون به شما میدهند، همه برای این کار خود کُشی میکُنند، اما مَردم روایت را باور ندارند.
در روایت آمده است که وقتی بندهای بعد از نماز سجدهی شکر میکُنَد، خداوند متعال به ملائکهی خود میفرماید: من با این بندهام چه کُنم؟ نمازِ واجب را خوانده، با سجده کَردن، توفیقِ انجام این نماز را به من نسبت میدهد؛ میگوید: خدایا از تو ممنون و متشکرم که به من توفیق نماز خواندن دادی.
✨ ملائکه میگویند: او را به بهشت بِبَر! مرتب ملائکه پیشنهادهای دیگر میکُنند، امُا خدا میفرماید: «لَأَشکُرَنَّهُ کما شَکَرَنی وأَقبِلُ إِلَیهَ بِفَضلی وَ أُریه وَجهی؛ من از او تشکر میکُنم ، همانطور که او مَرا شکر نمود، و با فضلِ خود به او رو میکُنم و از دیدارِ وجه خویش برخوردارش میسازم.
📚 منابع:
۱- من لا یحضرهالفقیه، ج ۱، ص ۳۳۴.
۲- بحارالانوار، ج ۸۳، ص ۲۰۵.
#استاد_قرائتی🌿
#قاصدکهای_شهر__________ 🔷🔶🔹🔸
🦋@gasdak313
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حالا فهمیدی «شکرِ نعمت، نعمتَت اَفزون کُـنَد» یعنی چی؟!👌🏻📗🌱
#قاصدکهای_شهر__________🔷🔶🔹🔸
🦋@gasdak313
∞♥∞
#پای_درس_دل 🍃
☘آیت الله بهـــجت(ره)
مادّیات #دنیا و وسایل راحتۍ
راحـــتۍ نمــےآورند بلڪه
« #ألابذڪراللهتطــمئنالقـلوب »
تنها بایاد خدا دلها آرام مےگیرند.
#قاصدکهای_شهر__________ 🔷🔶🔹🔸
🦋@gasdak313
#اعمال_ویژه
#اعمال_شب_بیست_و_هفتم_رمضان
شب بیست و هفتم ماه مبارک رمضان در مقام و منزلت میتواند لیلة القدری دیگر باشد.
#التماس_دعا_برای_ظهور
●➼┅═❧═┅┅───┄
#قاصدکهای_شهر__________ 🔷🔶🔹🔸
🦋@gasdak313
#حدیث_روز
#امام_علی عليه السلام:
كسانى كه خود عيب دارند، علاقه مند به شايع كردن عيبهاى مردم هستند، تا جاىِ عذر و بهانه براى عيبهاى خودشان باز شود
غررالحكم حدیث 5198
#قاصدکهای_شهر__________ 🔷🔶🔹🔸
🦋@gasdak313