شخصیتبازینعمتالهی💕
#رمان✨ #احسان بلاخره رسول جواب داد و بهش گفتم چرا تلفتنت جواب نمیدی و اینا اونم گفتش که سرم شلوغ بو
#رمان✨
#رسول
به گوشیه قط شده نگاه کردم خیر سرم گفتم بده عمو گوشیو
همینجوری نشسته بودم که چند دقیقه بعد گوشیم زنگ خورد
احسان بود جواب دادم
الو سلام احسان خوبی؟
#احسان
الو سلام داداش ممنون تو خوبی
چرا با علیرضا صحبت میکردی صدات یجوری بود اتفاقی افتاده؟
اصلا چرا یه دفعه بی خبر رفتید همتون؟؟
#رسول
راستش داداش نمیدونم چجوری بگم بین علی و حنانه خانوم شکر آب شده اومدیم ببینیم چه خبره بعدم حنانه خانوم حالش بد شد الان بیمارستانیم
حالا اومدم خونه مفصل تر توضیح میدم بهت
#احسان
الان بیمارستانید؟؟
چرا یه دفعه ای
علی کجاست اصلا
رسول میشه درست بگی چه اتفاقی افتاده؟
شخصیتبازینعمتالهی💕
نه بابا اختیار دارید، چند ساعته اصلا غذا نخوردم برای شام حتما میام #محمد
که غذا نخوردی...!؟
منتظرتون هستیم... الان میرم برات یه غذای خوشمزه عطیه پز درست میکنم☺️
#عطیه
شخصیتبازینعمتالهی💕
باز دعوا بندازاااا #امیرحسین
معلومه؟🤓😎
اصلا من استادم تو این کار 😁
راستی تو جمله ات گفتی باز
چرا باز ؟
مگه من تا حالا دعوا راه انداختم😄 تازه اونم بین زن و شوهر🦦
نوچ نوچ این وصله ها به من نمیچسبه🦥🤷♀
#حامد
شخصیتبازینعمتالهی💕
بله بله حواسم هست☺️😂 #عطیه
مرسی از توجهتون😁🙏
#حامد
شما هم از 😊 و ☺️ یه حس دیگه میگیرید!؟ مثلا دارم برات و از این قبیل چیز ها😂🤣
#حنانه
شخصیتبازینعمتالهی💕
بله باز...😂🤣 #حنانه
بزار دو دقیقه از قبلی بگذره بعد اینجوری بگو 🚶🏻♀😂
#حنانه
شخصیتبازینعمتالهی💕
بله باز...😂🤣 #حنانه
من که چیزی یادم نمیاد 🤷♀🤷♀
#حامد
شخصیتبازینعمتالهی💕
مخصوصا اولی #حامد
دومی ملایم تره😂
اصلا برا همین دارم ازش استفاده میکنم
#عطیه