eitaa logo
- قرین -
1.1هزار دنبال‌کننده
550 عکس
13 ویدیو
7 فایل
•· در زبان عربی ¹² لایه دوستی وجود دارد ! •· قرین دوازدهمین لایه است ؛ در معنایِ جدایی ناپذیر 🏹 ‌ ‌ ‌ * راویِ قصه‌ها و عکس‌های تار * راویِ غم‌‌های خویش هستم:)🩸 ‌ ء من ؟ آبیِ غم رنگم:)🐋 https://daigo.ir/secret/41991789252
مشاهده در ایتا
دانلود
روزهای باقی‌مونده‌ی نبودن مامان از اون مدل‌ها شدم که دوست دارم فقط خیره‌ شم به سقف: )))
ای خدای پر زورِ من:) آیا پیش از این نیز ، مردمی چنین مستأصل زندگی کردند ؟
وَخُـذبیَدي‌یاعَلـی🤍.
هدایت شده از - عقیق -
گفت اسم علیٌ مکتوب علی کل شئ، یعنی نام امیرالمؤمنین روی هر برگ درخت، روی هر دانه گندم، هر گوشه از آسمان نوشته شده است، گفت هر لقمه که خوردید ز ارزاق علی‌ست، یعنی هر نانی که می‌خورید، هر دانه برنجی که در سفره‌هایتان هست، هر نمکی که روزی‌تان می‌شود، از کیسه‌ایست که هر صبح از نجف برایتان می‌فرستند، گفت یا صاحب کل مفتاح علی‌ست، یعنی کلید هر قفلی که روی زمین است دست امیرالمؤمنین است، گفت ان ارض‌الله واسعة، یعنی ارض الله سفره‌ی علی‌ست، گفت شنیده‌اید می‌گویند هرجا بروید آسمان همین رنگ است؟ یعنی آسمان، سایه‌ی علی‌ست که بر سر ما افتاده است .
فکر کنم ما آدمی‌زادها واقعاً آدم‌های بدی نیستیم ، فقط گاهی تصمیمات غلطی می‌گیریم و اون‌جایی که از تصمیمات غلط‌مون دفاع می‌کنیم ؛ بد میشیم: )
نوشته بود : گل‌ها پژمرده میشن اما حس ما موقع گرفتنشون هیچ‌وقت ..
دوازده روز است که در طول روز ، حین پروژه‌های مهدا ، سرکلاس ، تو اسنپ ، پای گاز ، آخر هیئت ، بین دو نمازم تو مسجد ، کنار خانواده‌ام ، پشت چرخ ، حین کتاب‌خوندن ، تو انتظارهام و .. تند و تند چند خط در نوت گوشی می‌نویسم و با خودم میگم شب ، وقتی روی تخت دراز کشیدم با کمی ویرایش اینجا می‌گذارمشون اما شب همین که تنم به تخت می‌رسه و آخرین نوشته‌ام رو باز می‌کنم ، دیگه ادامه‌ش یادم نمیاد و خواب می‌رم ! از این دوازده روز حتیٰ شبی رسید که فرصت باز کردن کش مویم رو نداشتم و خواب رفتم . از این دوازده روز حتیٰ شبی با فاء دیدار داشتم و فرصت ثبت در قرین نداشتم و حتیٰ شبی هم بی‌فکر به نبودن و نیامدن آقای همه‌یا‌هیچ سرکردم ! حالا هم که دارم این‌‌ها رو می‌نویسم از هوشیاری چند ثانیه بعد ، اصلاً مطمئن نیستم اما می‌خوام بگم : نمی‌دونم چقدر گذشت که برای مدیریت کارها‌ی داخل و خارج خونه ، برای انجام کارهای شخصی‌م و برای زیاد زندگی کردن و زیاد کار کردن اینقدر شبیه به مامان‌ها شدم که دو/سه روزی یکبار گوشی‌مو شارژ می‌کنم و نمی‌‌تونم از سینک پر از ظرف ، از لکه‌ی چای کابینت کنار گاز ، از لباس‌های رو دسته‌ی مبل ، از وقت گذروندن با خانواده‌ام بگذرم . در حقیقت نمی‌دونم چقدر زمان برد که از مرزهای زنانگی به سمت مرزهای دیوانگی قدم برداشتم: )))؟
امشب تعدادی عکس از گالری جدا کردم و فکر کردم چقدر خوب میشه اگر با عنوان هایلایت پادرهـوا در اینستاگرام منتشرشون کنم بعد یادم اومد من مدت‌هاست اینستاگرام ندارم;)
ای خدای پر زورِ من:) خدای دل‌های پر و دست‌های خالی خدای دست‌های دور و قلب‌های نزدیک
راستی ؛ امام رضا آغوش تو کی مرا مهمان می‌کند ؟
حتیٰ اگر هرهفته ریحون رو ببینم باید بازهم بهش بگم : من دلم تنگ میشه از فکر کردن به اینکه کِی دوباره می‌بینمت:)))))