شخصیتبازینعمتالهی💕
خب شاید تبلیغه #امیرحسین
بده من ببینم؛نوشته که:
آقای مهدی موحد سرپرست گرامی طنین لطفی لطفا برای پیگیری روند درمان به بیمارستان بقیه الله مراجعه نمایید
باتشکر
چشمام گرد شد..عمو؟سرپرست؟چی میگه این؟دویدم سمت طبقه پایین و درو با شتاب باز کردم
بی توجه به همه فقط به عمو نگاه میکردم
گفتم:عمو..این چی میگه؟تو سرپرست کی شدی؟اصلا چیه قضیه؟
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
بده من ببینم؛نوشته که: آقای مهدی موحد سرپرست گرامی طنین لطفی لطفا برای پیگیری روند درمان به بیمارستا
هر چقدر دنبال امیر دویدم اون سریعتر از من بود
زیر لب گفتم : آرومتر تازه آشتی کردن
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
بخونیم #مهدی
گمش کردم🤣🤣🤣
دارم دنبالش میگردم اگه دارین بزارین🦦😁
#رسول
شخصیتبازینعمتالهی💕
بده من ببینم؛نوشته که: آقای مهدی موحد سرپرست گرامی طنین لطفی لطفا برای پیگیری روند درمان به بیمارستا
با صدای در سرم رو بالا آووردم... امیر بود... با حرفی که زد شوکه نگاهش کردم... بدون توجه به نگاه های محسن و بقیه بلند شدم و گوشی رو از دستش کشیدم... پیام رو که خوندم بدون توجه به صدا زدن هاشون سریع سمت بالا رفتم... لباس پوشیدم تا برم بیمارستان
#مهدی
شخصیتبازینعمتالهی💕
با صدای در سرم رو بالا آووردم... امیر بود... با حرفی که زد شوکه نگاهش کردم... بدون توجه به نگاه های
دنبال عمو رفتم بالا
عجله داشت
آروم پرسیدم : ماشین بگیرم برات ؟
اگر بگم باهات بیام که نمیذاری حداقل بذار ماشین بگیرم پشت فرمون نشین
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
دنبال عمو رفتم بالا عجله داشت آروم پرسیدم : ماشین بگیرم برات ؟ اگر بگم باهات بیام که نمیذاری حداقل
نمیخواد خودم میرم... ماشین رو لازم دارم
#مهدی
شخصیتبازینعمتالهی💕
نمیخواد خودم میرم... ماشین رو لازم دارم #مهدی
جلوش رو گرفتم
ـــ با این حالت تنها نرو یا بذار بیام یا ماشین بگیرم .
#احسان