شخصیتبازینعمتالهی💕
چرا روح!؟ #مهدی
همینطوری
خواستم با دیالوگ های شخصیت قاطی نشه
#روحاحسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
همینطوری خواستم با دیالوگ های شخصیت قاطی نشه #روحاحسان
عاااااا
_ عموی امیرحسین
شخصیتبازینعمتالهی💕
چند ساعتی سر مزار آرمان نشستم حرف زیاد داشتم برای گفتن اما زبونی برای گفتنش نبود فقط نشستم زل زدم
میدونستم که مراسم تموم نشده از اونجا میام بیرون
میدونستم نمیتونم بمونم
من هنوز حالم خوب نبود
هنوز نمیتونستم بشینم و از ته دل و شاد بخندم
اما نامردی بود حرف امیر و قبول نمیکردم
نامردی بود اگر میگفتم رنگ شادی چشمهای عمو رو ندیدم 🥲
#احسان
شخصیتبازینعمتالهی💕
خداوکیلی من بیشترین کسی نبودم که از اول میگفتم غمشو گین نکنید؟😑🦦از فصل یک #رسول
فعلا بلا آوردنو گفتم و گرنه حرفت که صحیحه🚶♀️🦦
شخصیتبازینعمتالهی💕
میدونستم که مراسم تموم نشده از اونجا میام بیرون میدونستم نمیتونم بمونم من هنوز حالم خوب نبود هنوز
احسان بالاخره اومد تو ماشین دو ساعتی تا اومدن عمه اینا وقت داشتیم
پس سریع روندم سمت خونه تا بتونه بخوابه
هیچ حرفی بینمون رد و بدل نشد انگار سکوت،وزن داشت..
وقتی رسیدیم احسان بی هیچ حرفی رفت بالا
منم ماشینو پارک کردم و رفتم بالا
رو به احسان گفتم:بیا..این آرام بخشو بخور و بخواب تا اومدن بیدارت میکنم
#امیرحسین