هر روز بیشتر غرق عشقم به مامان و آقاجون میشم و مهمترین دلیلم اینه که اونها از همون روزهای نخست نقش همراه بودن رو بهجای راهنما بودن برعهده گرفتن . نقشی که از اونها پدر و مادری دوستداشتنی و امن برای ما و شرکای عاطفی و قابل اعتمادی برای هم ساخت: ))
کربلایی حسین طاهری1402042713.mp3
زمان:
حجم:
22.3M
امام منی ، همیشه تکیهگاه منی: ))
یک جا تو دعای ابوحمزه ثمالی حضرت نجوا میکنن : خدایا آرزوهایم بزرگ و کردارم بد است ، پس به اندازهی آرزوهایم از عفوت به من عطا کن . خواستم بگم خدایا منم منمم منممم منمممم منممممم:))))
خدا ، خدای دعای ابوحمزه ثمالیه ! همونجایی که میگه : متنجزٌ ما وعدت من الصّفح عمّن أحسن بک ظنـٰا ـ وعدهی عفو گذشتم برای کسی که به من حسن ظن دارد قطعیست: ))))) آه خدای من ، تو چه خدایی هستی ..
اینبار خواستم ایمانم را سپر کنم و به جنگ بروم اما احساس کردم بزرگ نیست و تمام سینهام را نمیپوشاند ؛ سپرِ ایمانِ خوش دستی نیست و بیهوا از دستانم میافتد ! فکر کنم با این سپرِ ایمان ، نمیشود سرباز سپاهت شد . حال ایمانم خراب است . برایم/برایمان کاری کن آقا .
ما قسم خوردیم که سلاح خود را رها نخواهیم کرد
و سنگرهای خود را خالـی نخواهیم نمود ء.