ما را به شهادت و کشتهشدن در راه خدا تهدید میکنید؟
هیچ شنیدهاید عاشقی را از معشوقش بترسانند؟
🕊کانال رسمی شهید حمید محمدی
🇮🇷 @shahid_hamid_mohamadi
هنگامی که علــعــــی به شهادت رسید
شیعیان بشدت متأثر و ناامید شدند
اما هرگاه به سیمای دلربای امام مـجتبیعلیهالسلام مینگریستند؛
تمام غم و اندوه از دلشان برچیده میشد
بس که شبیه بابایش علی بود؛
گویی این رسم شباهت مجتبیها به علی ها؛ همچنان پابرجاست:)
بنویسید مارا
جوانانِ غم دیده و ادامه دهنده؛
جوانانِ با بغض، جنگنده
جوانان استوارِ قلب شکسته
جوانان سیدعلیِ پاینده..💔🇮🇷
🕊کانال رسمی شهید حمید محمدی
🇮🇷 @shahid_hamid_mohamadi
امام حسن مجتبی(ع)،
با یک ضربه انتقام پدرش،
علی(ع) را از ابنملجمِ ملعون
گرفت !
خدا مجتبای ما را، منتقمِ خون
پدرش سیّد علی قرار دهد .. 🏴
🕊کانال رسمی شهید حمید محمدی
🇮🇷 @shahid_hamid_mohamadi
خوشبختی یعنی !!
آخرش یدونه از اینا بیاد دنبالت
🕊کانال رسمی شهید حمید محمدی
🇮🇷 @shahid_hamid_mohamadi
شهیدِ دریا دل
مات ومبهوت نگاهم رو دوخته ام به بنرِ بزرگی که دربِ ورودیِ مسجد نصب شده
صوتِ قرآن نمیگذارد هیچ صدایِ دیگه ای به گوشم برسه...
چندبار زیرلب اسمِ نقش بسته پایین بنر رو تکرار میکنم
«پاسدارِ شهید حمید محمدی»
به آنی تمامِ سالهایِ گذشته از پیش چشمم عبور میکند
ما از بچگی زیرِ این علم قدکشیدیم ومسجدی مزین به نامِ حضرت ابوالفضل(ع) خانهٔ دوم ما شد وهمه یک خانواده شدیم،خانواده ای که عهدش ازلی وابدی است
وحالا گویی دعایِ عاقبت بخیری
در حقِ یکی از اعضایِ این خانواده مستجاب شده
انگار وزنه ای سنگین به پاهایم وصل است و برایِ قدم از قدم برداشتن یاری ام نمیکنند
در و دیوارِ مسجدی که تا همین مدتی پیش
شاهدِ خدمتِ مخلصانه اش بود حالا غبارِ ماتم به خود گرفته...
سخت ترین کار برایم نگاه کردن به چهرهٔ نوجوان هایی است که غمِ از دست دادنِ معلم و رفیقشان چهره هایشان را دگرگون کرده...
درو دیوارِ مسجد روضه میخواند و
بینِ اون همه صدا، صدایِ هق هق گریه خیلی خوب به گوش میرسید
لباسِ پاسداری و پوتینِ نظامی اش کنارِ منبر ورأس مجلس است،اصلا مگر دیگر به روضه خوان نیاز است؟
همین دست لباس خودش روضه ایست مصور...
حتما وقتی برایِ اولین بار قامتش سبزپوشِ لباسِ پاسداری شده مادرش برایش واِن یکاد خوانده واسپند دود کرده
و یا اولین باری که با آن پوتین ها پابه ناو گذاشته و دل به دریا زده حس شعف تمام وجودش را گرفته...
نمیدانم آخرین بار قبل از ترکِ شیراز به مقصدِ جنوبِ کشور مادرش را سخت به سینه فشرده یا یک دلِ سیر پدرش را تماشا کرده یانه
اما این را خوب میدانم که این ایام مادرش قابِ عکسش را برایِ لحظه ای از خودش جدا نمیکند و پدرش مدتها به چشم هایش درعکس ها خیره میشود
انگار باور ندارند که او دیگر شهید است...
من هم هنوزباور نمیکنم
مگر میشود
علمدارِ رشیدِ هیئتِ ما دیگر نباشد؟
هست، من مطمئنم هنوزهم هست
شاید جسمِ سوخته اش مهمانِ قعرِ دریا باشد
اما نگاهش هنوز هست
اویی که درزمانِ حیات،کارِ اهلبیت را به هیچ قیمتی زمین نمیگذاشت،جز شهادت برایش پاداشی معنا نداشت...
شهید زیست وعاقبت شهید شد
چه شهادتی هم نصیبش شد
اویی که سینه سوختهٔ روضهٔ مادربود و عمری زیر بیرقِ ساقیِ تشنه لب سینه زد و مدالِ نوکریِ اباعبدالله برگردنش بود
لب تشنه، میانِ دریا زیرِ آتشِ پست ترین و رذل ترین شیاطینِ زمان تا آخرین نفس برایِ دفاع از کیانِ ایران جنگید
و سرانجامش شد نوشیدنِ شهدِ شیرین شهادت که گوارایش باد
او دل کنده از دنیایِ فانی بود به قدری که
حتی نخواست سهمش یک متر مزار، دردلِ خاک باشد و در دریا ماندگار شد
راهِ شهیدِ مظلومِ مقتدرِ ما تا همیشه ادامه دارد
باشد که خونِ پاکش زمینه سازِ ظهورِ حضرتِ حجت باشد
و ما به رسم وعهدِ خانوادگی، چشم به شفاعتِ شهیدمان داریم...
#شهید_حمید_محمدی
#شهیدِ_دریا_دل
🕊کانال رسمی شهید حمید محمدی
🇮🇷 @shahid_hamid_mohamadi