شخصیتبازینعمتالهی💕
فکر کنم نیازه داداشم بیاد نقش رسولو ازت بگیره🦦
موافقم🚶🏻♀
داداش بیا بگیررررررر🚶🏻♀
_ عموی امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
پس ببند بلا ملا کنسله اینو دیکتاتور سابق داره میگه همونی که یه زمان فقط اون سخن میگفت🦦
الانم فقط اون سخن میگه😕🚶🏻♀️
_ عموی امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
برای بار هزارم خودش داره میگه نیست😐
هست😑
_ عموی امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
دیگه نمیخوادم باشه
خواستنی نیست...
_ عموی امیرحسین
طنین رو بغل کردم و سمت حیاط رفتم... امیر و احسان رو تنبیه کرده بودم و داشتن فرش میشستن.
با دیدن من دوباره غر زدن هاشون شروع شد...
#مهدی
شخصیتبازینعمتالهی💕
طنین رو بغل کردم و سمت حیاط رفتم... امیر و احسان رو تنبیه کرده بودم و داشتن فرش میشستن. با دیدن من د
عمو نمیشه همین یه فرش باشه؟
بخدا خستم..خوابم میاد
ول کن توروخدا
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
عمو نمیشه همین یه فرش باشه؟ بخدا خستم..خوابم میاد ول کن توروخدا #امیرحسین
نوچ... غر نزنید دیگه شما هم... از طنین یاد بگیرید.. بچم چقدر ماهه... بعد شماها...
(با طنین سمت تخت گوشه حیاط رفتیم طنین رو نشوندم و همزمان گفتم)
غر نزنید کارتونو بکنید
#مهدی
شخصیتبازینعمتالهی💕
نوچ... غر نزنید دیگه شما هم... از طنین یاد بگیرید.. بچم چقدر ماهه... بعد شماها... (با طنین سمت تخت گ
میخواستم جواب عمو رو بدم که یهو یه سطل آب یخ خالی شد روم
وایییییی...یخ زدم
#امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
میخواستم جواب عمو رو بدم که یهو یه سطل آب یخ خالی شد روم وایییییی...یخ زدم #امیرحسین
برگشتم دیدم احسانه میخواستم بدوام دنبالش که یهو..
#امیرحسین